مشاهده خبر

یک شنبه 5 مهر 1405

بررسی شخصیت دبیرکل مقاومت لبنان در آستانه سالروز شهادت ایشان در برنامه «جریان»

برنامه جریان 4مهرماه با موضوع: خامنه‌ای لبنان (شهید سید حسن نصرالله) روی آنتن شبکه یک سیما رفت.

در آستانه سالروز شهادت شهید سید حسن نصرالله می‌خواهیم به شخصیت ایشان بپردازیم. سی و دو سال دبیرکل مقاومت لبنان. گفتگو می‌کنم در جریان امشب با حجت الاسلام صابر صادقی. و در گوشه تصویر شما می‌توانید سوالات خودتان را با کارشناس برنامه مطرح بکنید و سوال پیامکی برنامه را هم چند دقیقه دیگر ان شاء الله پخش می‌کنیم. سلام، خوش آمدید.

حجت‌الاسلام محمد صابر صادقی، مدیر کارگروه مقاومت پژوهشکده باقرالعلوم(ع): عرض سلام و ادب، در خدمت شما هستم.

زادبر، مجری برنامه: خیلی ممنون، دعوت ما را پذیرفتید. این چند شخصیتی که نام می‌برم، می‌شود گفت پنج شخصیت مؤثر در شکل‌گیری شخصیت شهید نصرالله بوده‌اند: امام موسی صدر، شهید صدر، سید عباس موسوی، امام خمینی و امام خامنه‌ای (رحمة الله علیه). اما بین همه این پنج شخصیت برجسته، امام خامنه‌ای تأثیر بیشتری روی شخصیت‌سازی و ساخته شدن شهید نصرالله دارد؛ تا جایی که می‌توانیم او را با عنوانی که امشب ما برنامه‌مان انتخاب کردیم، خامنه‌ای لبنان بخوانیم. چرا بیش از هر کسی او از امام خامنه‌ای متأثر است؟ از اینجا بحث را شروع کنیم. بعد می‌خواهیم مقداری ابعاد مختلف شخصیت و اندیشه سید حسن نصرالله را بحث کنیم. بسم الله الرحمن الرحیم.

تأثیرپذیری شهید نصرالله از امام خامنه‌ای

حجت‌الاسلام صابر صادقی: عرض سلام و ادب دارم محضر شما و بینندگان عزیز. درست فرمودید. یعنی شهید نصرالله تا یک دوره‌ای متأثر از امام موسی صدر، از شهید صدر (سید محمد باقر)، سید عباس موسوی و انقلاب اسلامی و امام خمینی است. اما به مجرد اینکه در سال یک هزار و سیصد و هفتاد، با شهادت دبیرکل سید عباس موسوی به دبیرکلی می‌رسد، وارد یک مرحله جدیدی می‌شود که نیاز به یک الگوی جدید دارد. یعنی الگوهای گذشته و معلم‌های گذشته زمینه کاملی را فراهم کردند برای اینکه او بتواند یک رهبر باشد و مدیریت کلان انجام بدهد. اما از اینجا به بعد در مواجهه با مسائل و مشکلات، نیاز به یک الگوی ملموس و انضمامی دارد برای اینکه بتواند با او حرکت بکند و تک تک مسائلی که با او مواجه هست را حل بکند؛ مسائل نظامی، سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی. سی و دو سال خیلی زیاد است. لذا خیلی تعبیر دقیقی فرمودید و عنوان برنامه را انتخاب کردید: خامنه‌ای لبنان. حقیقتاً حتی شاید می‌خواستم این جمله را آخر برنامه بگویم، همین ابتدا بگویم. می‌دانید در سال‌های آخری که شهید نصرالله به همراه حاج قاسم سلیمانی (رحمة الله علیه) پرونده‌های مختلف محور مقاومت را مدیریت می‌کردند، عمده پرونده‌هایی که در جهان اسلام بود، مرجعش دیگر سید حسن بود. شاید بد نباشد این جمله را از نتانیاهوی ملعون هم نقل بکنیم. وقتی که سید را به شهادت رساند، گفت: «من یک گزارش هشتاد صفحه‌ای از سید خواندم و فهمیدم که او محور محور مقاومت است.» واقعاً سید تبدیل شده بود به خامنه‌ای دوم و در کشورهای مختلف صاحب نظر بود و مرجع حل مسائل بود و پناه بود. و ما می‌دانیم در موضوعات مختلفی می‌آمدند خدمت ایشان. نه، الگوی آقای شهید ما، آن دستگاه فقاهتی و آن استنباطی در سید سوار بود و می‌شد ازش سوال کرد و مثل آقا ازش جواب گرفت. من به نظرم فرمایش شما دقیق است و واقعاً ایشان الگو را از آقا گرفته، چون الگویی است که خود آقا بیش از سی سال رهبری کرده، مسائل مختلف را حل کرده، سید هم دست به دست ایشان و پشت دست ایشان حرکت می‌کرد.

 

زادبر، مجری برنامه: بین آغاز رهبری امام خامنه‌ای و دبیرکلی سید حسن هم دو سال فاصله است. یعنی آقا سال شصت و هشت رهبر می‌شوند، سید حسن سال هفتاد دبیرکل می‌شود. بین شهادت و پایان مأموریتشان هم خیلی فاصله نیست.حجت‌الاسلام صابر صادقی: بله، همین‌طور است.

 

وضعیت لبنان و شیعیان در زمان دبیرکلی سید حسن نصرالله

زادبر، مجری برنامه: برویم جزئی‌تر شویم. شهید نصرالله در چه فضایی بالاخره... اولین دبیرکل حزب الله سید عباس موسوی هست، شیخ صبحی طفیلی بعد از سیدعباس موسوی منظورمه که دبیر می‌شود، شیخ [صبحی طفیلی] یک دوره کوتاهی است. چه فضایی وجود دارد؟ او چه حزب اللهی را تحویل گرفت؟ لبنان و وضعیت شیعیان لبنان، وضعیت حضور و اشغالگری رژیم اسرائیل در لبنان و در منطقه. سالی که سید حسن دبیرکل می‌شود چیست و در چه بستر و فضایی به عنوان دبیرکل انتخاب می‌شود؟

حجت‌الاسلام صابر صادقی: بسیار نکته مهمی فرمودید. خدمتتان عرض بکنم که زمانی که سید حسن به عنوان دبیرکل انتخاب می‌شود — البته می‌دانید با یک اصرار شدید در شورای رهبری است، ایشون قبول نمی‌کرد و استدلالش این بود که من در جمع شما کوچک‌ترین فرد هستم — اما به دلیل ذکاوت، نخبگی، کاریزمایی که سید داشت و مورد اعتماد همه اعضای شورای رهبری بود، با اینکه جوان بود، ایشان به عنوان رهبر انتخاب شد. در زمانی که سید دبیرکل شد، سال قبلش کنگره دوم حزب الله برگزار شده بود، در سال شصت و نه. در آن کنگره مصوب شده بود که سید حسن یک پرونده بسیار مهمی را به دست بگیرد. آن پرونده چه بود؟ حزب الله تا آن دوره در واقع هسته‌های نخبه و پراکنده مقاومت بودند؛ هسته‌های متعددی بودند که به تنهایی سلولار ضد اشغالگر و اسرائیل عملیات می‌کردند؛ در بقاع بودند، در بیروت و ضاحیه بودند و در جنوب. البته در عملیاتی که در سال نود و سه و نود و شش اسرائیل انجام داد، حزب الله خیلی قوی مواجه شد و توانست یک موازنه‌ای را ایجاد بکند. اما واقعیت این است که تا آن روز هنوز جامعه مقاومتی که امروز ما در لبنان می‌بینیم شکل نگرفته بود. سید مسئول این می‌شود که حزب الله را از یک پراکندگی به یک انسجام، به یک نهاد واحد تبدیل بکند. و البته چالش‌های زمینه‌ای بسیاری هم مقابلش بود.

به نظرم یکی از نکاتی که مهم است اشاره بکنیم این است که شیعیان لبنان از زمان تأسیس لبنان در یک هزار و نهصد و بیست که با قیمومیت فرانسه شروع می‌شود، از ساختار قدرت محرومند. شیعیان تا زمان امام موسی صدر اصلاً دیده نمی‌شدند. خود شهید نصرالله یک تعبیر استعاری دارد که در جلسات خصوصی می‌گفت. ایشان می‌فرمودند: «در ظرف لبنان، شیعه نه طعمی داشت، نه رنگی داشت، نه بویی.» یعنی اصلاً دیده نمی‌شد. مشاغل پست برای شیعیان بود. در آموزش و پرورش کمترین سهم را داشت. یعنی اگر یک دانشجوی شیعه بهترین نمره را هم می‌آورد، در دانشگاه طبق سهمیه بهش صندلی اختصاص پیدا می‌کرد. کارمند دولت نمی‌توانست بشود. دقیقاً، واقعاً اوضاع نداشتند. دقیقاً، دقیقاً، اوضاع خیلی بدی بود. خب می‌دانیم در دوره امام موسی صدر ما یک دوره‌ای داریم که عزت شیعه و هویت شیعه دارد نشان داده می‌شود، اما هنوز به مرحله اعمال قدرت و به مرحله ابراز وجود نرسیده.

این اولین مشکل زمینه‌ای. مشکل دوم زمینه‌ای که سید با آن مواجهه این است که بعد از یک هزار و نهصد و چهل و هشت و روز نکبت که اسرائیل، اسرائیلی‌ها فلسطینی‌ها را مهاجرت می‌دهند، این‌ها می‌آیند در جنوب لبنان. خب مسائل زیادی دارند؛ از مسائل اقتصادی، مسائل فرهنگی و از همه مهم‌تر بی‌توجهی دولت لبنان به این‌ها و درگیری‌هایی که ایجاد می‌شود. خیلی مفصله، نمی‌خواهم اشاره بکنم، اما به هر حال یکی از پرونده‌های مهم آن روزگار است.

سومین مشکلی که شاید بگوییم مهم‌ترین مشکل جامعه شیعه است، چند دستگی جامعه شیعه است. جامعه شیعه در آن روزگار توسط جریان‌های چپ و کمونیستی جذب می‌شد. از یک هزار و نهصد و بیست توسط طرح استعماری که فرانسه آورده بود، دیگر علما و روحانیت کنار رفته بودند. فئودال‌ها، زمین‌دارها و ثروتمندان شده بودند رؤسا و زعمای جامعه شیعه. آن‌ها یک دسته‌بندی بودند. خب تا زمانی که امام موسی صدر بودند، در جامعه لبنانی یک وحدت و انسجامی بود، اما به مجرد اینکه ایشان — خلاصه — ربوده شدند، یک چند دستگی جدی پیش آمد. خود امل دو دسته شد، اختلافاتی ایجاد شد. نمی‌خواهم خیلی بازش بکنم. به کشت و کشتار رسید. یعنی یک خانواده واحد که درش حزب اللهی بود، امل بود، عمل اسلامی بود، کمونیست بود، همه چی بود، مقابل هم ایستادند، اسلحه کشیدند. بله، جنگ‌های داخلی از تقریباً پانزده سال تا یک هزار و نهصد و نود میلادی، جنگ‌های داخلی بود. دیگر خیلی اتفاقات تلخی بود.

حالا شما می‌خواهید جامعه شیعه‌ای که در دل این تحولات آمده جلو را ذیل یک مفهوم جدیدی به نام مقاومت که در پرتو انقلاب اسلامی است، یک انسجام واحدی بدهید. خیلی کار بزرگی بود و خیلی کار سختی بود. اجازه بدهید این نکته را هم اضافه بکنم. سید به نظر من راهی را که آغاز کرد، به نظرم سه اقدام مهم راهبردی داشت. اولیش این بود که این ظرفیت مظلومیت تاریخی که شیعه داشت، ستمی که دیده بود را تبدیل کرد به خودباوری، خصوصاً از انقلاب اسلامی وام گرفتن. این خیلی واضح است. یعنی وقتی انقلاب پیروز شد، یک ایجاد یک خودباوری عجیبی ایجاد شد. یعنی این مظلومیت، این ستمه تبدیل نشد به انفعال، تبدیل شد به یک فعالیت جدید. سید خیلی از این بهره گرفت، در سخنرانی‌هایش، در خطبه‌هایی که داشت و فعالیت‌هایی که می‌کرد.

قدم دومی که سید برداشت — که حالا اگر فرصت شد این‌ها را بازشون بکنیم — نهادهای مردمی و خدماتی ایجاد کرد. یعنی نهادهای رفاهی، درمانی، آموزشی در کنارش، که داشت کار نظامی و امنیتی هم می‌کرد. و از همه مهم‌تر اینکه رفت به سمت یکپارچه‌سازی جامعه مقاومت. به هر حال جنبش امل وجود داشت، با هم یک اختلاف و یک زخم عمیق برادری بینشان بود. سید رفت و با این عقد اخوت برادری بست. جالبه این را هم بدانیم که نمایندگان حزب الله و نمایندگان امل این عقد اخوت را در تهران و در جلسه با آقای [خامنه‌ای] شهید بستند. یعنی اختلافات کنار گذاشته شد، محور همکاری مشخص شد، دست این دو تا آمد در دست همدیگر و با همدیگر شروع کردند. و یادمه که سید حسن یک بار فرموده بودند: «من حاضرم هر هزینه‌ای بدهم تا آن اختلافات و آن مشکلات دیگر پیش نیاید.» معروفه در لبنان به ثنایی شیعه؛ دوگانه شیعه امل و حزب الله یک اتحاد سیاسی موفقی تا الان داشتند.

ادوار دبیرکلی شهید نصرالله (دوره اول و دوم)

زادبر، مجری برنامه: ادوار مختلف دبیرکلی شهید نصرالله در این سی و دو سال را بخواهیم تقسیم‌بندی بکنیم. بخش اولش اشاره شد، فضایی که در آن سختی‌ای که شیعیان در لبنان دارند، ایشان به دبیرکلی می‌رسد. سایر ادوار چگونه است؟

 

حجت‌الاسلام صابر صادقی: خدمتتان عرض کنم، درست فرمودید، ما تقریباً دوره اول را اشاره کردیم. به جنگ سال یک هزار و نهصد و نود و سه و یک هزار و نهصد و نود و شش — حالا شمسی‌اش می‌شود از سال هفتاد و پنج — که اسرائیل به جنوب دو بار حمله می‌کند و حزب الله پاسخ‌های خیلی جدی می‌دهد. شهرک‌های صهیونیستی را می‌زند، مثل کرت مونه، المطله. این‌ها را که می‌زند، اسرائیل متوجه می‌شود که با یک جریان جدی‌تری از مقاومت روبرو است. این حوادث رخ می‌دهد تا سال دو هزار که معروفه و همه می‌دانند، آزادسازی جنوب.

 

اگر اجازه بدید من یک خاطره‌ای هم از شهید نصرالله بگم. ایشان خیلی در جلسات و یعنی جلسات اداری و خصوصی‌شان این خاطره را خیلی زیاد می‌گفتند و متواتر. ایشان می‌گن که ما در سال — یعنی یک سال قبل از آزادسازی جنوب — آمدیم تهران با جمعی از فرماندهان نظامی، خدمت آقای [خامنه‌ای] شهید و بهشون عرض کردیم که چه برنامه‌هایی داریم برای اینکه بتوانیم اسرائیل را از جنوب بیرون بکنیم، چه امکاناتی لازم داریم، چه مشکلاتی داریم. و یک گزارش کاملی خدمت ایشان دادیم. و البته اظهار نگرانی کردیم که اتفاقاتی دارد در سوریه می‌افتد و ممکنه قراردادی نوشته بشه بین سوریه و اسرائیل و این به ضرر ما می‌شه. آقا سید حسن می‌گن که وقتی صحبت ما تمام شد، آقای [خامنه‌ای] شهید فرمودند که آن قرارداد انجام نخواهد شد، اسرائیل از این منطقه بیرون خواهد رفت و همه شماها این پیروزی را خواهید دید. آقا سید می‌گن که خب ما با آقا همیشه اعتماد داشتیم، اعتمادمون هم صددرصد بود. روی کلمه کلمه ایشان ما حساب می‌کردیم. اما حقیقتش این است که من نگران بودم، چون ارزیابی‌های ما این نبود که اسرائیل به این زودی بخواهد از منطقه برود بیرون و جنوب را تخلیه بکند. از طرفی آقا فرمود که همه شما فرماندهان این را می‌بینید، در حالی که این‌ها فرماندهان نظامی بودند که در معرکه هر لحظه ممکن بود شهید بشن. ایشان می‌گه یکی از کرامات آقا این بود: ما وقتی برگشتیم، آن قرارداد انجام نشد، اسرائیل بدون عملیات خاصی از سوی ما گذاشت فرار کرد رفت، و همه آن فرماندهان هم زنده بودند و این پیروزی را دیدند.

 

سال دو هزار واقعاً یک رشد عجیب و غریبی برای حزب الله در جهان اسلام و در لبنان ایجاد کرد. ما دوره دومی که می‌توانیم در ادوار رهبری شهید نصرالله در نظر بگیریم، سال دو هزار تا دو هزار و شش است. در اینجا چند تا اتفاق مهم می‌افتد. اگر اجازه بدید من تیترها را فقط بگم، یک بار مرور کنیم. اولاً سید اعلام کرد که حالا که اسرائیل رفته بیرون، اما آن مزارع شبعا و بلندی‌های کفرشوبا هنوز مانده، لذا سلاح مقاومت باید دست من بماند و ما خلع سلاح نمی‌شویم. دومین چیزی که ایشان تعریف کرد در فضای سیاسی لبنان این بود که ما به یک مثلث طلایی باور داریم: ارتش، مردم و مقاومت. این سه با هم ضامن امنیت لبنان و کفایت لبنان هستند. این نکته دومشان بود.

 

سال دو هزار و پنج اگر اشتباه نکنم، ترور رفیق حریری اتفاق افتاد. سوریه را از لبنان بیرون کردند و یک اتفاق سیاسی جدید هم افتاد: بین حزب الله و جریان ملی آزاد میشل عون در کلیسای مارم میخائیل یک تفاهم‌نامه تاریخی نوشته شد بین شیعیان و مسیحیان. ما می‌رسیم به جنگ سی و سه روزه که جنگ عجیب و غریبی است. این جنگ سی و سه روزه پر از برکات و پر از معجزات است که اگر بخواهیم توضیحش بدیم خیلی وقت ما را می‌گیرد. من همین قدر عرض بکنم که مدیریت شهید نصرالله در این دوره چند بعد دارد. هم بعد نظامی دارد، پیروزی‌هایی که به دست آوردند. دو، اداره آواره‌هاست در آن دوره. سوم اینه که بلافاصله بعد از اینکه جنگ تمام شد، حرکت بازسازی آغاز شد. حزب الله نشان داد که چقدر می‌تواند مدیریت بکند مشکلات و بحران‌ها را.

 

یک اتفاق دیگر هم در این دوره می‌افتد: اختلافی می‌شود، یعنی در سال دو هزار و هشت، خود لبنانی‌ها بهش می‌گن سبع ایار، هفت ایار. روزی است که دولت لبنان اعلام کرد که شبانه دولت فواد سینیوره شبانه اعلام کرد که حزب الله باید این سیم‌های خطای عسکری و نظامی‌اش جمع بشه. چند تا اتفاق رقم خورد و حزب الله یک بروز داخلی هم داشت. سید حسن حرفش همیشه این بود که در معادلات داخلی، در تنش‌های داخلی، به هیچ وجه من حزب الله به سلاحم تکیه نمی‌کنم. اصلاً مسئله سلاح برای مسائل داخلی نیست، صرفاً برای احتلال و اشغالگر است. در سبع ایار، در هفت ایار هم سلاح خاصی بیرون نیاورد، اما یک اظهار وجودی کرد و توانست بر این بحران هم سید فائق بیاد.

 

خدمت شما عرض بکنم که بعد از آن هم اگر اشتباه نکنم در سال دو هزار و هشت یک توافق دوحه‌ای را دارند و آنجا سید توانست در بعد سیاسی یک پیروزی به دست بیاورد. قرار شد که اگر دولت را جریان مقابل به دست می‌گیرد، یک سوم از اعضا جریان اپوزیسیون هشت مارس باشند؛ یعنی جریانی که حزب الله، امل و جریان ملی آزاد مسیحی‌ها هست، و تضمین‌کننده مقاومت باشد. این هم یک دستاورد سیاسی بود.

ادوار دبیرکلی شهید نصرالله (دوره سوم و چهارم)

حجت‌الاسلام صابر صادقی: مرحله چهارم، دو هزار و یازده تا دو هزار و نوزده است که اینجا یک فتنه بسیار بزرگی به نام فتنه تکفیری‌ها در سوریه رخ می‌دهد که واقعاً مطالعه‌اش و توضیح در موردش ساعت‌ها وقت نیاز دارد. چیز عجیبی است. این فتنه، سید حسن اولاً استدلال می‌کند که من اگر با تکفیری‌ها در سوریه نجنگم، باید در خاک لبنان بجنگم. پس این یک دفاع پیش‌دستانه است. دلیل دومش اینه که سوریه محل و خط پشتیبان محور مقاومت است؛ هم لبنان، هم مقاومت لبنان، هم مقاومت فلسطین. سوریه چنین جای مهمی است. و سوم هم که دفاع از حرم اهل بیت هست، مراکز شیعه هست. تکفیری‌ها می‌خواستند این‌ها را تخریب کنند و آمدند تخریب کنند، بعضی جاها را هم تخریب کردند.

 

شهید نصرالله در یکی از سخنرانی‌هایش می‌گه که خب می‌دانید سید تا سال دو هزار و شش تبدیل شد به محبوب‌ترین شخصیت جهان اسلام، در جهان عرب. سید فرمود که من به وظیفه شرعی‌ام عمل می‌کنم، می‌روم، اگرچه که می‌دانم آن محبوبیت در بعضی نقاط تبدیل به منفوریت بشه، ولی من به وظیفه شرعی‌ام عمل می‌کنم.

مرحله پنجم، مرحله‌ای است که خب فتنه تکفیری‌ها تقریباً خاموش شده و حزب الله از آن سرفراز بیرون آمده. آمریکا به همراه برخی از اعضای دولت لبنان، خصوصاً بانک مرکزی‌شان، یک تحریم اقتصادی جدیدی علیه ارز ملی و پول ملی و زندگی مردم راه می‌اندازد. انفجار بندر بیروت دوباره یک بحران. نیامدن سوخت — چون می‌دانید لبنان مثل ایران گازکشی ندارد. سید حسن آمد از ایران گازوئیل خرید، بندر [بیروت] بهش اجازه دادند، رفت، برد، سوریه، با کامیون وارد کرد. و آخرین مرحله هم که ما می‌توانیم بگوییم سید در آن واقعاً یک اقدام فوق‌العاده‌ای انجام داد، بحث طوفان الاقصی است. یعنی یک حادثه بزرگی در منطقه ایجاد شده. در فردای طوفان، رقص‌های حزب الله شروع کرد.

زادبر، مجری برنامه: دقیقاً، دقیقاً. اگر هفت اکتبر بود، سید از هشت اکتبر شروع کرد.

حجت‌الاسلام صابر صادقی: بسیار عالی.

 

بخش سخنان امام خامنه‌ای درباره شهید نصرالله

زادبر، مجری برنامه: ما یک بخشی را باید ببینیم از صحبت‌های امام خامنه‌ای در مورد شهید سید حسن نصرالله.

کلیپ: عجب روزگاری ما پشت سر گذاشتیم. شهید نصرالله، شهید خامنه‌ای. بعد از شهید نصرالله، بسیاری می‌گفتند خب آقا هست، آقای [خامنه‌ای] شهید هست، اما خودش یک نکته‌ایست. هم اتکای به خدا، هم اینکه ساختاری که این دو نفر درست کردند بعد از خودشان هم دارد کار می‌کند. ساختار قدرتمندی که شهید نصرالله در لبنان درست کرد شد حزب الله. با آن فشارهای عجیبی که هنوز حزب الله درش هست... بله، با جنگ رمضان می‌آید پشت ایران و ساختار بزرگ‌تر و عظیم‌تری که امام خامنه‌ای طراحی کردند. هفت ماه از شهادت ایشان می‌گذرد اما ساختار دارد کار می‌کند.

 

امام خامنه‌ای در مورد شهید نصرالله: «اخی و عزیزی و مات افتخاری و شخصیت المخطوبه و فی العالم الاسلامی و لسان البیر شوق منطقه و لبنان الصاق محمد سید حسن نصرالله رضوان الله علیه.» این روزها مصادف است با اربعین شهادت مجاهد بزرگ زمان، دار حقاً و انصافاً مجاهد بزرگ و خستگی‌ناپذیر زمان ما مرحوم آقای حضرت حسن رسول الله رضوان الله علیه و رف الله قدره و اعظم الله اجر مکاتبه با چهل و سید. سید عزیز مقامات عالیه شهدا عروج کرد و او خود به آنچه که آرزوی آن را داشت رسید. لکن یک یادگار موندگاری هم در اینجا گذاشت، با اسمش را با اسم الله یک یادگار، یک یادگاری هم در اینجا اسم جا گذاشت: حزب الله. به برکت شجاعت سید و درایت سید و صبر و توکل عجیبی که او داشت، رشد کرد، رشد فوق‌العاده‌ای کرد، تبدیل کرده به چنین پدیده حزب الله. مرحوم صدایی حزب الله در طول این سال‌های متمادی... نزدیک به چهل سال، سی و چند سال، یک بار رژیم صهیونیستی را از بیروت وادار به عقب‌نشینی کرد، یک بار از صیدا وادار به عقب، یک بار از شهر صور وادار به عقب، یک بار هم به کلی جنوب لبنان را و شهرها و روستاها و بلندی‌های لبنان را از حدود نحس رژیم صهیونیستی تخلیه کرد. یعنی این توانایی به مرور همین‌طور افزایش پیدا کرد. از یک جمع کوچک مجاهد فی الله تبدیل شدن به یک تشکیلات عظیمی که یک چنین قدرتی دارد. عظیمی که این قدرت... حالا یک عده‌ای به گمان اینکه حزب الله ضعیف شده، زبان به طعنه‌های حزب الله باز کردند. اشتباه می‌کنند. توهم قوی دارد مبارزه می‌کند. بله، شخصیت برجسته و مهمی هست، جناب سید حسن نصرالله، جناب شیخ صفی الدین و امثال این‌ها در بین آن‌ها نیستند، اما تشکیلات با مردان خودش و قدرت معنوی خودش با خودش [زنده] وجود دارد و دشمن نتوانسته بر این تشکیلات [پیروز شود] و ان شاء الله نخواهد توانست. ان شاء الله دنیا و منطقه روزی را خواهد دید که به طور واضح رژیم صهیونیستی از دست این مجاهدین الله شکست بخورد.

 

بخش پایانی: پرسش پیامکی و جمع‌بندی

زادبر، مجری برنامه: بخش پایانی گفت‌وگوی جریان امشب با موضوع خامنه‌ای لبنان، شهید سید حسن نصرالله. ما از مردم پرسیدیم در سوال پیامکی که کدام یک از جملات شهید نصرالله برای شما معروف‌تر است و در پیام‌هایی که دادند و باز هم خواهش می‌کنم که بفرستید. آنی که به نظرم پرتکرارتر من الان دیدم، آن جمله معروف شهید نصرالله است که «اسرائیل از خانه عنکبوت هم سست‌تر است.» با توجه به وقایع بعد از طوفان الاقصی، پیشروی‌های دشمن، آسیبی که جبهه مقاومت دیده، آیا فکر می‌کنید این جمله سید حسن بر اساس منظومه اندیشه‌ای او و پیش‌بینی‌هایی که او داشت، آیا هنوز درست است؟

حجت‌الاسلام صابر صادقی: به نظرم پاسخ به این سوال را خود شهید نصرالله دادند. شاید در سخنرانی آخر، یکی مانده به آخر، ایشان می‌گن که مقاومت وارد یک معرکه کبری، یک جنگ بزرگ شده و حالا حالاها ادامه دارد. برخی‌ها — چون می‌دانید می‌گن که سخنرانی سخنران آخرشون هفتاد و چهارصد و سه — یعنی قبل شهادت چند هفته قبل از شهادت‌شان. بله، ایشان می‌گن که مفصله، حالا آن تیکه‌اشون ولی اینه. می‌فرمایند که جنگ نهایی ما با این‌ها، با این استعمار و استکبار و اشغال، آغاز شده و این جنگ، ایشان می‌گن، روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها ادامه خواهد داشت و ما همه این‌ها را شکست خواهیم داد.

در آخر، در منظومه شهید نصرالله، مقاومت یک امر مستمر است، یک مسئله‌ای است که دارد برای آینده کار می‌کند. در لحظه ممکنه براش اتفاقاتی رخ بده، در مقطع‌ها. در همه این مقاطعی که ما مرور کردیم، مقاومت آسیب خورده، قوی‌تر برگشته.

ببینید واقعیت این است که آن روزی که شهید نصرالله شهید شد — خب یک دو هفته عجیبی است. یعنی قبلش کل فرماندهان رضوان شهید شدند، فرماندهان موشکی، فرمانده پهپادی، حزب الله، قبل ستادشان را زدند، حاج محسن را زدند و تا عملیات پیجر. عملیات پیجر که به گفته همه عزیزان حزب الله، تلخ‌ترین حادثه‌ای است که در این سال‌ها برای حزب الله رخ داده. همه حوادثی که رخ داد متوقع بوده، الا این حادثه تلخ. ببینید در این دو هفته آنچنان حزب الله آسیب دید که اصلاً تصورش را هم نمی‌کرد. اما بلافاصله شصت و شش روز جنگیده، در جنوب هم جنگیده. اسرائیل به گفته یکی از فرماندهان مهم نیروی قدس، ایشان در یک جلسه‌ای می‌گفت: «اسرائیل از آسمان موشک را بمب می‌انداخت، زمین نیروی زرهی‌اش بود، نیروی پیاده‌اش هم با هم بود. برای اینکه یک روستایی مثل روستای خیام را بگیرد، برای اینکه یک روستای خیابان بگیرد، شاید حزب الله دویست شهید داده. برای اینکه بنت جبیل را نتوانند بگیرند، دویست شهید داده حزب الله. اگر می‌خواست که این زمین‌ها را ندهد، می‌توانست شهید بدهد و پیش بره. اما نگاهش نگاه آینده‌محور است. نگاه آینده‌محور دارد، زمان می‌خرد، دارد امکانات خودش را می‌بیند.»

 

و نکته مهم دیگر این است که حزب الله متشکل از ساختارهاست. یعنی شما ساختار اقتصادی دارد، خودش ساختار فرهنگی دارد و یک جامعه‌ای دارد که به تعبیر شهید نصرالله — این تعبیر تعبیر ایشان است — «موسس اد»؛ یعنی حزب الله یک سازمان زاینده است. چرا؟ آغوش جامعه مقاومت است. دائم فکر مقاومت دارد، آنجا متولد می‌شود. ما در سفری که بعد از شهادت سید بلافاصله داشتیم به جنوب، که رفتیم با هر خانواده شهیدی که صحبت می‌کردیم، یک جمله می‌گفت. عجیب بود، هر جایی که می‌رفتیم همه این حرف را می‌زدند. می‌گفتند شهادت سید و شهادت فرزند ما، همسر ما، بچه ما بر عزم ما افزوده.

به تعبیر خود شهید نصرالله در بعضی از سخنرانی‌های عاشورایی‌اش — که می‌دانید عاشورا و خطبه‌های عاشورایی سید یعنی تربیت مقاومت. شما اگر می‌خواهید ببینید سید چگونه جامعه مقاومت را از لحاظ فرهنگی ساخته، باید برود سراغ خطبه‌های عاشورایی‌اش. خیلی فوق‌العاده است. همشون حرفشون اینه: ما اگر از مقاومت بیایم بیرون، از کربلا و عاشورا آمدیم بیرون. و کربلا و عاشورا برای ما یک عزاداری و یک اشک‌ریزی صرف نیست، این هست، اما متن زندگی ماست. ما اگر از مقاومت بیایم بیرون، اگر در این مسیر واینسیم، از کربلای حسین آمدیم بیرون.

ببینید اینکه اسرائیل مثل بیت العنکبوت [است]، یک حقیقتی است که با این قتل‌ها، با این کشتارها پاک نمی‌شود. حزب الله ممکنه روزهای سخت‌تری را هم ببیند. ما نمی‌خواهیم خیلی غیر واقعی باشیم. نه، ممکنه روزهای سخت‌تری را هم ببینیم. اما این جامعه پاینده است، استوار است، چون بر اساس عقیده است. و در درون خودش یک ساختار با تداومی دارد که با رفتن فرمانده‌ها، نسل بعدی می‌آید، نسل‌های بعدی، فکرهای جدید، تحولات جدید.

 

امروز شما می‌بینید بعد از آن شهادت‌های عجیب، شصت و شش روز جنگ، پانزده ماه آتش‌بسی که اسرائیل هر روز — یعنی شهید می‌گرفت از حزب الله. نه، اسفند وارد معرکه شده، فشار دولت خودش را واقعاً آن یک قصه‌ای دیگر است. یعنی دولتی که حالا تلویزیون اینه که باید مراعات کرد، یعنی دست در دست اسرائیلی‌هاست، رفته با اسرائیل یک تفاهمی نوشته مبنی بر اینکه تو — یعنی مراعات هم نمی‌خواهد بگید — یعنی علناً رفتن دولت لبنان با رژیم، با رژیم صهیونیستی. از بله، یکی از مشکلاتی که الان چرا مثلاً نمی‌شود این‌ها را بیرون کرد، یکی از دلایلش همینه. این تفاهمی است که دولت لبنان بسته. اسرائیل و دولت لبنان قرارداد کردند ما وقتی از پایین نهر لیتانی و خط زرد می‌ریم که حزب الله سلاحش را تحویل بدهد، خب معلومه حزب الله سلاحش را تحویل نمی‌دهد. آن رو [لبنانی] می‌گه پس من نمی‌رم، پس من از اینجا خارج نمی‌شم.

 

حزب الله به دلیل داشتن یک عقبه‌ای به نام جامعه مقاومت، به دلیل داشتن یک ساختار قوی و پاینده و استواری به نام خود حزب الله و فکر و اندیشه درست، و دائم برنامه‌ریزی می‌کنند و دائم تحلیل می‌کنند. حزب الله، من به نظرم هر وقتی که اراده بکند، البته با همکاری جمهوری اسلامی، به راحتی می‌تواند اسرائیل را از جنوب اخراج کند. این یک امر، با وجود همه این فشارهایی که الان هست...

 

زادبر، مجری برنامه: بله، حتماً. چون نگرانی‌ها و دلواپسی‌ها و انتقادات هم زیاده. دیگر وضعیت سختی که الان حزب الله دارد، مردم لبنان دارند. ما خیلی از سوالاتمان ماند و من از شما کتاب هدیه گرفتم، چون خودم هنوز کتاب را نخواندم، بهتر است که خودم معرفی نکنم. اما با عنوانی که کتاب دارد فکر می‌کنم بسیاری از سوالات مربوط به تأسیس حزب الله را پاسخ بدهد. کتاب «تکوین حزب الله».

حجت‌الاسلام صابر صادقی: کوتاه، این را اشاره بفرمایید کسانی که علاقه‌مند [هستند] یک مقداری عمیق‌تر مطالعه کنند، به این کتاب بپردازند. کتاب «تکوین حزب الله» یک نگاه از منظر علوم جامعه‌شناختی و سیاسی به تشکیل حزب الله. حزب الله... بعضی‌ها فکر می‌کنند که نویسنده‌اش هم لبنانیه. بله، آقای دکتر محمد ترموس از دوستان فاضل و اندیشمند لبنانی ما هست که در دانشگاه تربیت مدرس این را به عنوان پایان‌نامه نوشته. سال کتاب «تکوین حزب الله»؛ حزب الله و کلاً به دوران تأسیس حزب الله بپرداخت، تو زمینه‌هاش. یک نکته مهمی عرض بکنم: بعضی‌ها فکر می‌کنند که حزب الله — بله، بفرمایید — حزب الله از یک مقاومتی است که مثلاً ما اراده کردیم، ما جمهوری اسلامی اراده کردیم. [این کتاب] اینجا به شما نشان می‌دهد که مقاومت امر ریشه‌دار لبنان است.

زادبر، مجری برنامه: ممنونم، سپاسگزارم از همراهی شما. مردم عزیز که ابهت آمریکا را شکستید، محاصره دریایی و هوایی هم شکسته خواهد شد به لطف خدا و همراهی شما مردم. خدانگهدار.

 

آخرین اخبار

خبر خوب برای کنکوری‌ها/ رشته «بهداشت کار دهان و دندان» به دفترچه کنکور امسال اضافه می‌شود بررسی حکمرانی برای جهش تمدنی در «جریان» شبکه یک آتش نشانان از شرایط سخت در جنگ گفتند لزوم اصلاح تغذیه دانش آموز توسط پدر و مادر نحوه انتخاب معلمان اثرگذار در جشنواره جایزه معلم امدادگران دفاع مقدس از امدادگری و ایثار روایت می کنند ارتباط با آسمان موضوع سلسله مبحث «جنگ اراده ها» از سرکه عسل تا ژل رویال و خواص آن با کارآفرین مهمان «صبح بخیر ایران» بررسی «حوزه در تراز مردم مبعوث» در رویداد رسانه‌ای «جریان حوزه» شبکه یک بررسی ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت در هشت درصد گردشگری و اهمیت آن در «صبح بخیر ایران» بررسی شد رتبه نخست کشت گل محمدی با افزون بر سی هزارهکتار کشت در کشور روایت متخصصان دوران مقدس در خدمت به میهن عزیزمان ایران نقش محصولات سلامت محور «ارگانیک» در مصارف داخلی و صادرات بررسی شخصیت دبیرکل مقاومت لبنان در آستانه سالروز شهادت ایشان در برنامه «جریان» از خاطرات کامیون داران تا رژه سنگین سواران جان‌فدا آشنایی با فعالیت ها و مراکز آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مدیریت خواب و استفاده از فضای مجازی بچه ها در دوران مدرسه نقش صبر مادر در موفقیت اعضای خانواده بررسی ضرورت آموزش و انس با قرآن در دوران ابتدایی تفنگدار سابق آمریکایی، مهمان امشب برنامه «سپیده» شبکه یک بررسی مأموریت تاریخی مدرسه و دانشگاه در پیام رهبر معظم انقلاب مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید ضرورت ایجاد محیطی امن، بانشاط و انگیزه‌بخش برای دانش‌آموزان امنیت غذایی و تکالیف قانون برنامه هفتم پیشرفت معلمان «گردان معلمین منتقم» مهمان صبح بخیر ایران تعریف «معلم» از زبان معلمان دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی چگونه حضرت معصومه(س) را به زبان نسل امروز معرفی کنیم؟ ایران کمترین تصاویر را از جنگ میان آدمیان در گذشته دارد خادمین حرم امن حضرت فاطمه معصومه (س) به شبکه یک آمدند شناخت بیشتر شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) بررسی دلایل کمبود پزشک و پرستار در «هشت درصد» مزایا و ظرفیتهای پرورش کرم ابریشم در ایران حضور تیم ملی ایران در ۲۰ رشته مسابقات جهانی مهارت بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های اقتصادی آذربایجان شرقی در «پایش» نقش استقامت در تحقق عدالت و زمینه‌سازی ظهور راه‌های غلبه بر موانع و افزایش استقامت بررسی موانع واگذاری زمین به مردم در برنامه «هشت درصد» نام نسخه ایرانی از زهپاد غنیمتی آمریکایی امشب اعلام می‌شود «سپیده» در شبکه یک؛ ایران را از چشم جهان ببینید تبیین مفهوم قرآنی استقامت استقامت؛ راه رسیدن به قله‌های تمدن اسلامی آسباد؛ روایت فرهنگ و زندگی مردم سیستان و بلوچستان در قاب شبکه یک «زنگ امید» با فصل دوم بازگشت؛ روایت درخشش استعدادهای دانش‌آموزان ایرانی مستند «جهان جدید» روایتی مسئله‌محور از تجربه چین در توسعه انرژی‌های پاک است «جریان فرهنگ» در شبکه یک؛ فرهنگ، تعلیم و تربیت، «فراراهبردی» برای جهت‌دهی به سایر راهبردها روایتی از جهش فناوری و راهکارهای مهار ناترازی انرژی در مستند «جهان جدید» جزئیات برگزاری دومین رویداد رسانه ای «جریان اقتصاد» توسط شبکه یک «ایرانِ جانِ قزوین» از آنتن شبکه یک

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها