مشاهده خبر

پنج شنبه 9 مهر 1405

ویژه برنامه جریان حوزه؛ از حوزه علمیه تا روحانیت

برنامه جریان حوزه با موضوع نقش حوزه علمیه در بعثت مردم روز چهارشنبه 8 مهرماه با حضور کارشناسان برگزار شد.

طرح بحث: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدرضا فلاح شیروانی

با حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی شروع می‌کنم. ضمن عرض سلام و ادب و احترام خدمت شما و خوش آمد و پذیرش دعوت ما. طبق همین توضیحاتی که در مقدمه ارائه کردم خدمت ملت عزیز ما، طرح بحث شما را خواهیم داشت؛ اینکه انتظارات از حوزه علمیه و نقش‌آفرینی حوزه علمیه در هفت ماه گذشته.

 

بسم الله الرحمن الرحیم. الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. خیلی ممنونم که به خرج دادید و موضوع مهمی را مطرح فرمودید. یکی از چیزهایی که نیاز به توضیح دارد، آن هم این است که مراد ما از بعثت مردم چیست. راستش به خاطر اینکه مجموعاً فرصت کم است و یادش کردم، احتمال می‌دهم برایش وقت کم بیاید. من به این خیلی نمی‌پردازم ولی چند واژه را کنار هم بگذاریم.

 

معنای بعثت مردم

ببینید بعثت مردم را امام رشید فرمودند برانگیختگی. معجزه هم امام شهید، امام خمینی که واقعاً تکلیفشان روشن است. واقعاً این تحولی که در مردم ایجاد شد و انقلاب رقم خورد، همین‌طوری هم ادامه پیدا کرد. انقلاب از نظر این بزرگواران ادامه پیدا کرد. معجزه می‌دانند این را. یعنی معتقدند ما در دل یک معجزه داریم زندگی می‌کنیم. البته گاهی شراره‌های جدیدی می‌زند و ارتفاع‌های جدیدی پیدا می‌کند که ما در این سال‌های اخیر این را داشتیم.

 

بعثت به معنای شوریدن عقل، تفسیر حضرت آقا. بعثت به معنای عصاره دفاع، فلسفه نبوت، میثاق فطرت. اگر فرصت بشود اشاره می‌کنم به انسان‌شناسی این‌جوری. ببینید این بعثت، این برانگیختگی معجزه‌گونه که حضرت آقا به سران کشورهای اسلامی تذکر دادند، گفتند حواس‌تان باشه، چشم‌تان دارد به یک معجزه می‌افتد. این جدی است. یک باور جدی است نزد ایشان. و معجزه یعنی فعل الله. چون فعل خداست، چون خدا آمده خیلی نزدیک می‌شود، آن مقدس می‌شود.

 

چون یک برداشت از تقدس این است که از شواهد مادی باید بکشیم بیرون، ولی یک برداشت دیگر از تقدس این است که خدا خیلی می‌آید نزدیک می‌شود و مقدس می‌شود. این را بچه‌های جنگ خیلی راحت لمس می‌کردند که این‌قدر خدا نزدیک می‌شد که انگار کارها را خدا انجام می‌داد، انگار نبود واقعیت.

 

معجزه و حضور خدا در زندگی

ببینید وقتی که این اتفاق می‌افتد، ما در محیط معجزه داریم زندگی می‌کنیم و این هدیه‌ای است که ادیان الهی به بشر می‌دهند. یعنی دست‌فرمونی به آن‌ها می‌دهند که خدا بیاید در زندگی‌شان. این را باید تبیین کنیم، این حتماً باید توضیح داده بشود. امام شهید کاملاً در این اتمسفر زندگی می‌کردند. امام رشید هم معلوم است دیگر، از این نوشته‌هایشان کاملاً برمی‌آید، کاملاً در این باور بوده‌اند، بزرگ شده‌اند و دائماً تحلیل همه چیز را هم به همین چیزها برمی‌گردانند.

 

به سران کشورهای اسلامی می‌گویند مراقب باشید، شما چشم‌تان به یک معجزه دارد می‌افتد. ما منتظریم شما رفتار درست از خودتان نشان بدهید. اصلاً بفرمایید ضعفی از خودشان احساس می‌کنند و بروز می‌دهند؟ ابداً. و خوب باید تاریخ تا معلوم بشود این حرف‌ها درست است.

 

بعثت، برآمده از طرز تفکر ادیان الهی

 

ببینید این بعثت و این معجزه برآمده از طرز تفکر ادیان الهی است. پیامبران اساساً وقتی با انسان‌ها تعامل می‌کردند، عصاره دفاع عقول اتفاق می‌افتاد، معجزه اتفاق می‌افتاد. خوب معجزه در گرو چه چیزی است؟ به تعبیر امام شهید، اگر همه مردم یک چیزی را بخواهند، خدا خودش می‌آید وسط.

 

معجزه‌های اجتماعی فرمول دارند. به تعبیر ایشان می‌گویند معجزه‌هایی که در قرآن آمده فرمول ندارد، ولی معجزه‌های بزرگ اجتماعی قرآن فرمول ارائه کرده که «إن الله لا یغیر ما بقوم حتی...». معجزه زیستن با خدا، زیستن خدا می‌آید به زندگی نزدیک می‌شود، خدا انجام می‌دهد. در این حال و هوا که اثبات می‌شود، اثبات می‌شود.

 

خوب من حالا عرضم این است. ببینید این طرز فکر است که باعث عصاره عقول می‌شود، بعثت اتفاق می‌افتد، کل دنیا اعتراف می‌کند. کل دنیا الان دارند اعتراف می‌کنند که این یک چیز دیگر است، این چیزی که ما داریم می‌بینیم یک چیز دیگر است.

 

کانون این طرز فکر: حوزه علمیه

 

حالا این طرز فکر کجاست؟ این طرز فکر کانونش حوزه است. به خاطر همین هم حضرت امام شهید فرمودند حوزه مادر انقلاب است. یعنی انقلاب ولیده اوست، انقلاب را او پدید آورده. به خاطر اینکه کانون این‌جور اندیشیدن است و خواهش‌شان این بود که همین فکر را مدام تزریق کند در جامعه.

 

این مردم، مردم نجیبی‌اند، مردم متدینی‌اند. حضرت امام می‌فرمودند این مردم اسلام را قبول کردند. حالا دیگر ببخشید خطاب به مسئولین می‌گفتند شما حرکت آن‌ها را کند می‌کنید. این‌ها خود را به سمت اسلام می‌کشند و آخر سر هم به اسلام می‌رسند.

 

با توجه به این نگاه، این بعثتی که اتفاق افتاده، این بعثت در واقع محصول آن جور فکر کردنی است که کانونش در حوزه است. در حوزه این چیزها را به ما یاد می‌دهند و از ما هم می‌خواهند این‌ها را بروید به مردم بیاموزید. و در واقع تعبیر حضرت آقای... پروری کنید. اخیراً می‌گفتند جهاد.

 

خوب هر چقدر هم ما توفیق داشتیم این کارها را کردیم، ثمرات زیادی برایش کردیم. این بعثت و برانگیختگی چه ربطی به حوزه دارد؟ ربطش این است: امام شهید به عنوان رتبه‌ترین فهم و عالی‌رتبه‌ترین تعامل اجتماعی — خوب ایشان از همه توفیق‌شان بیشتر بود و خیلی مرتب‌تر، مستقیم‌تر ارتباط گرفتند با جامعه و باعث این بعثت شدند.

 

خوب کروری انسان هم همراهی کردند ایشان را. خیلی از حوزویان همراهی کردند ایشان را. ایشان رهبر بود، ایشان معلم بود، ایشان پیشتاز بود، ولی خیلی آدم هم همراهی می‌کردند ایشان را و به اصطلاح تقویت می‌کردند صدای ایشان را و این اثر می‌کرد.

 

تشکر. خیلی ممنونم از شما. طرح بحث حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان را خواهیم داشت.

 

 

طرح بحث: حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان

 

حاج آقا، ما اگر از جنگ ۱۲ روزه حساب کنیم، بیش از ۱۶ ماه است که در جنگ هستیم با ائتلاف صهیونی-آمریکایی. از این ۱۶ ماه، هفت ماهش نوع کنشگری مردم متفاوت بوده و آن حفظ خیابان است. در آخرین پیام رهبر انقلاب هم ستایش شده این حضور مردم و اینکه استعمار مجدداً به ایران باز نخواهد گشت. این نسبتش با رفتار کنشگری و نقش‌آفرینی حوزه علمیه از منظر شما، انتظار شما، آسیب و آسیب‌شناسی از نظر شما.

 

بسم الله الرحمن الرحیم. طبیعتاً طلبه‌ها، فضلای حوزه و علما جزئی از مردم هستند، جزئی از مردم متدین و انقلابی. اصطلاح جوان مؤمن انقلابی شاید بهترین مصداقش طلبه‌های جوانی باشند که یا جوانانی باشند که می‌روند طلبه می‌شوند، یعنی دوست دارند عالم دینی بشوند و بعد در این کسوت هم خدمت بکنند.

 

پیشتازی طلبه‌ها در عرصه‌های ایثار

 

ما همان‌جوری که در انقلاب اسلامی دیدیم، طلبه‌ها مقدم بودند. در دفاع مقدس تعداد شهدای صنف طلبه‌ها و حوزه بیشتر بود از هر صنف دیگری. طبیعی هم هست. بالاخره ما که ادعا داریم، خودمان باید جلوتر از همه برویم و افتخاری هم محسوب می‌شود.

 

الان هم مثال‌های دیگری هم می‌شود زد. در کرونا طلبه‌ها چقدر فعال شدند. در سیل و مشکلات دیگر. وقتی جوان‌های ایثارگر و جهادی شما می‌بینید، باز فضلای حوزه هستند که پیشتازند. تا ائمه جمعه می‌بینید که در صحنه حاضرند، امامان مساجد.

 

چرا دشمن در اختلاف‌افکنی بین مردم و روحانیت موفق نیست

 

و اتفاقاً همین‌جا می‌شود یک بحثی را مطرح کرد که چرا دشمنان ما در اختلاف افکندن و نفرت افکندن بین مردم نسبت به روحانیت موفق نیستند؟ چون هر کسی بالاخره در فامیل خودش طلبه دارد، عالم دینی دارد، امام جماعت محله‌اش هست، با هم زندگی می‌کنند. و این‌ها نمی‌گذارند. نه اینکه ما تبلیغات قوی داشته باشیم برای حوزه علمیه که بخواهد دفاع کند. خود حوزه هم اصلاً توان تبلیغی ندارد برای اینکه خودش را تبلیغات کند، مثلاً جا بیندازد. طبیعی است.

 

مؤمنین، متدینین، انقلابی‌ها، اقشار دلسوز، افکار سیاسی، وقتی به عرصه می‌آیند، حجم بیشتر افراد در حوزه علمیه داخل این جمعیت هستند. این یک امر خیلی طبیعی است. در این شب‌ها هم بسیاری از این تجمعات در شهرهای بزرگ، در مشهد مقدس، در تهران — به ویژه من خودم حضور پیدا کردم — حضور طلبه‌ها به عنوان گرداننده و حضور عالمان که بین مردم دارند زندگی می‌کنند، به عنوان خدمتگزار این تجمعات بسیار پررنگ است.

 

اصلاً می‌شود گفت این تجمعات اتاق فکرش و خدمات اجرایی‌اش در مساجد انجام می‌گیرد، زیر نظر اهل علم و اهل حوزه است. طبیعی هم هست طلبه‌ها در این زمینه اقدام شایسته‌ای داشته باشند.

 

صحنه‌هایی از حضور علما در تجمعات

 

و صحنه‌هایی را من مثال بزنم از این بحث عبور کنم به یک بخش چالشی بپردازم در این زمینه. مثلاً قم بارها شده من در تجمعات رفتم، در تهران هم البته یکی دو صحنه این‌جوری دیدم. دستش را گرفته که اگر در چنین صحنه‌ای نبود، شما هیچ‌وقت او را کنار خیابان لابلای جمعیت — یک استاد تمام فلسفه، یک استاد تمام در موضوعات تخصصی — به این سادگی ایشان را در خیابان پیدا کنید، چه برسد به تجمع. و پرچم هم تکان بدهد.

 

واقعاً بعضی از اساتید چند تا دکترا از خارج از کشور دارند، روضه مجتهد تمام، استاد درس خارج، و می‌آیند حرکت می‌کنند. هر شب مقید، یکی از علمای تهران را دیدم، علمای صاحب نفس دیدم. ایشان یک گوشه‌ای از میدان حضرت ولی عصر ایستاده، کسی هم با ایشان کاری ندارد، با کسی کاری ندارد، فقط می‌خواهد در این جمعیت باشد. من می‌دانستم فاصله ایشان حدود ۲۰ کیلومتری باید باشد از آن منزلش تا میدان ولی عصر تهران عجل الله تعالی فرجه الشریف. حدس زدم ایشان به خاطر قداست آن نام در این صحنه آمده.

 

خوب ببینید علما ارتباط‌های عمیق این‌جوری برقرار می‌کنند با این حرکت بعثت مردم. چون جزئی از مردم هستند و در دینداری و در فکر سیاسی داشتن که دین به این‌ها داده، طبیعتاً باید پیشتاز باشند. طبیعتاً در تجمعات هم پیشتاز هستند. این خوب.

 

ضرورت تحول در رابطه حوزه و مسجد

 

اما یک نکته دیگر هم هست. آن اینکه ما باید یک تحولی را منتظر باشیم. حالا حضور حاج آقای رحیمی صادق به عنوان مدیر محترم حوزه علمیه تهران هم حتماً می‌تواند این بحث را بهتر پیش ببرد، ابعادی از بحث را روشن بکند.

 

شما الان می‌فرمایید حوزه و بعثت مردم. منظور آیا مسجد هم هست یا نه؟ مسجد در نظر مردم جایی جدا از حوزه است یا ارتباط دارد با حوزه؟ ارتباطش یکی ارتباط ارگانیک ساختاری، ارتباط گسیخته. بالاخره حوزه برای خودش یک کاری می‌کند، مساجد هم برای خودشان یک کاری می‌کنند، علمای مساجد هم دارند برای خودشان یک فعالیتی انجام می‌دهند.

 

این را باید به نظر من حل کرد. اگر مردم ما این برانگیخته شدن خوب است، حوزه هم برانگیختگی خودش را در این ببیند که نقشش را در میان جامعه ساماندهی‌تر بکند.

 

مثال بیمارستان‌ها و دانشگاه‌های علوم پزشکی

 

پیشنهاد مشخص من، با مثال حرف بزنیم. رابطه بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها با وزارت بهداشت و دانشگاه‌های علوم پزشکی چیست؟ رسماً بزرگ‌ترین بیمارستان‌های تهران زیر نظر دانشگاه‌های پزشکی تهران و علوم پزشکی تهران اداره می‌شوند. ولی چنین رابطه‌ای، من فکر می‌کنم — حالا آقای رحیمی صادق باید بفرمایند — بین حوزه و مساجد نیست.

 

که ما بگوییم آقا این امام جماعت عضو هیئت علمی حوزه است و الان وظیفه‌اش اینجاست، دارد کارش را انجام می‌دهد. بین دانشگاه‌های صنعتی ما و صنایع ما ارتباط قوی وجود ندارد و ما همیشه این را می‌گوییم. بین دانشگاه‌های علوم انسانی ما و وزارتخانه‌های مربوط مثل وزارت اقتصاد، مثل وزارت کشور — که خوب همه دانشمندان علوم اجتماعی ربطی پیدا بکنند با وزارت کشور — آنجا وجود دارد.

 

بین حوزه و مردم هم اگر مسجد واسطه است، باید یک سامانی پیدا بشود. دقت فرمودید؟ ما حوزه علمیه را مثلاً همین دوستان طلبه جوان می‌خواهند بروند در محله و مسجد نقش‌آفرینی کنند. اگر بروند به یک مسجد مراجعه کنند، این طلبه جوان که می‌تواند دستیار قوی برای امام جماعت باشد، تقریباً فرقی نمی‌کند با بقیه جوان‌هایی که مطالعات دینی عمیق مثل این جوان طلبه ندارند.

 

فقط یا یک حرکتی بخواهد انجام بگیرد — شاید همین جلسه ما هم یک نمونه‌اش باشد — مثلاً باید الان جای بنده که حالا به عنوان یک طلبه در تهران هستم، شاید باید مسئول امور مساجد تهران حضور داشتند. حالا شاید تدبیر می‌شد حضور می‌داشتند، مشکلی نداشتند. ولی این یک مشکل است اساساً در جامعه.

 

ممنونم. در بخش بعدی سعی می‌کنیم که بیشتر باز کنیم. آقای حجت‌الاسلام والمسلمین رحیمی صادق هم طرح بحث حضرت عالی داشته باشیم و اگر مایل بودید نکاتی که حاج آقای پناهیان فرمودند اشاره بفرمایید.

 

 

طرح بحث: حجت‌الاسلام والمسلمین محمدهادی رحیمی صادق

 

بفرمایید. بسم الله الرحمن الرحیم. تقوا. من لازم است قبل از هر سخنی عرض سلام و ارادت داشته باشم محضر اساتید، خدمت حضرت عالی، شرکت‌کنندگان در این بحث و در این جلسه، و بیش از همه و پیش از همه به مردم مبعوث شده‌ای که هفت ماه میدان را به بهترین شیوه حفظ کردند و امروز سردمدار نظام و انقلاب و عزت انقلابی ایران اسلامی شدند.

 

اجازه بدید من در این بخش از صحبتم در تکمیل فرمایشات حضرت عالی و اساتید بزرگوار یک نکته مهم درباره بعثت را اشاره کنم و نقش حوزویان را در این مسئله و با بیان مصادیقی.

 

بعثت نیازمند واسطه است

 

مستحضرید بعثت با همه تأثیرگذاری‌اش نیاز به یک واسطه دارد. این برانگیخته شدن نیازمند به یک نفسی است که بتواند مردم را برانگیزد. همان کاری که انبیای الهی با دم مسیحایی خودشان انجام می‌دادند.

 

ما وقتی در طول تاریخ حوزه، مخصوصاً حوزه شیعه را بررسی می‌کنیم، از عصر اهل بیت تا الان — به خصوص حضرت عالی به زیبایی اشاره کردید در ۲۰۰ ساله اخیر — در هر حرکت اجتماعی بزرگ و تأثیرگذار که مردم محورش بودند، در جریان ملی شدن صنعت نفت، در جریان مشروطه، در جریان انقلاب اسلامی، در هشت سال دفاع مقدس، در دفاع از حرم و حریم، در این جنگ‌ها و دفاع‌های اخیر، در این ۱۶ ماهی که حضرت عالی اشاره کردید و در این هفت ماهی که ملت عزیز ما سرافرازانه میدان را رها نکردند با همه گرفتاری‌ها و مشکلات و گلایه‌مندی‌هایی که به حق دارند — اگر در همه این جریانات نقش حوزویان و علما را بررسی کنیم، خواهیم دید که نقش یک عالم، نقش یک نفس پاک، نقش یک سخن تأثیرگذار در بعثت و برانگیخته شدن مردم حرف اول را زده است.

 

سبک‌های متفاوت نقش‌آفرینی علما در تاریخ

 

سبک‌ها متفاوت بوده. گاهی با بالای دار رفتن — گاهی مثل شیخ فضل‌الله نوری. گاهی پشت تریبون مجلس و فریاد ملت را برآوردن — مثل شهید مدرس. گاهی با قلم و فتوا — فتوای تحریم تنباکوی شیرازی که دنیای اسلام را دگرگون کرد و فتوا تا صندوق‌خانه دربار شاه هم نفوذ کرد.

 

که می‌گویند وقتی خبر این نفوذ را به مرحوم میرزای شیرازی دادند، ایشان اشک‌شان جاری شد و گریستند. آن کسی که خبر را رسانده بود گفت من فکر می‌کردم شما خوشحال می‌شوید. فرمودند خوشحال شدم، گریه برای این است که دشمن الان نقطه اقتدار بعثت مردم — که ولایت و حکم و فتوای دینی است — فهمید. از امروز این نقطه را نشانه خواهد رفت و من نگران این هستم.

 

گاهی در تبعید — مثل تبعید حضرت امام، بنیان‌گذار نظام مقدس جمهوری اسلامی و بعد هم تأسیس این نظام و انقلاب. گاهی هم با شهادت مظلومانه و مقتدرانه.

 

روحانیت، صدای مردم و جانشینان انبیا

 

در همه جریانات تاریخی وقتی ما نگاه کنیم، نقش علما نقش اول است. روحانیت به عنوان صدای مردم، روحانیت به عنوان غمخوار و دلسوز و فدایی مردم، روحانیت به عنوان جانشینان انبیا و کسانی که باید در دفاع از دین و ارزش‌ها و مردم به عنوان بندگان خدا — مردم با نگاه و تعبیر و قرائت دینی و قرآنی و روایی، نه آن‌چه که امروز در دنیای غرب و فرهنگ غرب از مردم تبدیل به یک فرهنگ مبتذل شده، حقوق بشری که ارائه می‌کنند.

 

وقتی در همه این جریانات نگاه می‌کنیم، در همه جا روحانیت پیشرو در بعثت بوده. هیچ جا نداریم علمایی، روحانیتی، طلبه‌ای — به تعبیر حاج آقا، امام جماعتی — به مردم بگوید بروید. همان تعبیری که حاج قاسم عزیز ما بیان می‌کردند نسبت به ۸ سال دفاع مقدس و فرماندهان عزیز در جاهای مختلفی هم درباره روحانیت. همه جا خودشان اول در میدان حاضر شدند و گفتند بیایید. شاهدش بیشترین تعداد شهیدی که در دفاع مقدس داد، شاهدش در همه این حوادث و جنگ‌ها.

