حاجآقای بابایی: با دو مقدمه شروع میکنم. مقدمه اول این است که خدای پیامبران و اولیای الهی، خدای امام خمینی، آقای خامنهای و آقای بهجت، خدای من هم هست.
منظور چیست؟ چگونه آنها از رابطه با خدا بهرههای فراوان گرفتهاند، اما ما نتوانستهایم؟ آیا دو یا سه خدا وجود دارد؟ نه، خدا یکی است. تفاوت در نوع تعامل ما با اوست.
یکی از مهمترین چیزها در این رابطه، باور ما به خداست. وقتی در سال ۱۳۵۳ در مسجد امام حسن مجتبی مشهد درباره خدا صحبت میشد، سخن از خدایی نبود که فقط در گوشه کتابخانه و میان بحثهای دشوار یک کتاب باید دنبالش گشت.
مجری: خدا همان خداست؛ این ما هستیم که در بهرهگرفتن تفاوت داریم. آن شعر هم همین را میگوید: «گر گدا کاهل بود، تقصیر صاحبخانه چیست؟»
یکی میداند چگونه بهره بگیرد و دیگری نمیداند. این تفاوت به کرامت صاحبخانه مربوط نیست. سفره رحمت باز است؛ یکی مشغول سفره میشود و دیگری متوجه صاحب سفره است:
«گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند
گول نعمت را مخور، مشغول صاحبخانه باش»
این تفاوت به ارادهها برمیگردد.
حاجآقای بابایی: بله. خدای پیامبران و خوبان عالم، خدای ما هم هست. اگر میخواهیم مانند آنها بهره ببریم، باید نوع رابطهمان را اصلاح کنیم و او را باور داشته باشیم؛ باور کنیم زنده، دانا، مهربان و لطیف است.
مقدمه دوم این است که یکی از ویژگیهای خدا، مدیریت عالم است. خداوند همه هستی را اداره میکند. سؤال این است که چگونه؟
بهواسطه کارگزاران و ابزارهایی که در عالم قرار داده است. این کارگزاران و ابزارها کار میکنند تا «ابر و باد و مه و خورشید و فلک» در کار باشند.
از مهمترین کارگزاران، پیامبران الهی هستند. فرشتگان هم از کارگزاران خداوندند. فرشتگان امر موهوم و خیالی نیستند.
در سوره بقره، وقتی خداوند متقین را معرفی میکند، نخستین ویژگیشان را چه میداند؟ «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ»؛ کسانی که به غیب ایمان دارند.
یعنی به آنچه از دید ما پنهان است ایمان دارند؛ مانند خدا، فرشتگان، آخرت و وجود امام زمان.
فرشتگان در موقعیتهای مختلف نقش داشتهاند. برای نمونه، در جنگ بدر، مسلمانان سیصد و اندی نفر بودند و طرف مقابل حدود هزار نفر؛ تقریباً سه برابر. در آیات از یاری با سه هزار و سپس پنج هزار فرشته سخن گفته شده است.
آیا معنایش این است که فرشتگان آمدند شمشیر زدند یا در مقابل پیامبر سپر شدند؟ نقش آنها میتواند مثلاً ایجاد ترس در دل دشمن باشد.
شما نزدیک هفت ماه است که با قدرتی بزرگ مبارزه میکنید. در این بحث، مسئله فقط موشک فتاح و ذوالفقار نیست؛ خداوند در عالم کارگزاران دیگری هم دارد. این مقدمه دوم ماست.
مجری: برای تکمیل صحبت شما، خاطرهای نقل کنم. آقای خامنهای از روزهای اول جنگ نقل میکردند که نیروی هوایی گزارشی داده بود: این ناوگان نهایتاً سی روز میتواند کار کند و بعد امکاناتمان تمام میشود.
میگفتند گزارش را نزد امام بردم. امام گفتند نگران نباشید، بروید کارتان را انجام دهید.
همان هواپیماها سالها بعد هم کار کردند. در برنامه به استفاده از افپنج در حمله به پایگاه آمریکایی در کویت هم اشاره کردیم. این را نمونهای از همان ایمان به غیب میدانم که امام و آقای ما داشتند.
حاجآقای بابایی: ابزار دیگری که خداوند بهواسطه آن عالم را اداره میکند، عقل است. در روایات، عقل را پیامبر درون معرفی کردهاند.
خداوند کسانی را که از این پیامبر درونی استفاده میکنند تکریم کرده و کسانی را که آن را به کار نمیگیرند، بهشدت نکوهش کرده است. یکی از تندترین تعبیرهای قرآن درباره همین موضوع است:
«إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ»
بدترین جنبندگان نزد خدا، کسانیاند که کر و لالاند و تعقل نمیکنند؛ یعنی این ابزار را به کار نمیگیرند.
عقل هدیهای الهی است که باید در زندگی از آن استفاده کنیم تا کارها سامان پیدا کند.
مجری: مثل کسی که خدا به او چشم داده، اما خودش چشمش را ببندد.
بحث شیرینی است، ولی فرصت ما تمام شده است:
«آب دریا را اگر نتوان کشید
هم به قدر تشنگی باید چشید»
از حضورتان ممنونیم. انشاءالله این بحث را در هفتههای آینده ادامه میدهیم.