مشاهده خبر

دو شنبه 6 مهر 1405

امدادگران دفاع مقدس از امدادگری و ایثار روایت می کنند

گفت‌وگوی با سید محمد بنایی و رضا حیدرپور؛ امدادگران دفاع مقدس دوم و سوم با موضوع: روایت امدادگری و ایثار در جنگ‌های دوازده‌روزه و چهل‌روزه و تجربه امدادرسانی در حوادث در برنامه 6 مهرماه «صبح بخیر ایران» صورت پذیرفت.

مجری:

 

امروز در خدمت دو تن از عزیزانی هستیم که در دفاع مقدس دوم و سوم، در حوزه امدادگری فعالیت داشتند.

سید محمد بنایی:
بسم‌الله الرحمن الرحیم. سید محمد بنایی هستم.

در جنگ دوازده‌روزه، ما نزدیک منطقه‌ای بودیم که مورد اصابت موشک قرار گرفت. حدود هفتصد، هشتصد متر با آنجا فاصله داشتیم که انفجار اتفاق افتاد و ما به سمت منطقه رفتیم تا به آسیب‌دیدگان کمک کنیم.

دیدیم فردی روی زمین افتاده و صورتش کاملاً پوشیده از گرد و خاک خاکستری شده و اصلاً نمی‌شد او را شناخت.

به او گفتم: «شما مشکلی ندارید؟ کمکتان کنم؟»

گفت: «نه، من مشکلی ندارم. برو به بقیه برس و به دوستانمان کمک کن.»

همان‌جا ایثارگری خودش را نشان داد؛ خودش را نادیده گرفت و گفت به دیگران کمک کنیم.

مجری:
همین خاطره کوتاهی که آقای بنایی تعریف کردند، ما را با مفهوم امدادگری و ایثارگری آشنا کرد.

چند سال است که امدادگر هستید؟

سید محمد بنایی:
من تقریباً ۳۲ سال است که امدادگر هستم.

مجری:
آقای حیدرپور، سلام علیکم.

رضا حیدرپور:
بسم‌الله الرحمن الرحیم. رضا حیدرپور هستم. من هم حدود ۱۰ سال است که امدادگری می‌کنم و در جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزه اتفاقات خاصی برای ما پیش آمد.

ما فهمیدیم آن چیزی که در دانشگاه یاد داده‌اند و آن چیزی که در کتاب نوشته شده، با صحنه واقعی حادثه خیلی فرق می‌کند.

در صحنه حادثه باید بتوانید آموزش‌ها را درست اجرا کنید.

مثلاً در روش حمل مصدوم به ما می‌گویند وقتی می‌خواهید مصدوم را جابه‌جا کنید، باید اصول مشخصی را رعایت کنید.

در یک حادثه که موشک اصابت کرده بود، وارد صحنه شدیم و دیدیم مردم هم برای کمک آمده‌اند. یک نفر دست مصدوم را می‌کشید و یک نفر پای او را.

مصدومی که مثلاً پنجاه درصد آسیب دیده بود، با این جابه‌جایی نادرست ممکن بود آسیب بیشتری ببیند و وضعیتش به هفتاد یا هشتاد درصد برسد.

اینجاست که آموزش‌های امدادی و آگاهی مردم در صحنه حادثه خیلی مهم می‌شود.

حسام‌الدین خضری:
دوست دارم بیشتر برای ما از دفاع مقدس دوم و سوم تعریف کنید.

شاید خیلی از کسانی که از اواسط و اواخر دهه شصت به بعد به دنیا آمده‌اند، از دفاع مقدس اول چیز زیادی به یاد نداشته باشند و بیشتر تاریخ آن را خوانده باشند.

اما درباره این جنگ‌های اخیر، چون خودمان با آن مجاورت داشتیم، خاطرات هنوز زنده است.

از صحنه‌هایی که در این مدت دیدید برایمان بگویید؛ از زمان‌هایی که وارد محل حادثه می‌شدید و با چه صحنه‌هایی مواجه می‌شدید.

می‌دانم بعضی از این صحنه‌ها برایتان سخت است و حتی باعث شکستن دل و گریه شما می‌شود.

سید محمد بنایی:
بله. زمانی که وارد صحنه آسیب‌دیدگی شدیم یا حمله‌ای اتفاق افتاده بود، دیدیم تعدادی از مردم آنجا افتاده‌اند.

یک مورد برای من خیلی جالب بود. فردی در حال عبور بود و لپ‌تاپش را در بغل داشت. در همان حادثه شهید شده بود.

گفتند فرد شهید شده است. ما او را برای اعزام منتقل کردیم و لپ‌تاپش را هم تحویل مراجع قانونی دادیم. با کارت شناسایی، هویت او را مشخص کردیم.

