گفتوگو با امیر اربابان
امیر اربابان:
من روز گردشگری را به تمام دستاندرکاران گردشگری جهان و ایران، علیالخصوص ایران، تبریک میگویم. روزی که واقعاً جایگاه ما را در دنیا مطرح میکند.
یک میلیون و ششصد و چهل و هشت هزار کیلومتر مربع؛ ما سوپرمارکت تاریخی داریم که سانتیمتر به سانتیمتر کشور ما تاریخ دارد و در دنیا منحصر به فرد است
جایگاه پنجمی داریم در دنیا و یک میلیون و دویست هزار سایت تاریخی داریم. حدود چهارده هزار راهنما هم در سطح کشور داریم.
حسام خضری
خودتان را معرفی نکردید به مخاطبهامون.
امیر اربابان
من امیر اربابان هستم و بیستوپنج ساله که در گردشگری ایران فعالیت میکنم. جامعه راهنمایی را تأسیس کردیم، دوره راهنمایی را برای ایران آوردم و در حوزه تورگردانی هم فعالیت کردم.
هنوز نتوانستم یک قدم مثبت بردارم با این همه کار.
حسام خضری
کی گفته؟ اینطور نیست. بعد از این همه کار میگویید یک قدم برنداشتید؛ خیلی قدم برداشتید.
حالا بریم سراغ آقای امامی.
گفتوگو با آقای امامی
آقای امامی
صبح شما بخیر. من هم روز گردشگری و هفته گردشگری را خدمت همه مردم، بهخصوص دستاندرکاران صنعت گردشگری، تبریک میگویم.
فکر میکنم مصادف با هفته دفاع مقدس هم هست. زنجیره تأمین در صنعت گردشگری هم به نوعی دارند یک جهاد مقدس و یک دفاع مقدسی را در راستای حفظ میراث ملی، فرهنگی و طبیعی کشورمان انجام میدهند.
حسام خضری
در خدمتتون هستیم. چند ساله تو این شغل هستید؟
آقای امامی
از سال ۸۵ مشخصاً؛ نزدیک به بیست سال.
حسام خضری
خیلی خوب. امیدوارم اعتقادتان مثل آقای اربابان نباشد؛ بیستوپنج سال کار کردند تو این عرصه و بعد بگویند من کار خاصی نکردم. البته دیگران باید کیفیتش را بگویند.
ولی بپردازیم به موضوع کارتان. من اشارهای داشتم به اینکه خیلی جاها سفر کردم، ولی عمق خاطرهاش برایم کم است، چون یک راهنما کنار من نبوده یا من با راهنما سفر نکردم. از الزامش به ما میگویید؟
آقای امامی
ببینید، مثل این میماند که شما میخواهید 24 ساعت را یک جا بگردید و نمیشناسید انجا کجاست. چجوری وقتتان رامدیریت میکنید؟
پدر میخواهد برود یک جا را ببیند، مادر میخواد خرید بکند، بچهها میخواهند بعدازظهر بروند بازی بکنند و تمام وقتشان را میگذارند برای گشتن دنبال ان نقطه.
یک راهنما چه تفاوتی میتواند داشته باشد؟ شما را میبرد انجا، داستان را برایتان تعریف میکند، به شما انگیزه میدهد و هویت خودمان را در انجا پیدا میکنیم.
ما حدود پانزده هزار سال ریشه تاریخی داریم. این چیزی ساده به دست نیادمده. تمام داشتههای تاریخی ما، داشتههایی که اجداد ما به وجود آوردند، به دست پدران ما ساخته شده.
سلطانیه، مسجد سلطانیه را شما بروید؛ یکی از منحصربهفردترین سازههای تاریخی در طول تاریخ. در بدترین منطقهای که زلزلهخیزه، این سلطانیه به جای خودش باقی مانده. بزرگترین گنبد خشتی جهان یا جزو بزرگترینهاست و معادل یک ساختمان پنجطبقه است.
وقتی راهنما هست، شما دنبال این هستید که بروید اینجا را بازدید کنید، مادر خریدش رد بکند، سوغاتیهابش را بخرد، بچهها هم بازیشان رو بکنند. یک ساعت وقت گذاشتیم، راهنما هم کارش را انجام داده، خداحافظی میکند و شما به کارتان میرسید.
ولی وقتی شما وقتتان را میگذرانید و نمیتوانید به نتیجه برسید، مادر ناراحت است، بچهها غر میزنند و سفری که باید خوش میگذشته، خوب نمیگذرد. یک راهنما میتواند خیلی خوب این دغدغه را لمس کند.
راهنما؛ فقط برای بناهای تاریخی؟
حسام خضری
ما بین مقاصد سفرمان متفاوتیم؛ داشتههای تاریخی باشد یا طبیعت. من خودم بهشدت به داشتههای تاریخی شهرها علاقهمندم و اصلاً طبیعت را دوست ندارم. مشکل من اینه که با راهنما سفر نکردم یا موضوع جای دیگهای ست؟
آقای امامی
ما حتی در حوزه آموزش خود وزارت میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری هم دو دوره راهنمایی داریم؛ یک دوره راهنمایان طبیعتگردی و یک دوره راهنمایان ایرانگردی و جهانگردی که اصطلاحاً راهنمای فرهنگی میگفتیم؛ یعنی بحث تاریخی و مردمشناسی.
بنابراین اهمیت گردشگری در طبیعت هم بسیار مهمه. اما اینکه سفرهای ما بدون راهنما یا با راهنما انجام میشود، دو مقوله مختلفه.
اگر بخواهیم به صورت تیتر بهش بپردازیم، یکی شناخت بهتر از مقصد است. خیلی وقتها میبینیم رفتارهای نامناسبی با آثار تاریخی ما انجام میشود که در اثر عدم شناخت اون آثار هست. اون فرد اگر بداند اهمیت آن اثر چیست، نه خودش، نه فرزند خودش و نه هیچکس دیگه را اجازه نمیدهد که بهش آسیب بزنند.
مخاطراتی که ما توی طبیعت داریم هم مهم است. خیلی وقتها ما در جنگل نمیدانیم چطور باید راه برویم، از انواع حیوانات و حشرات اطلاع نداریم و در اثر عدم آگاهی از نوع پوشش درست، ممکن است دچار مشکل بشویم. راهنمایی که تجربهاش را دارد میتواند ما را راهنمایی کند و ان لذتی را که ما از طبیعت میبریم صدچندان کند
نکته بعدی، آگاهی ما از انواع مختلف طبیعته. اینکه وقتی داریم میرویم یک جنگل، فرق جنگل هیرکانی با جنگل زاگرسی چیه.
یه دستهای از عزیزان گردشگر هستند که بهشان میگویند پرندهنگر. اینا فقط میروند پرندهها را نگاه میکنند و از این کار لذت میبرند.
حسام خضری
بیا انشاءالله آخر هفته من میبرمت.
آقای امامی
یه گروه پرندهنگر اومده بودند توی قسمت شمالغربی. قرار بود بروند یک دریاچهای که پرندهها میاومدند.
من ساعت سه شب بلند شدم، برای اینکه باید با آرامش میرفتم و همهچیز ساکت بود. رسیدیم انجا و گفتن چراغ ماشین را خاموش کنید. همین که داشتند میامدند که بشینند عکس بگیرند، راننده که برمیگردد میرود یک بوقی میزدند که همه پرندهها پرواز میکنند و میروند.
حسام خضری
من یاد یه چیزی هم افتادم. بچهها تعریف میکردند رفتیم یکی از جزایری که میبرند شما دلفینها را نگاه کنید. هزینهش را دادیم و رفتیم وایسادیم. بعد گفت دلفینها نیامدن!
توشه سفر و نکات ضروری
حسام خضری
آقا من یه سؤال کاربردی بپرسم. عزیزانی که میروند سفر، اگر شما بخواهید چند تا وسیله اضطراری بگویید که تو هر سفری چه چیزهایی حتماً باید همراهشون باشد و چه چیزهایی نیاز نیست الکی دنبال خودشان بکشند، با توجه به تجربه و تخصص شما، بفرمایید.
آقای امامی
باز بسته به مقصد دارد؛ اینکه چه مقصدی. مقصد ما شهری هست، مقصد ما طبیعته. باز در طبیعت شاخههای مختلف هست.
اگر برای پرندهنگری یا دیدن حیاتوحش داریم میرویم، نوع پوشش ما، حتی از نظر رنگ پوشش ما، میتواند اثر بگذارد روی ان حیوانی که انجا هست.
الان اول فصل گاوبانگیه که مرالها جفتگیری میکنند در جنگل گلستان، در جنگل هیرکانی. ما کدهای رفتاری برای دیدن این اتفاق داریم. این هستش که به هیچ عنوان هیچ عطری نباید روی لباس ما باشد، چرا که از فاصله خیلی دور...
یه سری کدهای رفتاری در هر مقصدی وجود داره.