 

حضور حوزه علمیه تهران در میدان

 

در همین ۲۰۰ روزه‌ای که مردم در میدان بودند، من شهادت می‌دهم یک روز و یک شب هم حوزه علمیه تهران غایب میدان نبوده. این را از دور دستی بر آتش ندادیم، در صحنه‌ها داریم مشاهده می‌کنیم.

 

بنابراین می‌خواهم عرض کنم بعثت واسطه می‌خواهد. در بعثت انبیا، فرشته و امین وحی واسطه بعثت است. این جایگاه عظیم و ارزشمند و برانگیخته شدن معجزه‌گونه‌ای که حضرت استاد اشاره کردند، در این بعثت بی‌نظیری هم که امروز اتفاق افتاده، واسطه خون پاک قائد شهید ماست. و امروز ما افتخار می‌کنیم و امیدواریم که قائد شهید فرمودند مردم کار را تمام خواهند کرد، به برکت این بعثت عظیمی که اتفاق افتاده.

 

به نظرم این اساسی‌ترین نقشی است که حوزویان بر عهده دارند. و به لطف خدای متعال با برگرفتن از آیین و تعالیم دینی که علما — علما ورثة الانبیا — حوزویان این را به خوبی مشاهده کردند و همه جا پیشرو در این بعثت بودند.

 

خیلی ممنونم از شما.

 

 

پرسش و پاسخ: نقش حوزه در جنگ نرم و پاسخ به شبهات

 

سؤال مجری درباره لایه‌های جنگ و نقش حوزه

 

ما در یک سطحی از جنگ هستیم با این تعبیر که جنگ گرم نظامی است، رد و بدل شدن آتش و این تعبیر. می‌شود استفاده کرد جهاد دفاعی، نیروهای مسلح ما ایستادند و در حال مقاومت هستند، شهید هم دادیم.

 

ما لایه دوم این جنگ به نظر می‌آید در ساحت نظر و فکر و بیان باشد. بعد از جنگ ۱۲ روزه تعدادی از اساتید اقتصاد بیانیه‌ای دادند حول پیرامون تغییر پارادایم. و جلوتر که آمدیم — حتی پیش از شهادت امام شهید — آن حملات قلمی و بیانی به سمت شخص ولی فقیه رفت، محدود کردن اختیارات ولی فقیه یا حتی تغییراتی که صحبت می‌شد.

 

اینکه دشمن هم دارد در حوزه گرم با ما مبارزه می‌کند — موشک‌های آمریکایی، اسرائیلی — و هم در حوزه شبهات، در واقع داخلی‌ها و خارجی‌ها. طبیعتاً اینجا حوزه نقش جدی و اصلی و اساسی دارد. در آن پیام مهم رهبر انقلاب در باز تأسیس حوزه علمیه هم آمده.

 

فکر می‌کنید در این هفت ماه، محصولات قلمی، نظریات، تئوری‌ها، پاسخ به شبهاتی که این جریانات مثل عنوان «جمهوری سوم»، مثل هدایت‌گری که جمهوری اسلامی به سمت یک نظام سیاسی سکولار دارد — حوزه در این هفت ماه برای پاسخ دادن به این شبهات، به غیر از بیانیه دادن و یا حضور در تجمعات برای سخنرانی، چه کار کرده است؟

 

پاسخ حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی

 

خیلی ممنون. شعار بدهم یا چیز بکنم؟ عمل. مردم متوجه می‌شوند.

 

ببینید خیلی زندگی در ایران جدی شده. الان برای کل دنیا مهم است ایرانی‌ها چطور فکر می‌کنند، اخلاق‌شان چطور است، رفتارشان چطور است و به خصوص زندگی‌شان چطوری. کنار و یک خرده سریع‌تر صحبت بکنیم.

 

ببینید برای توصیف شما به اندیشه احتیاج دارید. من باور خودم این است که اتفاقی که افتاده، ما آن ذخیره دانایی‌مان به اندازه کافی نبوده که بتوانیم توصیف کنیم. اتفاقی که بیرون افتاد به عنوان بعثت و همین‌طوری پشت سر هم حادثه‌هایی که داریم می‌افتد، این را راستش وقت زیادی نیاز است تا توضیح بدهیم. این باید درمان بشود، این نارسایی باید درمان بشود که ما این‌قدر هی عقب نیفتیم از حادثه‌ها.

 

ضرورت توصیف تمدنی حوادث

 

به جای اینکه — خوب خواسته امام شهید ما این بود که اصلاً حضرت امام قبض حوادث و نبض حوادث — حادثه‌ها که همش سیاسی نیست که. حادثه‌هایی که امروز دارد برای بشر اتفاق می‌افتد، اساساً جنسش تمدنی است. و ما خودمان در تراز تمدنی جنگ راه انداختیم. ما خودمان کشیدیم تا این تراز. یک حادثه شورش مثلاً ملیه یا مثلاً قبیله‌ای که نبودیم که. ما از همان اول که امام گفت اسلام در خطر است، کسانی که تمدن‌پژوه بودند، آن‌ها فهمیدند یک جنگ تمدنی می‌خواهد راه بیندازد.

 

خوب و از اولی هم که شروع کردیم، مسئله ملی ما نداشتیم. تمام مسئله‌های ما بین‌المللی بوده. اگر خودمان هم نمی‌خواستیم، دشمن این‌قدر مداخله می‌کرد، مسئله ما همه بین‌المللی می‌شد. این‌طوری زندگی کردیم این چند دهه را.

 

ببینید زندگی ایرانی‌ها الان فوق‌العاده جدی است. حادثه‌هایی که دارد اتفاق می‌افتد فوق‌العاده جدی است. لذا بزنیم کنار — ما آن توانی که بتواند این حادثه را توصیف بکند، ندیدیم. من چون دنبال می‌کنم، چند نفر — ما خیلی خوشحال بودیم — ورود کردند، یک توصیف ارائه کردند. ولی تراز بگیریم، تراز خیلی بالا نیست. برمی‌گردد به یک عقبه که عرض کردم، تکراره. ببینید این‌ها را باید درمانش کرد. این‌ها آن چیزهایی است که حوزه باید به آن فکر بکند.

 

ضرورت مسئله‌محوری حوزه

 

حالا یک عرض دیگر. جناب استاد فرمودند چالشی وارد بشوند و خوب ورودی کردند و مثل اینکه ادامه خواهند داد. من نمی‌دانم این قدم را هم بردارم، اصلاً فرصت دارم یا نه. یک عرضی من دارم و آن هم اینکه:

 

ببینید حوزه اگر مسئله حل نکند، بزرگ نمی‌شود، متحول نمی‌شود. هیچ راه دیگری نیست. بنشینیم هی کتاب بخوانیم، بزرگ نمی‌شویم. کتاب می‌خوانیم، باید برویم مسئله حل کنیم. حوزه الان باید مسئله حل بکند. و مسئله حل کردن هم به این نیست که بگوییم حوزویان بروید مسئله حل بکنید.

 

باور خودم را عرض می‌کنم خدمت‌تان. من به نظرم حوزه الان باید روی یک مسئله تمرکز کند، مرکز ثقل بگیرد. خوب آن‌که مرکز ثقل است، جنگ در رأس همه امور است. شاه باید برود. چطور امام تمرکز می‌کرد؟ خوب حوزه باید یک مرکز ثقل انتخاب بکند، تمام تجهیزاتش را، همه ظرفیت‌ها و مقدورات را روی حل آن مسئله متمرکز کند. به سبکی که امام شهید فرمودند. الان اشاره می‌کند و باید از صدر تا ذیل حوزه باید بسیج. و الا مثل این می‌ماند که برویم شکار، خضر فقط خرس بخارونیم.

 

مسئله‌های این انقلاب، مسئله‌های کوچکی نیست که با دو تا توصیه و چند تا حضور و نمی‌دانم دستی به گرفتن و این‌ها حل بشود. الان کل حوزه باید روی حل یک مسئله کلیدی و اساسی متمرکز بشود. یعنی به قول، اصل العرب باید بیاید وسط. از خود رئیس حوزه تا تمام ارکان حوزه باید بیایند وسط، روی یک مسئله تمرکز بکنند.

 

مسئله اقتصاد به عنوان اولویت

 

خوب آن مسئله کدام مسئله است؟ امام شهید فرمودند — چقدر روی این تمرکز کردند — که اقتصاد الان محلی است که دشمن در این یک جنگ تمام‌عیار را راه انداخته. و چقدر ایشان تمرکز کردند و فرمودند راه حل داریم، راه حل داریم. و راه حل را هم می‌گفتند. اگر ما این مسئله را حل بکنیم، برای دنیا الگو می‌شود.

 

عبارت — اگر خواستید، صلاح دیدید، می‌خوانم خدمت‌تان — در آن نامه که حضرت برای ابلاغ سیاست‌های اقتصاد مقاومتی زدند، نامه خیلی عجیبی. در آن نامه این را فرمودند. عبارت‌هایی که به کار رفته خیلی جان‌دار و دقیق است.