متأسفانه بسیاری از شهدایی که آنجا بودند، قابل شناسایی نبودند و این مسئله برای خانواده‌ها بسیار سخت بود.

ورود خانواده‌ها به منطقه هم امکان‌پذیر نبود، چون منطقه بسته بود و نیروهای امنیتی آن را کنترل می‌کردند.

مجری:
طبیعتاً خطر هم داشت.

سید محمد بنایی:
بله، خطر وجود داشت. اما با وجود خطر و حتی در زمان حملات هوایی، مردم برای کمک می‌آمدند.

من می‌دیدم مردم با تیپ‌ها و شکل‌های مختلف، آب و بسته‌های خوراکی می‌آوردند و در اختیار مراکز امدادی قرار می‌دادند.

مدام به آنها می‌گفتند نیایید، اما کمک‌هایشان را می‌آوردند و ارسال می‌کردند.

مجری:
آقای حیدرپور، در این مدتی که از جنگ دوازده‌روزه و جنگ چهل‌روزه گذشته، خاطره‌ای هست که بیشتر از بقیه در ذهنتان مانده باشد؟ چهره یا خاطره‌ای از کسی که شهید یا مجروح شده باشد؟

رضا حیدرپور:
دو خاطره هیچ‌وقت از یادم نمی‌رود.

یکی از مصدومینی که از زیر آوار بیرون آوردیم، حدود دو ساعت طول کشید تا بتوانیم او را از زیر آوار خارج کنیم؛ حجم آوار خیلی زیاد بود.

بعد از اینکه حالش خوب شد، با او ارتباط گرفتم. می‌گفت: «انگار موشک که خورد، مثل یک ابر آمد زیر من و من را بلند کرد و جای دیگری انداخت.»

دود و بوی سوختگی موشک همین‌طور وارد ریه‌هایش می‌شده و در آن دو ساعت فکر می‌کرده دیگر زندگی‌اش تمام شده و امیدی به زنده ماندن ندارد.

اما در نهایت از زیر آوار سالم بیرون آمد و در عین ناباوری آسیب جدی ندیده بود.

جالب است بدانید تیرآهن‌هایی که آنجا بودند، تیرآهن‌های ۱۸ بودند و در اثر انفجار خم شده بودند، اما به او آسیبی نرسیده بود.

می‌گفت: «من شهادتینم را خوانده بودم و منتظر مرگ بودم، اما خدا نخواست.»

این یکی از خاطراتی است که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم.

خاطره دیگری هم هست که برای من خیلی سخت بود.

وقتی وارد صحنه حادثه می‌شویم، در همان لحظه نمی‌دانیم باید گریه کنیم، احساساتمان را کنترل کنیم یا به کار امدادی بپردازیم. از طرفی استرس این را هم داریم که ممکن است دوباره موشک بزند.

بارها پیش آمد که ما وارد صحنه حادثه شدیم و بعد اعلام کردند تخلیه کنید؛ موشک یا هواپیما در حال برگشت است.

یک بار در طبقه سوم در حال آواربرداری بودیم و مصدوم‌ها را پیدا می‌کردیم که گفتند تخلیه کنید. اینکه از طبقه سوم پایین بیایید و دوباره به محل حادثه برگردید، خودش شرایط سختی بود.

یک مورد هم بود که یکی از عزیزان شهید شد. بعد از اصابت موشک، او زیر ماشین پناه گرفته بود و فکر می‌کرد آنجا امن است؛ اما ماشین آتش گرفت و همان‌جا به شهادت رسید.

این صحنه برای من خیلی سخت بود.

مجری:
آقای بنایی، در کل این دوره‌ای که خدمت‌رسانی کردید؛ چه جنگ دوازده‌روزه و چه جنگ چهل‌روزه و چه سایر حوادثی مثل سیل و زلزله، چه چیزی عامل پیش‌برنده شما بود؟

شما می‌توانستید یک فرد عادی باشید، گوشه خانه بنشینید و همه اینها را از تلویزیون ببینید. چه چیزی شما را به وسط میدان می‌آورد؟

سید محمد بنایی:
برادر سوم من جانباز ۷۰ درصد است و در خط مقدم بوده.

یک‌بار گلوله توپ مستقیم به بلدوزرش خورده و او را به کناری پرت کرده بود. پایش قطع شده بود، اما زنده مانده بود.

وقتی به او گفتم: «حمید، چطور شهید نشدی؟» گفت: «در همان حالت هوشیاری و نیمه‌هوشیاری یادم افتاد که باید کشِ شریانی را ببندم.»

او بالای محل قطع عضو را بست و خونریزی را متوقف کرد و همین باعث شد زنده بماند.

من هر بار که به ملاقاتش می‌رفتم، این ماجرا را می‌دیدم و به امدادگری علاقه‌مند شدم و دوست داشتم این کار را انجام بدهم.

مجری:
آقای حیدرپور، تحصیلات شما در حوزه پزشکی و پیراپزشکی است و طبیعتاً با این تخصص برایتان در بیمارستان هم کار وجود داشت.

چه شد که امدادگری را انتخاب کردید؟ تفاوت کار سلامت در حوزه امدادگری با کار بیمارستانی چیست؟

رضا حیدرپور:
تحصیلات اصلی من کارشناسی پرستاری است.

بعد وارد حوزه پیش‌بیمارستانی شدم، چون علاقه زیادی به این حوزه دارم.

وقتی به صحنه حادثه می‌روید، در آن لحظه پراضطراب و پراسترس برای مصدوم و خانواده‌اش، وقتی جان یک نفر را نجات می‌دهید، همان لحظه برای من شیرین است.

من دوست دارم در همان صحنه و همان لحظه اول به مردم کمک کنم.

اگر امداد درستی در لحظات اول انجام شود، وقتی مصدوم بعداً به درمانگاه، بیمارستان یا مرکز درمانی منتقل می‌شود، وضعیتش خیلی بهتر خواهد بود.

آن «زمان طلایی» خیلی مهم است.

مجری:
یعنی اگر در همان زمان طلایی خونریزی را کنترل کنید، می‌توانید جلوی مرگ یک نفر را بگیرید.

رضا حیدرپور:
دقیقاً.

اگر خونریزی را با پانسمان فشاری، گارو یا روش‌های مناسب کنترل کنید، جلوی مرگ یک نفر را گرفته‌اید.

یا اگر سریع به مصدومی برسید که دچار ایست قلبی ـ تنفسی شده و بتوانید عملیات احیای قلبی ـ ریوی (CPR) را انجام دهید، این مسئله بسیار مهم است.

مجری:
دقیقاً. احیا واقعاً تأثیرگذار است.

در مورد خونریزی هم اشاره کردید به گارو. گارو یک وسیله فشاری است که برای کنترل خونریزی استفاده می‌شود.

رضا حیدرپور:
بله. در شرایط اضطراری باید اصول صحیح کنترل خونریزی را بلد باشیم.

مجری:
آقای بنایی، در این دو دقیقه‌ای که تا پایان برنامه فرصت داریم، نمی‌خواهم حتماً خاطره شما را به دفاع مقدس دوم و سوم محدود کنم.

در این ۳۲ سال امدادرسانی، خاطره‌ای دارید که برایمان تعریف کنید؟

سید محمد بنایی:
یک مورد مربوط به زلزله بم است که ما در آن حضور داشتیم.

واقعاً آنجا دیدم که منطقه کاملاً زیرورو شده بود؛ انگار آن را شخم زده بودند.

مصدومان زیادی را از زیر آوار بیرون می‌آوردیم. چون زیر آوار، خون و خشت و خاک وجود داشت، بسیاری از افراد بر اثر آوار دچار خفگی شده بودند.

فرودگاه نزدیک بم بود و امدادرسانی از آنجا انجام می‌شد. مصدومان از آنجا به نقاط مختلف کشور منتقل می‌شدند.

در آنجا مدیریت مدبرانه شهید حاج احمد کاظمی هم بسیار مهم بود و این موضوع در فیلمی که درباره آن ماجرا ساخته شده، پوشش داده شده است.

کار بسیار بزرگی به‌صورت شبانه‌روزی انجام شد و جزو اتفاقات ماندگار امدادرسانی در کشور است.

در آنجا هماهنگی دستگاه‌های دولتی با یکدیگر در زنجیره انتقال مصدومان کاملاً مشخص بود. مسئله امنیت هم وجود داشت، چون یک شهر بزرگ بود و کنترل منطقه کار سختی بود.

مجری:
خیلی ممنون.

آقای حیدرپور، در پایان اگر بخواهید یک توصیه خیلی کاربردی به مردم داشته باشید که در زمان حادثه بتوانند کمک کنند، چه می‌گویید؟

رضا حیدرپور:
یک خواهش از مردم دارم.

چهار مبحث بسیار ساده وجود دارد که می‌توانید یاد بگیرید و در مواقع حادثه نجات‌دهنده جان افراد باشید.

ان‌شاءالله هیچ اتفاقی برای اطرافیانتان پیش نیاید، اما اگر این چهار مورد را در صحنه حادثه بلد باشید، می‌توانید جان خیلی‌ها را نجات دهید و خودتان یک امدادگر باشید:

اول، کنترل علائم حیاتی و سطح هوشیاری مصدوم.

دوم، کنترل خونریزی.

سوم، یادگیری عملیات احیای قلبی ـ ریوی پایه یا CPR؛ واقعاً همه مردم باید آن را بلد باشند.

و چهارم، آتل‌گیری و اقدامات اولیه برای شکستگی‌ها.

اینها مواردی هستند که می‌توان آنها را به‌صورت اصولی آموزش دید و یاد گرفت.

مجری:
اتفاقاً درباره همین موضوع در برنامه «صبح بخیر ایران» هم صحبت کرده‌ایم.

واقعاً ممنونم که این نکته طلایی را در پایان گفت‌وگو مطرح کردید.

از هر دو مهمان عزیزمان، آقای بنایی و آقای حیدرپور، تشکر می‌کنم.

دست شما درد نکند. خدا قوت.

سید محمد بنایی و رضا حیدرپور:
سلامت باشید. زنده باشید

آخرین اخبار

خبر خوب برای کنکوری‌ها/ رشته «بهداشت کار دهان و دندان» به دفترچه کنکور امسال اضافه می‌شود بررسی حکمرانی برای جهش تمدنی در «جریان» شبکه یک آتش نشانان از شرایط سخت در جنگ گفتند لزوم اصلاح تغذیه دانش آموز توسط پدر و مادر نحوه انتخاب معلمان اثرگذار در جشنواره جایزه معلم امدادگران دفاع مقدس از امدادگری و ایثار روایت می کنند ارتباط با آسمان موضوع سلسله مبحث «جنگ اراده ها» از سرکه عسل تا ژل رویال و خواص آن با کارآفرین مهمان «صبح بخیر ایران» بررسی «حوزه در تراز مردم مبعوث» در رویداد رسانه‌ای «جریان حوزه» شبکه یک بررسی ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت در هشت درصد گردشگری و اهمیت آن در «صبح بخیر ایران» بررسی شد رتبه نخست کشت گل محمدی با افزون بر سی هزارهکتار کشت در کشور روایت متخصصان دوران مقدس در خدمت به میهن عزیزمان ایران نقش محصولات سلامت محور «ارگانیک» در مصارف داخلی و صادرات بررسی شخصیت دبیرکل مقاومت لبنان در آستانه سالروز شهادت ایشان در برنامه «جریان» از خاطرات کامیون داران تا رژه سنگین سواران جان‌فدا آشنایی با فعالیت ها و مراکز آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مدیریت خواب و استفاده از فضای مجازی بچه ها در دوران مدرسه نقش صبر مادر در موفقیت اعضای خانواده بررسی ضرورت آموزش و انس با قرآن در دوران ابتدایی تفنگدار سابق آمریکایی، مهمان امشب برنامه «سپیده» شبکه یک بررسی مأموریت تاریخی مدرسه و دانشگاه در پیام رهبر معظم انقلاب مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید ضرورت ایجاد محیطی امن، بانشاط و انگیزه‌بخش برای دانش‌آموزان امنیت غذایی و تکالیف قانون برنامه هفتم پیشرفت معلمان «گردان معلمین منتقم» مهمان صبح بخیر ایران تعریف «معلم» از زبان معلمان دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی چگونه حضرت معصومه(س) را به زبان نسل امروز معرفی کنیم؟ ایران کمترین تصاویر را از جنگ میان آدمیان در گذشته دارد خادمین حرم امن حضرت فاطمه معصومه (س) به شبکه یک آمدند شناخت بیشتر شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) بررسی دلایل کمبود پزشک و پرستار در «هشت درصد» مزایا و ظرفیتهای پرورش کرم ابریشم در ایران حضور تیم ملی ایران در ۲۰ رشته مسابقات جهانی مهارت بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های اقتصادی آذربایجان شرقی در «پایش» نقش استقامت در تحقق عدالت و زمینه‌سازی ظهور راه‌های غلبه بر موانع و افزایش استقامت بررسی موانع واگذاری زمین به مردم در برنامه «هشت درصد» نام نسخه ایرانی از زهپاد غنیمتی آمریکایی امشب اعلام می‌شود «سپیده» در شبکه یک؛ ایران را از چشم جهان ببینید تبیین مفهوم قرآنی استقامت استقامت؛ راه رسیدن به قله‌های تمدن اسلامی آسباد؛ روایت فرهنگ و زندگی مردم سیستان و بلوچستان در قاب شبکه یک «زنگ امید» با فصل دوم بازگشت؛ روایت درخشش استعدادهای دانش‌آموزان ایرانی مستند «جهان جدید» روایتی مسئله‌محور از تجربه چین در توسعه انرژی‌های پاک است «جریان فرهنگ» در شبکه یک؛ فرهنگ، تعلیم و تربیت، «فراراهبردی» برای جهت‌دهی به سایر راهبردها روایتی از جهش فناوری و راهکارهای مهار ناترازی انرژی در مستند «جهان جدید» جزئیات برگزاری دومین رویداد رسانه ای «جریان اقتصاد» توسط شبکه یک «ایرانِ جانِ قزوین» از آنتن شبکه یک

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها