مشاهده خبر

چهار شنبه 1 مهر 1405

تعریف «معلم» از زبان معلمان

برنامه «صبح بخیر ایران » ۱ مهر ماه در گفت‌وگو با معلمان جهادگرمهمان سمانه اجلالی و ثریا مطهرنیا بود.

مجری:
خانم اجلالی، معلم یعنی چی؟

سمانه اجلالی:
معلم شاید بعضاً این شکلی تعبیر بشه برای خیلی‌ها که ما معلم‌ها می‌ریم سر کلاس که آموزش بدیم، اما اساساً کلاس درس برای همه ما یک نوع درس دوطرفه است؛ یعنی هم از سمت دانش‌آموزها برای ما و هم از سمت معلم برای دانش‌آموز. کلاس درس جاییه که همه اومدن درس یاد بگیرن، چیز یاد بگیرن و برن سمت...

مجری:
خانم مطهرنیا، شما فهمیدید معلم فقط باید معلم باشه یا کارهای دیگه‌ای هم باید انجام بده؟ شنیدم فعالیت‌های خاصی داشتید.

ثریا مطهرنیا:
عرضم به خدمتتون آقای واحدی، من اصلاً به هیچ عنوان دوست نداشتم معلم باشم، اصلاً تو ذهنم نمی‌گنجید. من تقریباً هفده سال تمام سکونت کامل توی روستا داشتم. اولین روستایی که رفتم، روستای شاندیز بود، بچه‌های شاندیز. از همین‌جا به همه‌شون سلام می‌کنم و ازشون حلالیت می‌طلبم بابت اون چیزی که شاید از نظر بچه‌ها سخت‌گیری بود؛ ولی اون احساس مادرانه‌ای که من نسبت به این بچه‌ها داشتم و دلم می‌خواست همیشه این بچه‌ها رو خیلی عالی و درجه یک ببینم.

اون سال توی اون مدرسه تقریباً دویست تا دانش‌آموز بود و من هم مدیر بودم.

مجری:
چه کارهایی غیر از مدیر بودن و معلم بودن انجام می‌دادید؟

ثریا مطهرنیا:
من اولین روستایی که رفتم، رنج رو توی نگاه بچه‌ها دیدم؛ رنجی که ناشی از فقر بود، رنجی که بابت شاید اون منطقه‌ای بود که خیلی کم‌برخوردار بود.

من قبل از اینکه یک معلم باشم، بیشتر به این فکر می‌کنم که من یک انسانم. بالاتر از معلم، من یک مادر بودم. یک مادر همیشه بهترین‌ها رو برای بچه‌هاش می‌خواد.

زمانی که بچه‌های روستا رو می‌دیدم با لباس نامناسب، با این کیسه‌های برنج که مدرسه‌شون بود، نایلون، بچه‌ها کتاب‌هاشون رو داخل نایلون می‌ذاشتن، زمانی که پشت نیمکت... من اون درد رو پشت نگاهشون حس می‌کردم و به عنوان یک مادر و به عنوان یک انسان، هیچ‌وقت وجدانم قبول نمی‌کرد که من خودم رو یک معلم صرف در چارچوب یک کلاس ببینم.

مجری:
کاری هم کردید که این اتفاق یواش‌یواش تغییر کنه؟

ثریا مطهرنیا:
در برابر فقر سکوت نکردم، در کنارشون وایسادم و جنگیدم برای اینکه فقر رو یه ذره کمرنگ بکنم.

اون هفده سالی که من توی روستا بودم، حتی پنجشنبه و جمعه بچه‌هایی که ضعیف بودن، توی خونه‌ام براشون کلاس می‌ذاشتم. یعنی اصلاً اوقات فراغتی برای خودم متصور نمی‌شدم.

زمانی که بچه‌ها رو می‌دیدم ضعف پایه دارن، زمانی که ما کلاس‌های چندپایه رو توی روستا داریم، اون هم مدارسی که از لحاظ امکاناتی خیلی ضعیف هستن، بزرگ‌ترین کاری که از نظر خودم انجام دادم، از خودم گذشتم و از خانواده‌ام گذشتم.

از همین‌جا هم از تمام مردم روستا تشکر می‌کنم. مردم روستا، نه تنها مردم روستا، کلاً مردمان نجیبی داریم و شاید اگر ایران ما تو این نقطه قرار گرفته، بابت اون نجابت، می‌شه نجابت مردمش. امیدوارم مسئولان نجابت مردم رو به حساب خودشون نذارن. من انتظار دارم وضعیتمون خیلی بهتر از این حرف‌ها باشه.

مجری:
خانم اجلالی، روز نهم اسفند سر کلاس درس بودید که اون اتفاق افتاد. از حال‌وهوای اون روز بگید؛ کدوم مدرسه بودید؟

سمانه اجلالی:
آموزگار پایه اول هستم. روزی که رفتم سر کلاس، شنبه بود و ما شیفت صبح بودیم. مثل روال هر روز، زنگ اول ما روخوانی داشتیم با بچه‌هام. من یه مقدار بهشون زمان دادم تمرین کنن و بیان برای پاسخ دادن.

در حین اینکه داشتن تمرین می‌کردن، همش سؤال می‌پرسیدن راجع به اون متن. «خانم، اینجا نوشته میهن ما، شما می‌گفتین جان ما همونه؟» می‌گفتن: «بله پسرم، همونه.» «خانم، اینجا نوشته که ما میهن اسلامی خود را دوست داریم؟» دوباره همون «بله».

لای این متن شش، هفت خطی، از من سؤال پیدا کرده بودن درباره ایران و هی از من سؤال می‌پرسیدن. در آخر گفتم: «بچه‌ها صبر کنید، من سؤال‌های همه‌تون رو الان یک‌جا پاسخ می‌دم.»

نقشه ایران رو روی تخته کشیدم و تصویر اون کتاب رو هم روی پروژکتور کلاس انداختم و هر شهر رو براشون یک‌به‌یک باز کردم و زوم کردم. گفتم: «خب بچه‌ها، هر کدومتون اهل کدوم شهر هستید؟»

یکی می‌گفت: «من اهل آذربایجانم.» می‌آوردم پای تخته، نشون می‌دادم و می‌گفتم: «خب، اینجا شهر شماست.»

یکی می‌گفت: «هفته پیش رفتم شهرستان.» تک‌تک شهرها رو با هم باز کردیم.

وقتی این نقشه رو دوباره باز کردم، گفتم: «همه این‌ها در کنار هم چی می‌شن؟» گفتن: «ایران.»

گفتم: «خب، الان هم شما در کنار هم، شما یک ایران هستید در قالب یک کلاس.»

یادتونه که چند روز پیش از کلاس روبه‌رویی می‌خواستن بیان کلاس شما؟ یکی از بچه‌ها گفت: «بله خانم، من زنگ تفریح موندم توی کلاس، اگه کسی داره میاد، مواظب وسایل و کیف شما و کیف بچه‌ها باشم.»

گفتم: «خب، شما که انقدر مراقب همه چیز هستید و کلاس رو مثل خونه خودمون می‌دونید، اگه یه وقت شب بخوابین و احساس کنید یه نفر داره در خونه شما رو باز می‌کنه، چیکار می‌کنیم؟»

گفتن: «خانم، بلند می‌شیم سروصدا می‌کنیم، خانواده‌مون رو بیدار می‌کنیم، اصلاً در و همسایه رو بیدار می‌کنیم.»

گفتم: «بچه‌ها، چیکار به در و همسایه دارید؟»

گفتن: «اگه دزد بیاد خونه ما، ممکنه بعد از خونه ما بره خونه اونا، پس ما باید همه رو بیدار کنیم.»

گفتم: «بچه‌ها، شما به این فکر نمی‌کنید که شما کوچولویید، ممکنه اون دزد به شما آسیب بزنه؟»

گفتن: «نه، اگه کوچولو هم باشه باید از خودمون دفاع کنیم. این خونه ماست، خودمون زحمت کشیدیم و خریدیم.»

این گفت‌وگو یک زنگ کامل رو برد. وقتی زنگ خورد، با خودم گفتم: «ای بابا، ما این زنگ نه روخوانی کردیم، نه کاری»، غافل از اینکه به نظرم بچه‌ها درس خودشون رو گرفته بودن.

بچه‌ها که رفتن زنگ تفریح، از زنگ تفریح که اومدن، احساس کردم یه مقدار فضا آشفته است. پرسیدم: «بچه‌ها چی شده؟»

گفتن: «خانم، می‌گن یه چیزی شده.»

گفتم: «شما برید سر کلاس، دفتر و کتاب رو باز کنید تا من برم ببینم چه خبره.»

همون موقع متوجه حملات خصمانه شدم. وقتی برگشتم سر کلاس و می‌خواستیم بچه‌ها رو آماده کنیم، مدیر و همکارها می‌گفتن بچه‌ها رو آماده کنیم و به دست خانواده‌هاشون بسپاریم.

همش دیالوگ ذهنی من این بود که کجا امن‌تر از مدرسه برای بچه‌ها؟ اصلاً چرا ما این کار رو بکنیم؟ چرا یادگیری علم و دانش باید تعطیل بشه؟ کجا امن‌تر از مدرسه؟

باورم نمی‌شد که حملات به مدرسه اصابت کنه؛ خودش هم یک کلاس درس بود.

 

 

آخرین اخبار

از خاطرات کامیون داران تا رژه سنگین سواران جان‌فدا آشنایی با فعالیت ها و مراکز آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مدیریت خواب و استفاده از فضای مجازی بچه ها در دوران مدرسه نقش صبر مادر در موفقیت اعضای خانواده بررسی ضرورت آموزش و انس با قرآن در دوران ابتدایی تفنگدار سابق آمریکایی، مهمان امشب برنامه «سپیده» شبکه یک مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید ضرورت ایجاد محیطی امن، بانشاط و انگیزه‌بخش برای دانش‌آموزان امنیت غذایی و تکالیف قانون برنامه هفتم پیشرفت معلمان «گردان معلمین منتقم» مهمان صبح بخیر ایران تعریف «معلم» از زبان معلمان دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی چگونه حضرت معصومه(س) را به زبان نسل امروز معرفی کنیم؟ ایران کمترین تصاویر را از جنگ میان آدمیان در گذشته دارد خادمین حرم امن حضرت فاطمه معصومه (س) به شبکه یک آمدند شناخت بیشتر شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) بررسی دلایل کمبود پزشک و پرستار در «هشت درصد» مزایا و ظرفیتهای پرورش کرم ابریشم در ایران حضور تیم ملی ایران در ۲۰ رشته مسابقات جهانی مهارت بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های اقتصادی آذربایجان شرقی در «پایش» نقش استقامت در تحقق عدالت و زمینه‌سازی ظهور راه‌های غلبه بر موانع و افزایش استقامت بررسی موانع واگذاری زمین به مردم در برنامه «هشت درصد» نام نسخه ایرانی از زهپاد غنیمتی آمریکایی امشب اعلام می‌شود «سپیده» در شبکه یک؛ ایران را از چشم جهان ببینید تبیین مفهوم قرآنی استقامت استقامت؛ راه رسیدن به قله‌های تمدن اسلامی آسباد؛ روایت فرهنگ و زندگی مردم سیستان و بلوچستان در قاب شبکه یک «زنگ امید» با فصل دوم بازگشت؛ روایت درخشش استعدادهای دانش‌آموزان ایرانی مستند «جهان جدید» روایتی مسئله‌محور از تجربه چین در توسعه انرژی‌های پاک است «جریان فرهنگ» در شبکه یک؛ فرهنگ، تعلیم و تربیت، «فراراهبردی» برای جهت‌دهی به سایر راهبردها روایتی از جهش فناوری و راهکارهای مهار ناترازی انرژی در مستند «جهان جدید» جزئیات برگزاری دومین رویداد رسانه ای «جریان اقتصاد» توسط شبکه یک «ایرانِ جانِ قزوین» از آنتن شبکه یک نقشه راه جنگ اقتصادی در ویژه برنامه «جریان اقتصاد» شبکه یک سیما «آنک آن یتیم نظر کرده» با صدای محمدرضا سرشار روی آنتن شبکه یک «رکاب پیشرفت»؛ روایت پیشرفت‌های ایران از نگاه سه گردشگر دوچرخه سوار برگزاری رویداد «جریانِ کودتا» با محوریت بازخوانی ۷۳ سال دشمنی آمریکا با ایران معرفی بازیگران سریال کارآگاه علوی؛ از بهنام تشکر تا بهاره رهنما و سوگل طهماسبی سه سریال جدید در راه آنتن شبکه یک پخش سری جدید «توحید خانه» از شبکه یک لاله‌خیز؛ روایت انسان‌هایی که جنگ نتوانست ایستادگی‌شان را به زانو درآورد پخش مستند «ابوالعبد» از امشب در شبکه یک سیما «مکث» در فصل جدید؛ از سواحل بوشهر تا پیوندهای تاریخی در خلیج فارس «سلمان فارسی» یک پروژه فراملی و تمدنی است «اسباب زحمت» دوباره برمی‌گردد ! مجموعه دیدار، واکنشی سریع به یک رویداد‌ ملی «خون دلی که لعل شد» با صدای محمدرضا سرشار روی آنتن شبکه یک توقف موقت پخش سریال «سرخدار» از شبکه یک «دیدار» در قاب شبکه یک سیما/ هنرمندان در بدرقه آقای شهید ایران به پا خاستند

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها