کارشناس مذهبی برنامه: خداوند متعال خود را با صفت «قوی» معرفی کرده است؛ «قویّ عزیز». بنابراین، قوت و قدرت از ویژگیهای حضرت باریتعالی است. انبیای عظام و ائمه اطهار (علیهمالسلام) نیز در پی کسب قدرت بودند؛ اما وقتی به حیات نورانی پیامبران و ائمه نگاه میکنیم، میبینیم که آنان هرگز از قدرت خود در جهت منافع شخصی استفاده نکردند.
برای نمونه، گاهی امیرالمؤمنین (ع) با افرادی مواجه میشدند که از نظر فکری و بصیرتی در سطح پایینی قرار داشتند؛ بااینحال، حضرت با آنان مدارا میکردند، صبر به خرج میدادند و برای گفتوگو و پاسخگویی به پرسشهایشان وقت میگذاشتند. نقل شده است که یکی از خوارج نزد ایشان آمد و جسارت کرد. حضرت بهجای برخورد قهرآمیز، به او فرمودند: «بیا با تو صحبت کنم و به پرسشهایت پاسخ بدهم.» این در حالی بود که حضرت قدرت، شمشیر و سپاه در اختیار داشتند.
نمونه دیگر، ماجرای مالک اشتر نخعی رضواناللهعلیه، سردار سپاه امیرالمؤمنین (ع)است. این ماجرا را بسیاری شنیدهاند. روزی مالک از جایی عبور میکرد که فردی از روی شوخی و استهزا، زبالهای به سوی او پرتاب کرد و خندید. پس از آنکه مالک از آنجا گذشت، به آن شخص گفتند که میدانی به چه کسی اهانت کردی؟ او پاسخ داد: خیر. به او گفتند که آن شخص، مالک اشتر بود. آن فرد که تازه متوجه ماجرا شده بود و از کار خود ترسیده بود، به دنبال مالک رفت تا از او عذرخواهی کند. وقتی به او رسید، دید که مالک مشغول نماز است. پس از نماز، عذرخواهی کرد و گفت که آمده است برای او دعا کند.
این نمونهها نشان میدهد که قدرت در اسلام، ابزار تلقی میشود؛ ابزاری که میتواند در قالب قدرت جسمی یا روحی بروز پیدا کند و هر دو مورد تأکید قرار گرفتهاند. اما در کنار قدرت فردی، باید به قدرت جامعه اسلامی نیز توجه کرد.
همواره جبهه ابلیس، همانگونه که خود او سوگند خورده است انسانها را گمراه کند، در برابر حرکت پیامبران مانعتراشی کرده است. در آیات قرآن کریم میخوانیم که هرگاه پیامبری برای تحقق اهداف الهی خود اقدام میکرد، شیطان در مسیر او مداخله میکرد و میکوشید کار را به انحراف بکشاند. هنگامی که پیامبران مردم را به توحید و عبادت خداوند و دوری از طاغوت دعوت میکردند، سران کفر، طاغوتیان، احبار، رهبان و مترفان به میدان میآمدند تا مشکلاتی ایجاد کنند. در چنین شرایطی، اگر مؤمنان و مؤمناتی که پای کار میایستند حضور نداشته باشند، حرکت با مشکل مواجه میشود و حتی ممکن است به شکست بینجامد.
یکی از آیاتی که همه ما شنیدهایم و بر نشان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز نقش بسته است، این آیه شریفه است:
«ِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ، وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ.»
هدف از این آیه، آمادهسازی قدرت در حد توان است. خداوند میفرماید هر اندازه که میتوانید، قدرت کسب کنید و ابزارهای لازم را فراهم آورید. اگر به سلاح نیاز دارید، برای تهیه آن اقدام کنید. هدف نیز روشن است: ایجاد قدرتی که دشمنان خدا و دشمنان خودتان را از تجاوز و دشمنی بازدارد.
یکی از میراثهای ماندگار امام شهیدمان، که اگر فرصت باشد در روزهای آینده درباره آن صحبت خواهیم کرد، همین موضوع است. بسیاری شعار دادند که میخواهیم سایه جنگ را از کشور دور کنیم؛ اما امام شهیدمان در عمل برای تحقق این هدف تلاش کردند. به تعبیر حافظ:
«مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ چرا که وعده تو کردی و او بهجا آورد.»
یکی از اقدامات مهم امام شهیدمان این بود که از همان آغاز دوران رهبری نورانی خود، و حتی پیش از آن، در دوره ریاستجمهوری، تلاش کردند کشور به سطحی از قدرت و آمادگی برسد که دشمن جرئت نزدیکشدن و تجاوز نداشته باشد. ایشان این مسئله را در طول سیوهفت سال پیگیری کردند. نتیجه آن را نیز مشاهده کردید؛ هم در جنگ دوازدهروزه و هم در جنگ رمضان، دشمن بهشدت درهم کوبیده شد. این رخدادها نشان میدهد که قدرت، ارزشی بسیار والا دارد.
در آیه دیگری از قرآن کریم، به اهمیت حضور مؤمنان در حمایت از یکدیگر اشاره شده است. اگر برخی از مؤمنان برای یاری دیگران به میدان نمیآمدند و قدرت و توان خود را به کار نمیگرفتند، به مردم ظلم میشد و عبادتگاهها، از جمله مساجد و کنیسهها، تخریب میشدند. بنابراین، قدرت باید بتواند بازدارندگی ایجاد کند.
در عرصه نظامی، این بازدارندگی میتواند متقارن یا نامتقارن باشد؛ اما قدرت تنها به توان نظامی محدود نمیشود. گاهی قدرت به معنای ایجاد استحکام درونی در جامعه است و این موضوع نیز از مصادیق مهم قدرت به شمار میآید.
ممکن است ملتی به دلایل مختلف از امکانات محدودی برخوردار باشد. در دوران دفاع مقدس، همه شنیدهاید که رزمندگان ما حتی گاهی پوتین هم نداشتند و با کفشهای معمولی به میدان میرفتند. نقل شده است که سیم خاردار نیز در اختیار ما قرار نمیدادند، چه رسد به تجهیزات نظامی پیشرفتهتر. بااینحال، چه اتفاقی افتاد؟ چگونه مردم ما در برابر لشکری تا دندان مسلح ایستادگی کردند؛ لشکری که تمام جبهه استکبار به صدام ملعون در برابر ایران کمک میکرد؟ چگونه اجازه ندادند پس از خرمشهر، مناطق دیگری از کشور در اشغال دشمن باقی بماند؟
دستان رزمندگان ما خالی بود، اما دلهایشان سرشار از ایمان بود. این نشان میدهد که یکی از عناصر مهم قدرت، عنصر ایمان است.
نمونه دیگری از این قدرت را در مقاومت مردم یمن مشاهده میکنیم. گاهی تصاویری میبینیم که نشان میدهد برخی از آنان حتی دمپایی نیز به پا ندارند و با امکاناتی بسیار اندک در میدان حضور پیدا میکنند. صحنههای شگفتانگیزی از ایستادگی آنان دیده میشود. در یکی از این صحنهها، نوجوانی حدود پانزده یا شانزدهساله را دیدم که با یک وانت برای جمعآوری مجروحان و شهدا حرکت میکرد. در اطراف پای او گلولههای مختلف اصابت میکرد، اما این نوجوان چنان آرام بود که گویی ترسی در وجودش نیست. این همان قدرت ایمان است.
پس وقتی از قدرت سخن میگوییم، باید ابعاد مختلف آن را در نظر بگیریم: قدرت ایمان، قدرت نظامی و قدرت انسجام اجتماعی. انسجام اجتماعی اهمیت بسیار زیادی دارد. در اسلام بر همراهی و اجتماع مؤمنان تأکید شده است؛ چنانکه در روایات آمده است: «یدالله مع الجماعة». توصیههای فراوان به نماز جماعت، نماز جمعه، نماز عیدین و حج نیز در همین راستاست؛ زیرا این اجتماعات موجب میشوند مسلمانان در کنار یکدیگر قرار گیرند و از پراکندگی فاصله بگیرند.
در صدر اسلام، ترک اجتماع مسلمانان مسئلهای مهم تلقی میشد و اگر کسی از جمع مسلمانان کناره میگرفت و در انزوای خود باقی میماند، با چنین رفتاری بهسادگی برخورد نمیکردند. امام شهیدمان نیز میفرمودند یکی از اهداف جنگ نرم دشمن، قطعکردن زنجیره پیوند میان مؤمنان و بردن میلیونها نفر به سلولهای انفرادی است؛ یعنی افراد را از یکدیگر جدا کند و پیوندهای اجتماعی را از بین ببرد.
یکی از برکات شبهای پس از جنگ رمضان، همانطور که مشاهده کردید، حضور گسترده مردم بود. مردم از نهم اسفند، هم در شب و هم در روز، به میدان آمدند و اتفاقات بزرگی رقم خورد. در این میان، افسانه شکاف نسلی نیز فرو ریخت. نوجوانان، کودکان، بزرگسالان و سالمندان در کنار یکدیگر قرار گرفتند و در صفی منسجم ایستادند.
همچنین در پیامی که رهبر عزیزمان (حفظهالله تعالی) خطاب به دولتمردان داشتند، تأکید کردند که در هر اقدامی باید پیوست انسجام اجتماعی را نیز در نظر گرفت. این انسجام میتواند قدرتی بزرگ برای جامعه ایجاد کند.
امام شهیدمان (رضواناللهعلیه) نقل میکردند که نلسون ماندلا، به دلیل مبارزه با تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی، سالهای زیادی را در زندان گذرانده بود. ایشان میفرمودند که از ماندلا پرسیدم چرا از الگوی امام ما استفاده نمیکنید. ماندلا پرسید که الگوی امام چه بود؟ امام توضیح داده بودند که مردم با حضور گسترده خود به خیابانها آمدند و خیابانها از جمعیت پر شد؛ در آن هنگام بود که جبهه استبداد فرو ریخت.
ماندلا از این سخن استقبال کرد و پس از بازگشت به آفریقای جنوبی، تظاهرات میلیونی شکل گرفت. سرانجام، پس از مدتی، رژیم تبعیض نژادی در آن کشور از میان رفت و خود ماندلا به رهبری آفریقای جنوبی رسید.
این نمونه نشان میدهد که اجتماع مردم و همدلی قلبها در کنار یکدیگر چه قدرت بزرگی ایجاد میکند. به همین دلیل، امام عزیز انقلاب، مقام معظم رهبری (مدظلهالعالی)، بارها بر ضرورت برگزاری پرشورتر این اجتماعات تأکید کردهاند تا قلبها به یکدیگر نزدیکتر شود.
شما نیز دیدهاید که برخی از خواهران و برادرانی که پیش از این کمتر در چنین جمعهایی حضور پیدا میکردند، اکنون خودشان میگویند که وقتی به این اجتماعات آمدهاند، صفا و صمیمیت موجود در آنها را دیدهاند و متوجه الفت و محبتی شدهاند که میان مردم وجود دارد.
بنابراین، در پاسخ به پرسش شما درباره اینکه آیا قدرت ارزش ذاتی دارد یا خیر، باید گفت قدرتی که به اتصال به خداوند بازمیگردد، چه در وجود فرد و چه در جامعه، از ارزش ذاتی برخوردار است؛ زیرا سرچشمه آن خداوند متعال است و قدرت حقیقی از آنِ اوست.
اما هنگامی که قدرت به ابزاری مادی تبدیل میشود، ارزش آن به چگونگی استفاده از آن بستگی دارد. اگر در مسیر حق به کار گرفته شود، ارزشمند است؛ ولی اگر در خدمت هوای نفس و اهداف نادرست قرار گیرد، میتواند به ضد ارزش تبدیل شود.
نمونه این مسئله را در کاربرد علم مشاهده میکنیم. انسانها از علم استفاده کردند و مردم را در هیروشیما و ناکازاکی به قتل رساندند. از علم و فناوری استفاده کردند و کودکان معصوم ما را در مدرسه شجره طیبه میناب به شهادت رساندند. طفل سهروزه و مادربزرگ صدساله ما نیز به شهادت رسیدند. این نمونهها نشان میدهد که اگر علم و قدرت، بدون اخلاق و معنویت به کار گرفته شوند، نهتنها ارزشمند نیستند، بلکه میتوانند به ابزاری برای ظلم و جنایت تبدیل شوند.
در مقابل، قدرتی که بتواند کار دشمن را متوقف کند و بازدارندگی ایجاد کند، بیتردید از مصادیق ارزشمند قدرت است. انبیا، اولیا و ائمه ما (علیهمالسلام) همواره در پی آن بودند که جامعهای قدرتمند شکل بگیرد.
از شما سپاسگزارم، جناب استاد.
هرچند آیه کریمه در ظاهر به عرصه نظامی اشاره دارد و مسلمانان را به قویشدن توصیه میکند، باید توجه داشته باشیم که در تمام عرصهها، از جمله عرصههای علمی، سیاسی، نظامی و اقتصادی، باید قدرتمند باشیم تا خار چشم دشمنان و استخوانی در گلوی آنان باشیم.
«برو قوی شو اگر عزم زندگی داری که در نظام طبیعت ضعیف پایمال است.»