حسام خضری
حتی برای مقصد شهری؟
آقای امامی
بله. من شهریهاش را میگوبم. این کدهای رفتاری، یکیش رفتار و تعامل با جامعه مقصده.
مثلاً شما میخواهید بروید روستایی مثل ابیانه یا تشریف ببرید ماسوله. اینکه ما وقتی یک خانم مسنی را با ان لباس زیبای رنگارنگش میبینیم، چطور باهاش رفتار بکنیم، دوربینمون را بیاجازه به سمتش نگیریم.
خیلی وقتها گردشگر به خاطر هیجانش ممکنه رفتاری انجام بده. منِ راهنما که چند بار ان صحنه را دیدم، باید ان هیجان گردشگر را هم کنترل بکنم و همراهش باشم.
سعی بکنیم در سفرهامان سبکبار برویم. نکته اصلی اینه که ذهن پاکی را ببریم که بتوانیم خاطرات سفر را به عنوان توشه سفر در ان یادداشت کنیم.
اما یک سری نیازهای شخصی هم داریم. دوستانی که دارو مصرف میکنند، در سفر حتماً همراهشان باشد، چرا که در بعضی از مقاصد این داروها پیدا نمیشود.
در زمینه نیازهای اولیه هم از قبل جستوجو بکنیم؛ مثل اینکه کجا میخواهم شب بخوابم، کجا میخواهم غذا بخورم و کجا نیازهای اولیه من برطرف میشود. اگر نیاز خاصی داریم، با شناختی که از خودمان داریم، همراه داشته باشیم. حتماً سفر ما بهتر خواهد بود
اهمیت آگاهی پیش از سفر
محمدرضا باقری
بسیار هم عالی. البته ناگفته نماند که موقعی که برنامه سفری بسته میشود، همانطور که گفته شد، باید مطالعه کرد. اگر با گروهی داریم میرویم، ان گروهی که قراره ما را ببرد باید توجیه و آگاهی بدهد تا از اتفاقات ناگوار جلوگیری بشود.
محمدرضا باقری
من یه گروه برای ایتالیا بردم. همه، خدا رو شکر، توان مالی داشتند. گفتم خانمها، آقایان، میخواهیم بریم مهمانی یا میخواهیم برویم بگردیم؟ همه گفتند میخواهیم برویم بگردیم.
گفتم لطفاً تمام این جواهراتتان رو بگذارید. میخواهید برویم خرید؟ خانمها میخواهند خرید بکنیند در ایتالیا؟ گفتند بله. گفتم لطفاً دسته پانصد یورویی را نکشید بیرون؛ چون صاحب اول و آخرش خودتی. پنجاه یورویی با خودت ببر.
نقش راهنما در عمقبخشی به سفر
محمدرضا باقری
خب آقای امامی، یه سؤال بپرسین درباره بحث اینکه حالا مقداری دربارهاش صحبت کردیم، ولی موضوع سفر با راهنما و بیراهنما تفاوتهایی حتماً دارد.
من خودم یک مثالش را زدم؛ گفتم من رفتم گنبد علویان را دیدم. کسی نبود به من بگوید که این چیست و چگونه است و اصلاً چرا همچین ظاهری دارد. میخواهم بدانم راهنما چه کمکی به من میکند که در خود موقعیت بتوانم لذت بیشتری از سفرم ببرم؟
آقای امامی
اتفاقاً در سفرهای طبیعی این اهمیت بیشتر هم هست. در حوزه فرهنگی نهایتاً وقتی شما وارد یه فضایی مثل گنبد سلطانیه، مسجد یا گنبد علویان میشوید، ممکنه آگاهی انجا را نداشته باشید؛ ولی وقتی وارد طبیعت میشوید و ان آگاهی را نداشته باشید، خطر برای شما ایجاد میشود.
ما یک جملهای داریم: «تعلق خاطر به گذشته شریف است، اما از آن مهمتر انتقال منصفانه گذشته به آیندگان است.»
ما وقتی خیلی وقتها میبینیم در فضاهای فرهنگی ما که عمدتاً هم تاریخی هست، به لحاظ اینکه اقلیم ما در ایران یک اقلیم تاریخی با پیشینه چند هزار ساله هست، در یک بستر تاریخی بزرگ شدیم.
اما اگر این آگاهی به سمتوسوی درستی نرود، ان وقت میبینیم که اون تعلق خاطر به گذشته به صورت نادرستی انجام میشود و ما نمیتوانیم منصفانه به آیندگانمان روایتش کنیم.
اگر شما در گنبد علویان یا فضای دیگری همراه با راهنما باشید، راهنما به لحاظ دوره آموزشی که الان دوره آموزشی راهنمایی حدود یک سال طول میکشد و آموزش وزارت میراث فرهنگیه، در این دورهای که راهنما دیده، با تجربیاتی که در این سالها کسب کرده، خیلی بهتر میتونه ما رو به این سمت ببرد.
در کنار موارد دیگهای که گفتم، کدهای رفتاری در فرهنگ محلی را داریم. اصلاً ما یک درسی داریم به نام «روحیات ملل»؛ اینکه شما چه روحیاتی دارید، سلایقتون چیه و منِ راهنما باید برای همه اینها زمان بگذارم.
پس حتماً حضور راهنما میتواند مفید باشد. امیدوارم سایتهای ما هم به سمتی برود که راهنمای مستقر در سایت برای همه سایتها داشته باشد.
تنوع گردشگری ایران
محمدرضا باقری
بسیار هم عالی.
من میخواستم از هر دو بزرگوار بپرسم؛ یک فضاهایی از ایران، چه طبیعت بکر مرکزی ما یا طبیعت بکر شمال ما، مرکز و کویر، یا این تنوع اقلیم ما که هم جنگل داریم، هم بیابان داریم، دریا داریم، رودخانه داریم، هم به جهت تاریخی و بناهای استراتژیک و راهبردی که داریم، مثل برج رادکان، مثل گنبد قابوس و گنبد سلطانیه.
اینها را وقتی گردشگر ما میبیند و اطلاع پیدا میکند، چون داخلیهای ما هم خیلیها نمیدانیم فلسفه این برج چیه؛ فکر میکنیم یک چیزیه، یک مناره ساخته شده. بعد یک کسی توضیح میدهد که این چه کاربردهایی دارد، تازه میگویید هزار سال پیش به چه چیزهایی فکر کردند، با چه ابزاری این را ساختند.
حس و حال گردشگران را میخواهم بدانم، هم داخلیها و هم خارجیها.
آقای امامی
من موقعی که گردشگران خارجی رو میبردم تخت جمشید، صبح زود هم میروم؛ چون برنامه سفر دست خودمه و ساعتی که باید حضور پیدا کنیم، یک فضای بازه و زود آفتاب میگیریم. پس هرچه زودتر برسیم انجا بهتره.
من گردشگرها را میبردم جلوی ان پلههای تخت جمشید، میگفتم چشمهاتونو ببندید، نفس بکشید؛ سه، چهار تا تنفس عمیق. بعد میگویم چشمهاتان را باز کنید.
این اکسیژنی که وارد مغز میشود، حالت گیجی میدهد. بعد بهشون انجا خیرمقدم میگویم و میگویم: این همان اکسیژنیه که کوروش کبیر، داریوش بزرگ و خشایارشاه استنشاق میکردند.
انجا یک حالتی به اینها دست میدهد، غروروار؛ که همان اکسیژنها را شاهان گذشته و حکمرانها استنشاق میکردند.
بعد میبرمشان داخل.
کار ما فقط توضیح دادن نیست. باید بیایم یه طوری این را ارائه بدهیم که طرفی که دارد میشنود، انگیزه شنیدن پیدا بکند. خیلی مهمه که چه شکلی ارائه میشود و راهنما خوشبختانه این حس و تفاوت را دارد.
محمدرضا باقری
میخوام بدونم قیاسش میکنند با جاهای دیگر دنیا، اگر سفر کرده باشند؟
آقای امامی
سوزن الان تو دست شما فرو کنند، دردش تا یه مدتی تو دستت میموند. وقتی که ما ارائه میدهیم، اونا میان فکر میکنند: عجب داستانی، چه تاریخی! واقعاً کیف میکنند از اینکه وارد یه همچین فضایی شدند.
و این باعث میشود این خاطره را ببرند خارج، به کشور خودشان.
چون ما بیشتر روی تور ورودی، چون ارزآوری دارد واسه مملکت و درآمد دارد، روی آن بیشتر کار میکنیم.
حالا فکر کنید ایرانی برود، بفهمد آن بادگیر چه ارزشی دارد.
امیر اربابان
البته به صورت کلی من اینو اضافه بکنم
میگوییم نخستین قدم در راه نجات، شناخت هست. وقتی گردشگر بیاید، بشناسد، در راه نجات آن اثر هم به ما حتماً کمک خواهد کرد.