مشاهده خبر

سه شنبه 7 مهر 1405

آتش نشانان از شرایط سخت در جنگ گفتند

«صبح بخیر ایران» در بخش دیگر از برنامه میزبان مهدی بابایی و آقای معدن‌پیشه، آتش‌نشانان سازمان آتش‌نشانی کرج بود تا در مورد فداکاری آتش‌نشانان و روایت عملیات در حوادث و جنگ به گفتگو بنشینند.

آتش‌نشانان

سلام، صبح‌تون بخیر. هفتم مهر، روز آتش‌نشانه و این روز رو به همه آتش‌نشان‌های زحمتکش کشور تبریک می‌گیم.

مجری:

آتش‌نشان‌ها زیاد اهل حرف نیستن و بیشتر عملیاتی کار می‌کنن. آقای بابایی، خودتون رو معرفی کنید.

بابایی:

مهدی بابایی هستم از آتش‌نشانی کرج و سیزده ساله که آتش‌نشانم.

مجری:

چی شد که آتش‌نشان شدید؟

بابایی:

من اولش اصلاً آتش‌نشانی را نمی‌شناختم و شناختی نسبت به این شغل نداشتم.

سال ۱۳۹۰ یکی از دوستانم بهم زنگ زد و گفت آتش‌نشانی آزمون گذاشته. اون زمان مثل امروز سایت و این چیزها نبود و روزنامه همشهری بود. گفت امروز روز آخر ثبت‌نامه.

اول گفتم من اصلاً این شغل رو نمی‌شناسم، ولی ثبت‌نام کردم و قبول شدم.

دو ماه آموزش داشتیم. حدود یک ماه که گذشت و وارد شیفت شدم، واقعاً عاشق این شغل شدم.

من شغل‌های مختلفی رو تجربه کردم؛ معلم بودم، در اداره برق و مخابرات کار کردم، راننده تریلی بودم، اما آتش‌نشانی رو واقعاً دوست دارم.

هرچی دارم از آتش‌نشانی دارم و برکاتش رو در زندگی‌ام می‌بینم.

مجری:

آقای معدن‌پیشه، قصه شما چیست؟

معدن‌پیشه:

برخلاف آقای بابایی، در محله ما یک ایستگاه آتش‌نشانی بود و ما همیشه از جلوی ان رد می‌شدیم. شغل آتش‌نشانی را از نزدیک‌تر دیده بودم و تقریباً علاقه‌مند بودم.

ورزش‌هایی مثل والیبال و کونگ‌فو و فعالیت‌های عملیاتی هم داشتم و بعد وارد این حوزه شدم.

مجری:

وقتی وارد صحنه حادثه می‌شوید، اولین چیزی که بهش فکر می‌کنید چیست؟

آتش‌نشان:

هدف اول کمک به مردمه. یک شعار در آتش‌نشانی داریم: حفظ جان و مال مردم اولویت ماست، حتی اگر از جان خودمون بگذریم.

مهم‌ترین موضوع برای ما همین است.

مجری:

کدوم مأموریت از یادتون نمی‌رود؟

آتش‌نشان:

حدود هفت، هشت ماه بود که وارد کار شده بودم. یک مأموریت محبوس اعلام شد؛ شخصی در خانه گیر کرده بود.

وقتی رسیدیم، دخترش پشت در ایستاده بود و گریه می‌کرد. می‌گفت مادرم جواب نمی‌دهد و حدود دو هفته است که هرچی زنگ می‌زنم جواب نمی‌دهد.

خانه ویلایی بود. فرمانده به من گفت از بالای در برو داخل. بالای در هم نرده بود. نردبان گذاشتم و با ابزار، نرده‌ها رو بریدم و وارد شدم.

داخل خانه درها باز بود. چند کبوتر داخل خانه بودند و خیلی خاک گرفته بود. اول فکر کردم کسی آنجا نیست.

بعد دیدیم در یکی از اتاق‌ها قفل است. بالا رفتم و از بالای در نگاه کردم. گوشه اتاق، چیزی مچاله شده بود و فقط پنجه پا مشخص بود.

در را باز کردیم و دیدیم یک پیرزن حدود هفتاد و چند ساله است. فلج بود و ویلچر هم آنجا بود. بچه‌های این بنده خدا، مادرشان را داخل خانه انداخته بودند، در را قفل کرده بودند و رفته بودند.

این صحنه هیچ‌وقت از ذهنم نمی‌رود.

مجری:

خیلی فضای سنگینی شد. آقای بابایی، یک خاطره طنز تعریف کنید که فضا عوض بشود

بابایی:

اول از مدیرعامل محترم سازمان آتش‌نشانی کرج، جناب آقای مهندس خوشگرد، و معاون عملیات، جناب آقای مهندس قدمی، تشکر می‌کنم. ما دو نفر به نیابت از همه آتش‌نشان‌ها در خدمت شما هستیم.

یک مأموریت داشتیم که کار تموم شده بود. برای اینکه ماشین در شیب حرکت نکند، یک مانع جلوی چرخ گذاشته بودیم.

یکی از همکاران راو صدا زدیم که مانع رو بردارد تا ماشین را عقب بیاریم و بعد سوار بشود.

راننده یادش رفت این بنده خدا را سوار کند!

ما برگشتیم ایستگاه و گفتیم احسان کو؟ دیدیم احسان نیست. بنده خدا با همان وسیله وسط راه افتاده بود و همشهری‌ها هم زحمت کشیده بودند تا ایستگاه رسانده بودنش.

مجری:

پس خاطره شما هم یک پایان خوش دارد.

بابایی:

بله. در یک مأموریت، نبض مصدوم را گرفتیم و فقط یک ضربان خیلی ضعیف داشت. دستگاه تنفسی را روی صورتش گذاشتیم و با اورژانس هماهنگ کردیم.

یک‌دفعه برگشت و بلند شد و آب خواست. گفت آب می‌خواهم.

این لحظه‌ها واقعاً برای ما قابل تصور نیست. آدم در صحنه حادثه چیزهایی می‌بیند که شاید در حالت عادی حتی تصورش هم سخت باشد.

مجری:

آخرین باری که خودتان با ۱۲۵ تماس گرفتید کی بود؟

آتش‌نشان

برای یک کلاس آموزشی به یک مهدکودک رفته بودم. جلوی بچه‌ها با ۱۲۵ تماس گرفتم تا بدونند وقتی با آتش‌نشانی تماس می‌گیرند، چطور باید صحبت کنند.

همکاران ما در ستاد فرماندهی هم واقعاً زحمت زیادی می‌کشند و روزانه هزاران تماس را پاسخ می‌دهند

مجری:

در روزهای جنگ، شما در کرج که خودش در معرض حمله بود، چه شرایطی داشتید؟

آتش‌نشان

اول از شهردار محترم، مدیرعامل و معاون عملیات تشکر می‌کنم که در همه مأموریت‌ها کنار ما بودن. شرایطی نبود که این سه نفر در صحنه نباشند. این برای ما قوت قلب بود.

یک مورد، مربوط به یک پایگاه موشکی بود. تماس گرفته شد و گفتن محبوسی داریم و باید بروید انجا.

در حین اعزام، مدیرعامل و معاون عملیات هم همراه ما بودند. حدود شانزده، هفده نفر بودیم که دوباره حمله انجام شد و موشک خورد و جلوی چشم ما چند نفر از نیروهای اورژانس شهید شدند.

بعد وضعیت قرمز اعلام شد و فردای آن روز گفتند برای عملیات وارد سایت بشوید.

از چند کیلومتری اطراف، کسی اجازه نزدیک شدن نداشت. ما را پایین نگه داشتند.

من انجا فرمانده عملیات بودم. یکی از مسئولان از من خواست کد ملی بچه‌ها را بنویسم و کف پای انها علامتی بزنم تا اگر شهید شدند، امکان شناسایی وجود داشته باشد؛ چون در زمان اصابت، گاهی کف پا سالم‌تر می‌ماند.

واقعاً شرایط سختی بود. ما فقط به خدا و خانواده کسانی که محبوس شده بودند فکر می‌کردیم و همین به ما قوت قلب می‌داد که جلو برویم.

حتی به همسرم فقط یک پیام دادم و گفتم ما یک جلسه داریم و باید گوشی را کنار بگذارم. نمی‌دانست که ما چهل روز درگیر این شرایط بودیم.

آتش‌نشان دیگر

وصیت‌نامه‌هامان را هم آماده کرده بودیم. یکی از بچه‌ها با شوخی گفت روی پای من یک عکس آجر بکش که اگر اتفاقی افتاد، من را بشناسید!

مجری:

آخرش چطور شد؟

آتش‌نشان

اول من، آقای بابایی و آقای مشهدی سه نفری وارد تونل شدیم. بررسی کردیم و وقتی مطمئن شدیم شرایط مناسبه، برگشتیم و با چند نفر دیگه وارد شدیم.

یک بار اعلام شد دوباره هواپیما برای حمله آمده. طبق اعلام، همه از محل خارج شدیم. بعد دیدیم آقای معدن‌پیشه نیست.

ایشون رفته بود دنبال ما.

بی‌سیمش را جواب نمی‌داد. حدود پانصد متر از صحنه دور شده بودیم. من بارها صحنه شهادت را دیده بودم، اما ان لحظه دوباره با تمام وجود این صحنه را حس کردم.

واقعاً به خودم افتخار کردم که چنین همکاری دارم که از جان خودش گذشته تا ما داخل صحنه نمانیم و حادثه‌ای برای ما اتفاق نیفتد.

خضری و باقری

خدا خیرتون بده. واقعاً دست شما درد نکنه.

اینکه شما آتش‌نشان‌ها در چنین شرایطی در صحنه می‌مانید و برای حفظ جان مردم تلاش می‌کنید، جای قدردانی دارد.


 

 

آخرین اخبار

خبر خوب برای کنکوری‌ها/ رشته «بهداشت کار دهان و دندان» به دفترچه کنکور امسال اضافه می‌شود بررسی حکمرانی برای جهش تمدنی در «جریان» شبکه یک آتش نشانان از شرایط سخت در جنگ گفتند لزوم اصلاح تغذیه دانش آموز توسط پدر و مادر نحوه انتخاب معلمان اثرگذار در جشنواره جایزه معلم امدادگران دفاع مقدس از امدادگری و ایثار روایت می کنند ارتباط با آسمان موضوع سلسله مبحث «جنگ اراده ها» از سرکه عسل تا ژل رویال و خواص آن با کارآفرین مهمان «صبح بخیر ایران» بررسی «حوزه در تراز مردم مبعوث» در رویداد رسانه‌ای «جریان حوزه» شبکه یک بررسی ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت در هشت درصد گردشگری و اهمیت آن در «صبح بخیر ایران» بررسی شد رتبه نخست کشت گل محمدی با افزون بر سی هزارهکتار کشت در کشور روایت متخصصان دوران مقدس در خدمت به میهن عزیزمان ایران نقش محصولات سلامت محور «ارگانیک» در مصارف داخلی و صادرات بررسی شخصیت دبیرکل مقاومت لبنان در آستانه سالروز شهادت ایشان در برنامه «جریان» از خاطرات کامیون داران تا رژه سنگین سواران جان‌فدا آشنایی با فعالیت ها و مراکز آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مدیریت خواب و استفاده از فضای مجازی بچه ها در دوران مدرسه نقش صبر مادر در موفقیت اعضای خانواده بررسی ضرورت آموزش و انس با قرآن در دوران ابتدایی تفنگدار سابق آمریکایی، مهمان امشب برنامه «سپیده» شبکه یک بررسی مأموریت تاریخی مدرسه و دانشگاه در پیام رهبر معظم انقلاب مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید ضرورت ایجاد محیطی امن، بانشاط و انگیزه‌بخش برای دانش‌آموزان امنیت غذایی و تکالیف قانون برنامه هفتم پیشرفت معلمان «گردان معلمین منتقم» مهمان صبح بخیر ایران تعریف «معلم» از زبان معلمان دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی چگونه حضرت معصومه(س) را به زبان نسل امروز معرفی کنیم؟ ایران کمترین تصاویر را از جنگ میان آدمیان در گذشته دارد خادمین حرم امن حضرت فاطمه معصومه (س) به شبکه یک آمدند شناخت بیشتر شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) بررسی دلایل کمبود پزشک و پرستار در «هشت درصد» مزایا و ظرفیتهای پرورش کرم ابریشم در ایران حضور تیم ملی ایران در ۲۰ رشته مسابقات جهانی مهارت بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های اقتصادی آذربایجان شرقی در «پایش» نقش استقامت در تحقق عدالت و زمینه‌سازی ظهور راه‌های غلبه بر موانع و افزایش استقامت بررسی موانع واگذاری زمین به مردم در برنامه «هشت درصد» نام نسخه ایرانی از زهپاد غنیمتی آمریکایی امشب اعلام می‌شود «سپیده» در شبکه یک؛ ایران را از چشم جهان ببینید تبیین مفهوم قرآنی استقامت استقامت؛ راه رسیدن به قله‌های تمدن اسلامی آسباد؛ روایت فرهنگ و زندگی مردم سیستان و بلوچستان در قاب شبکه یک «زنگ امید» با فصل دوم بازگشت؛ روایت درخشش استعدادهای دانش‌آموزان ایرانی مستند «جهان جدید» روایتی مسئله‌محور از تجربه چین در توسعه انرژی‌های پاک است «جریان فرهنگ» در شبکه یک؛ فرهنگ، تعلیم و تربیت، «فراراهبردی» برای جهت‌دهی به سایر راهبردها روایتی از جهش فناوری و راهکارهای مهار ناترازی انرژی در مستند «جهان جدید» جزئیات برگزاری دومین رویداد رسانه ای «جریان اقتصاد» توسط شبکه یک «ایرانِ جانِ قزوین» از آنتن شبکه یک

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها