کارشناس استاد سعید صلح میرزایی: ایشان به این نکته اشاره فرمودند که برخی میگویند ما چهارمین قدرت یا ابرقدرت چهارم جهان هستیم؛ اما این ارزیابی بر اساس محاسبات مادی صورت میگیرد. اگر محاسبات الهی را نیز در نظر بگیریم، آنگاه میتوانیم خود را ابرقدرت نخست جهان بدانیم.
در طول تاریخ، جبهه حق ــ جز در مواردی معدود ــ غالباً در اقلیت بوده است. دلایل گوناگونی برای این مسئله وجود دارد؛ از جمله اینکه چرا جبهه باطل جمعیت و امکانات بیشتری در اختیار دارد. سنت الهیِ امتحان نیز در این میان نقش دارد؛ امتحانی که بهواسطه آن، انسانهای شایسته از کسانی که انتخاب نادرست میکنند، بازشناخته میشوند. در چنین شرایطی ممکن است جبهه حق، هم از نظر تعداد و هم از نظر امکانات، در موقعیت پایینتری قرار بگیرد؛ اما این به معنای ناتوانی آن نیست.
قرآن کریم در داستان طالوت و جالوت میفرماید: «کَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ»؛ چه بسیار گروههای اندکی که به اذن خدا بر گروههای پرشمار پیروز شدند. چگونه جمعیتی اندک میتواند بر جمعیتی بسیار غلبه کند؟ برای یافتن پاسخ، کافی است به رخدادهای دفاع مقدس، دفاع از حرم و مقاومت رزمندگان حزبالله و حماس نگاه کنیم؛ بهویژه در آستانه سالگرد عملیات طوفانالاقصی.
نیروهای اشغالگر مدعی بودند که با وجود حسگرهایی که در عمق زمین کار گذاشتهاند، حتی عبور یک پرنده را نیز تشخیص میدهند و هیچکس قادر به حفر تونل یا نفوذ زمینی نیست. آنان با استفاده از تازهترین فناوریهای هوایی، زمینی و زیرزمینی، برای ایجاد چنین سامانههایی تلاش کرده بودند. بااینحال، حماسه طوفانالاقصی رقم خورد. نمونهای دیگر را در جنگ بدر میبینیم؛ جایی که پیامبر اسلام (ص) با شمار اندکی از یاران خود به پیروزی رسید. در اینجا، محاسبات معنوی نیز وارد میدان میشود.
یکی از عناصر مهمی که فاصله میان تعداد و امکانات دو جبهه را برای جبهه حق جبران میکند و حتی میتواند آن را بر جبهه باطل برتری دهد، مقاومت است. در همین زمینه، از آیه ۶۵ سوره انفال یاد میکنیم؛ آیهای که بر نقش پایداری و صبر تأکید دارد. مضمون آیه این است که اگر بیست نفر از شما پایدار باشند، میتوانند بر دویست نفر غلبه کنند؛ یعنی هر نفر در برابر ده نفر.
این موضوع شگفتانگیز است. در جنگهای امروز ممکن است هر فرد به چندین سلاح دسترسی داشته باشد، اما در گذشته، گاهی یک شمشیر یا سرنیزه ابزار اصلی جنگاور بود. تصور کنید بیست نفر در برابر دویست نفر بایستند و سرانجام پیروز شوند. قرآن کریم این توانایی را با صبر و پایداری پیوند میدهد: «إِنْ یَکُنْ مِنْکُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ...».
صبر در ادبیات دینی، با معنایی که معمولاً در گفتوگوهای روزمره از آن برداشت میکنیم، تفاوت دارد. امام شهیدمان در مجموعه سخنرانیهای پیش از انقلاب، در کتابی با عنوان «گفتاری پیرامون صبر»، به این موضوع پرداختهاند. در شرح روایتی که جایگاه صبر نسبت به ایمان را مانند جایگاه سر نسبت به بدن میداند، این نکته مطرح میشود که همانگونه که بدن بدون سر قوامی ندارد، ایمان نیز بدون صبر استوار نمیماند.
وقتی انسان هدفی مقدس را انتخاب میکند، در مسیر رسیدن به آن با موانعی روبهرو میشود. نخستین مانع، درون خود انسان است: تنبلی، راحتطلبی و میل به دوری از دشواریها. برای مثال، کسی را در نظر بگیرید که میخواهد قله دماوند را فتح کند؛ آیا هر کسی حاضر است صبح زود از خواب برخیزد و سختی راه را تحمل کند؟ غلبه بر این مانع درونی، خود بخشی از مسیر رسیدن به هدف است.
مانع بعدی، دشواریهای طبیعی راه است. هر کار بزرگی سختیهای خاص خود را دارد و این سختیها بخشی از مسیرند. اگر کسی قصد صعود به قله را داشته باشد، باید بداند که ناهمواریها و حوادث طبیعی، اموری قابل انتظارند. پس از این موانع، ممکن است با موانع دیگری نیز روبهرو شود؛ گاهی خطرهایی واقعی در مسیر قرار میگیرند و گاهی انسانهایی که ظاهر انسانی دارند، اما با رفتار خود مانع حرکت دیگران میشوند.
بنابراین، صبر در معنای قرآنی آن یعنی هنگامی که هدفی مقدس برگزیدهایم و با موانعی از درون تا بیرون مواجه شدهایم، مسیر را دور نزنیم و از راه بازنگردیم. رهبر شهید انقلاب در چهاردهم خرداد سال ۱۳۹۸، هنگام توصیف امام راحل، یکی از جاذبههای برجسته شخصیت ایشان را مقاومت دانستند؛ مقاومتی که معنایش بازنگشتن از راه رسیدن به هدف، حتی هنگام روبهرو شدن با دشواریهاست.
بر اساس همین منطق، اگر انسانهای صابر و استوار در میدان باشند، میتوانند معادلات را تغییر دهند. کافی است به چهرههای نورانی رزمندگان نگاه کنیم؛ به کسانی که گاه یک نفر میایستاد تا شمار زیادی بتوانند عبور کنند. تصاویر رزمندگان حزبالله نیز نمونههایی از همین روحیه را نشان میدهد؛ انسانهایی که در لحظههای دشوار، با آرامش و پایداری در برابر خطر میایستند و جان خود را فدا میکنند.
در وصف شهدای کربلا نیز گفتهاند که آنان بهجای آنکه تنها زرهی بر تن داشته باشند، گویی قلبهایشان را بر زره خود قرار داده بودند. این تعبیر، تصویری از شجاعت و ایمان آنان ارائه میکند. البته ما وظیفه داریم برای افزایش توان و قدرت خود نیز تلاش کنیم؛ همانطور که پیشتر گفته شد، باید در عرصههای گوناگون به سوی قویتر شدن حرکت کنیم.
بااینحال، ما از امتیازی معنوی نیز برخورداریم: امداد غیبی و یاری الهی. در باور دینی ما، کمک خداوند، توسل به اهلبیت (علیهمالسلام)، توجه به حضرت زهرا (سلاماللهعلیها) و امید به عنایت حضرت ولیعصر (عج) بخشی از پشتوانه معنوی جبهه حق است. همان خدایی که مؤمنان را در جنگ بدر یاری کرد، در قرآن از پایداری سخن میگوید و وعده میدهد که فرشتگان بر کسانی که میگویند «پروردگار ما خداست» و بر این راه استقامت میکنند، فرود میآیند.
این پشتوانه معنوی در کنار قدرت نظامی، دقت موشکها، توان پهپادی، ایمان و همبستگی مردم معنا پیدا میکند. درباره مؤلفههای این قدرت معنوی باید بیشتر گفتوگو کرد. اما در یک نگاه کلی، در برابر قدرت هستهای آمریکا و رژیم صهیونیستی و مجموعهای از لایههای دفاعی و پشتیبانیهای خارجی، مقاومت و پایداری رزمندگان و مردم جلوهای ویژه پیدا میکند.
ملت مبعوث ایران و فرزندان امیرالمؤمنین (علیهالسلام) در این میدان نقشآفرینی کردند. حتی تصویر کودکی که شیشه شیر در دهان داشت و پرچم ایران را میچرخاند، بازتابی جهانی پیدا کرد. این همان نگاهی است که با در نظر گرفتن الهیات جنگ و قدرت، ما را به فهم دیگری از مفهوم ابرقدرتی میرساند؛ نگاهی که در آن، انسان خود را تنها نمیبیند، بلکه پیامبران، اولیا، شهدا و یاری الهی را نیز در کنار خود حاضر میداند.
البته این باور به معنای کنار گذاشتن وظیفههای عملی نیست. ما باید توان خود را افزایش دهیم و در عرصههای علمی و فناوری، در لبه دانش حرکت کنیم. در بسیاری از زمینهها به پیشرفتهایی رسیدهایم و امید است این مسیر در حوزههای دیگر نیز تکمیل شود و توانمندی کشور در سالهای آینده بیش از پیش تثبیت گردد.
در پایان، با یادآوری این عبارت که «دشمنت کشت، ولی نور تو خاموش نگشت»، شایسته است یادی کنیم از شهدای مقاومت و سید شهدای مقاومت، شهید سید حسن نصرالله؛ دبیرکل حزبالله لبنان، چهرهای برجسته در جبهه مقاومت و نمادی از ایستادگی. یاد و نام او گرامی باد و مقامش متعالی باشد.