حجت الاسلام سعید صلح میرزایی: یکی از موضوعاتی که در زندگی پُرشور و پُرجهاد امام شهیدمان، رضواناللهعلیه، جایگاه ویژهای داشت، هدایت جوانان بود. ایشان در سال ۱۳۹۷، به مناسبت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی، بیانیه گام دوم انقلاب را نوشتند و در آن خطاب به جوانان فرمودند که باید خود را برای تحویل گرفتن بار مسئولیت انقلاب از نسل پیشین آماده کنند.
جوانان عزیز ما نیز پاسخ شایستهای به این دعوت دادند. امروز میبینیم که فرماندهان و نیروهای جوان در عرصه نظامی، و جوانان در حوزههای علمی، فرهنگی، بهداشتی و خدماتی، مسئولیتهای سنگینی را بر دوش گرفتهاند و در مسیر ادامه راه شهدا و امام شهدا گام برمیدارند.
امام شهیدمان در بیانیه گام دوم، افزون بر دعوت جوانان به پذیرش مسئولیت، میخواستند آنان را متوجه دستاوردهای بزرگ ملت ایران کنند؛ اینکه کشور از کجا به کجا رسیده است. شناخت این پیشرفتها میتواند اعتمادبهنفس و باور به تواناییها را در نسل جوان تقویت کند؛ توانی که در این نگاه، ریشه در قدرت الهی دارد و میتواند عزت و انگیزهای تازه برای ادامه مسیر ایجاد کند.
برای روشن شدن این موضوع، میتوان مثالی ساده آورد: فرض کنید کسی شما را سوار خودرو کند و به سوی مشهد حرکت کند. اگر در میانه راه خوابتان ببرد و بعد بیدار شوید، شاید بپرسید چهقدر رانندگی کرده و چرا اجازه نداده است در رانندگی کمکش کنید. او پاسخ میدهد که به مشهد نزدیک شدهاید. شما از مسیر طیشده و زحمتی که کشیده شده است، آگاه میشوید. مقصود از این مثال آن است که شناخت راهی که پشت سر گذاشتهایم، به ما کمک میکند قدر تلاشهای انجامشده را بدانیم و ادامه مسیر را با آگاهی و توان بیشتری طی کنیم.
یکی از دستاوردهای مهمی که امام شهیدمان برای ملت ایران دنبال میکردند، استقلال بود. استقلال، سرمایهای گرانبهاست. برای درک اهمیت آن، کافی است به سرنوشت برخی کشورها نگاه کنیم. در نمونههایی مانند سوریه، ونزوئلا و عراق، تحولات سیاسی و تصمیمهای مسئولان، پیامدهایی داشته که بر زندگی مردم و اختیار آنان در اداره امور کشور اثر گذاشته است. در این نگاه، استقلال تنها داشتن امکانات و منابع نیست؛ بلکه توان تصمیمگیری و استفاده از آن امکانات بدون وابستگی به اراده دیگران نیز اهمیت دارد.
برخی کشورها، با وجود برخورداری از ثروت و تجهیزات نظامی، در عمل نمیتوانند آنگونه که انتظار میرود از امکانات خود استفاده کنند. در سخنرانی به ماجرای قطر نیز اشاره میشود؛ کشوری که با وجود هزینههای فراوان برای تجهیزات دفاعی، در رویدادی امنیتی نتوانست از آنها بهره مؤثری ببرد. این نمونهها، در چارچوب بحث، بر اهمیت استقلال واقعی و اختیار در تصمیمگیری تأکید میکنند.
در دوره حکومت پهلوی نیز، بنا بر خاطرات نقلشده از محمدرضا شاه، هواپیماهایی که در ایران حضور داشتند برای جنگ ویتنام برده شدند؛ حتی گفته شده است که او گلایه داشت چرا دستکم برای این کار از ایران اجازه نگرفته بودند. این روایت بار دیگر اهمیت استقلال را یادآوری میکند: داشتن تجهیزات بهتنهایی کافی نیست؛ یک ملت باید بتواند درباره سرنوشت و امکانات خود تصمیم بگیرد.
چند ماه پیش، زمانی که برای زیارت به مکه مشرف شده بودم، پس از خروج از مسجدالحرام و در مسیر حرکت به سوی مزار حضرت خدیجه (سلاماللهعلیها) و حضرت ابوطالب، با دو جوان سیاهپوست روبهرو شدم که لباس احرام بر تن داشتند. آنان با دیدن من گفتند: «ماشاءالله ایران!» و یکی از آنها دستبندی با پرچم ایران نشانم داد. سپس سرودی درباره تلآویو برایم اجرا کردند. این برخورد برایم جالب بود و یادآور شد که مردم ما باید بدانند چه تحولاتی رخ داده است. استقلال و اقتدار دفاعی، گوهرهایی ارزشمندند که بهآسانی به دست نیامدهاند.
پیشرفت در حوزه دفاعی، بهویژه در شرایط تحریم و محدودیت دسترسی به فناوری، حاصل تلاش فراوان است. توسعه صنعت موشکی و سامانههای پدافندی، در این روایت، نمونههایی از کوشش برای خودکفایی به شمار میروند. حتی در داخل کشور نیز گاه دیدگاههایی وجود داشته که میتوانسته مسیر استقلال را دشوار کند.
در سخنرانی به نقل از شهید حاجیزاده گفته میشود که پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، برخی جمهوریهای تازهاستقلالیافته موشکهایی ارزانقیمت در اختیار داشتند و پیشنهاد شده بود تعداد زیادی از آنها خریداری و ذخیره شود. اما امام شهید با این پیشنهاد موافقت نکردند. به گفته شهید حاجیزاده، اگر آن موشکها خریداری میشد، دستکم پنج سال از پیشرفت صنعت موشکی کشور عقب میماندیم.
امام شهید بارها بر دستیابی به توان نقطهزنی تأکید کرده بودند؛ یعنی رسیدن به توانایی هدف قرار دادن دقیق نقطه مورد نظر در زمان لازم. متخصصان آزمایشهایی انجام میدادند و نتایج را ارائه میکردند. ایشان از تلاشها قدردانی میکردند، اما تأکید داشتند که هنوز به سطح مورد انتظار نرسیدهاند. سرانجام، به روایت سخنران، روزی فرا رسید که نتیجه کار لبخند رضایت را بر لبان ایشان نشاند.
از جمله افرادی که در این مسیر تلاش کردند، شهید لطفینیاسر بود که در حمله به تیفور سوریه به شهادت رسید. بنا بر خاطرهای که از برادر او نقل شده است، روزی با خوشحالی به خانه آمد و گفت که کارشان مورد تأیید قرار گرفته است. این روایت، بخشی از تلاش متخصصان برای تقویت توان دفاعی کشور را بازگو میکند.
در ادامه این مسیر، ایجاد سپر دفاعی پیرامون کشور و توسعه عمق راهبردی نیز از موضوعات مهم به شمار میروند. در این نگاه، ملتهای منطقه به مردم ایران و جمهوری اسلامی علاقه دارند و خود نیز از سوی رژیم صهیونیستی، آمریکا و نیروهای همسو با آنها در منطقه با تهدیدهایی مواجهاند. از همین رو، پیوندهایی میان ایران و رزمندگان حزبالله، نیروهای مقاومت فلسطینی و یمنی و نیز مؤمنان در پاکستان، افغانستان و دیگر نقاط جهان شکل گرفته است.
این پیوندها، در سخنرانی، بخشی از عمق راهبردی جمهوری اسلامی توصیف میشوند؛ عمقی که تنها به مرزهای جغرافیایی محدود نیست و از همبستگی و باورهای مشترک نیرو میگیرد. به تشییع پیکر امام شهیدمان در عراق اشاره میشود و این احتمال مطرح میشود که اگر چنین مراسمی در پاکستان، افغانستان یا حتی اروپا برگزار میشد، مؤمنان بسیاری در آن گرد هم میآمدند. از این منظر، گسترش پیام انقلاب و شکلگیری جبهه مقاومت، یکی از دستاوردهای راهبردی کشور دانسته میشود.
بخش دیگری از بحث به فناوریهای راهبردی، از جمله فناوری هستهای و فضایی، اختصاص دارد. در سخنرانی نقل میشود که امام شهید به دانشمندان یادآوری کرده بودند کشور در بسیاری از شاخههای علمی، به دلیل کوتاهیهای گذشته، فاصله زیادی با جهان پیشرفته دارد؛ اما در حوزههایی مانند فناوری نانو میتواند با سرعت بیشتری به مرزهای دانش نزدیک شود.
جنبش نرمافزاری که از دهه هفتاد مورد تأکید قرار گرفت، در این روایت، زمینهساز بخشی از پیشرفتهای علمی و فناورانه امروز معرفی میشود. سخنران میگوید اکنون تولیدات دفاعی و دستاوردهای کشور در زمینههای مختلف با تقاضا روبهرو هستند؛ درحالیکه زمانی برای تهیه ابتداییترین تجهیزات، مانند سیم خاردار، با دشواری مواجه بودیم. در بیانیه گام دوم نیز به این تغییر اشاره شده است که چالش برخی کشورها، جلوگیری از خریداری شدن سلاحهای ایرانی از سوی دیگران است.
نکته دیگر، سازندگی و ایجاد زیرساختهای گسترده در کشور است. برای ارزیابی این دستاوردها، میتوان با ایرانیانی گفتوگو کرد که در خارج از کشور زندگی میکنند؛ چه آنان که بازمیگردند و چه کسانی که از طریق گفتوگوها و صفحات مجازی تجربههای خود را بیان میکنند. برخی امکاناتی که در ایران در دسترس مردم قرار دارد، در کشورهای دیگر بهسادگی فراهم نیست یا دسترسی به آنها دشوار است.
در سخنرانی همچنین به نمونههایی از مشکلات کشورهای اروپایی، از جمله مرگومیر ناشی از گرما، اشاره میشود؛ مسائلی که شاید برای بسیاری از مردم کمتر شناخته شده باشد. در داخل کشور نیز گسترش زیرساختها در مناطق دورافتاده، از جمله دسترسی به گاز، برق، تلفن و اینترنت، از جمله دستاوردهای مورد اشاره است. البته سخنران تصریح میکند که مشکلاتی همچون تورم و دشواریهای معیشتی همچنان مردم را آزار میدهد؛ اما توسعه زیرساختها و گسترش امکانات نیز بخشی از واقعیت کشور است.
آخرین نکته و به تعبیر سخنران، فتحالفتوح انقلاب، تربیت مؤمنان انقلابی است؛ جوانانی که در میدانهای گوناگون مسئولیت بر عهده گرفتهاند. در این بخش از چهرههایی همچون حاج قاسم سلیمانی، شهید سید ابراهیم رئیسی، شهید سید حسن نصرالله، شهید حاجیزاده و شهید سلامی یاد میشود. همچنین به دانشمندان و نیروهایی اشاره میشود که در جریان جنگ اخیر هدف ترور قرار گرفتند و زنان و مردانی که امروز در جایجای ایران به فعالیت و خدمت مشغولاند.
از این منظر، تربیت چنین انسانهایی یکی از دستاوردهای مهم دوران رهبری امام شهیدمان دانسته میشود؛ انسانهایی که ادامهدهنده راه شهدا هستند و مسئولیت پیشبرد کشور را بر دوش میکشند.
در پایان، با این آیه یاد سخن را به پایان میبریم: «وَإِنْ یُرِیدُوا أَنْ یَخْدَعُوکَ فَإِنَّ حَسْبَکَ اللَّهُ هُوَ الَّذِی أَیَّدَکَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِینَ».
در انتظار روزی هستیم که آفتاب حقیقت، بیهیچ سایهای، بر زمین بتابد.