 

ببینید من این‌جوری می‌فهمم: اگر واقعاً حوزه — چون عنوان را دیدم، اول این به ذهنم رسید — اگر حوزه در تراز امت مبعوث می‌خواهد ظاهر بشود و باید ظاهر بشود، خوب باید بیاید وسط، مسئله حل کند. این کشور باید برای دنیا، برای بشریت باید مسیر باز کند. بسم الله. نباید غوطه‌ور باشیم در مشکلات.

 

و الان به یک جهتی از حضرت آقا همیشه فرهنگ اولویت می‌دادند، همیشه. یعنی عبارت زیاد است. من هم در ذهنم دارم. ولی درباره اقتصاد فرمودند این الان فوریت دارد. فوریت دارد. تمرکز کنید، حل کنید. راه حلش — باطل و سحرش — اقتصاد مقاومتی است.

 

خوب اقتصاد مقاومتی، ایشان در آن ابلاغیه — که سال ۹۲ فکر کنم ۲۹ بهمن ۹۲ است — در آن ابلاغیه فرمودند که بی‌درنگ باید قوا بیایند در صحنه و نقش‌های واضح تعریف کنند و نقشه بکشند و بیایند. و هی تکرار کردند، تکرار کردند، تکرار کردند. آخر اسفند ۹۵ فرمودند که اگر اقتصاد مقاومتی اجرا می‌شد، این مشکلات امروز نبود. ده سال پیش ایشان ناله پایانی را دادند. بابا، بازی چرا داریم می‌کنیم با مشکلات؟

 

ضرورت بسیج حوزه برای حل مسئله اقتصاد

 

الان حوزه علمیه باید بیاید وسط. و من این‌طوری بگویم، من شاهد تلاش بچه‌های اقتصاد مقاومتی هستم. با این‌جور تلاش‌ها مشکلی حل نمی‌شود. باید حوزه علمیه بیاید وسط، تمرکز کند، درس‌های خارج را به این سمت سوق بدهد، ظرفیت‌های تبلیغی بدهد، تعلیم و تربیت و اساساً به این سمت سوق بدهد که ما دخل این مسئله اقتصادی.

 

بله، حوزه کلاً دغدغه دین را دارد، همیشه هم داشته. به نسبت حکمرانی مسئله ندارد.

 

ادامه پاسخ: تفاوت نگاه منابع‌محور و مسئله‌محور

 

احسنتم. ببینید من این‌جوری دارم می‌گویم، از زاویه حکمرانی، از زاویه... چیز دارم می‌گویم. قول دادن صحنه دارم می‌گویم. شما چیزی را پیدا نمی‌کنید به عنوان... مطرح کنید. اینی که دارم می‌گویم به معنی تنقیص حوزه نیست. در توضیح اینکه نهاد خوب، حوزه یک نهاد قدیمی و دیردورانی است. خوب تحول — شاید خیلی انتظار از حوزه... حوزه خیلی متحول شده، در ابعاد فراوان متحول شده. یعنی من نهادی در ایران سراغ ندارم. ولی توقعی که می‌رود از انقلاب، توقع بالاست. و اگر مادر انقلاب حوزه است، حوزه باید بیاید وسط، آستین باید بالا بزند، بیاید وسط، این بحث اقتصاد را حل بکند. با حل مسئله اقتصاد — تعابیر آقا را می‌خوانم برایتان — تقریباً اقتصاد حل بکنید، امپراتور می‌شوید.

 

 

 

پرسش و پاسخ: وظیفه حوزه در قبال شبهات

 

سؤال مجری درباره واکنش حوزه به شبهات

نکاتی مانده اما من سؤالم را مطرح می‌کنم. به صورت عادی در روزهای عادی زندگی، استاد حوزه وظایفی دارد. یک بخشی‌اش این است که پناه فکری و اعتقادی مردم باشد، پاسخ بدهد. از سنت حوزویین بوده. اما در هفت ماه گذشته شبهات جدی، به ویژه به مسئله ولایت فقیه، از سمت کسانی که بعضاً خودشان هم لباس روحانی هستند. چقدر واکنش‌ها را از سمت حوزه داشتیم؟ من منظورم واکنش‌های سلبی از جنس قوه قضائیه و کیفری و حقوقی شدنش نیست. جدال فکری است.

 

پاسخ حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی

ببینید اولاً بنده نسبت به شبهه پاسخ دادن یک شبهه‌ای دارم خودم و آن این است که اصلاً شبهه پاسخ دادن را نباید اصل قرار داد. ما اگر خوب تعلیم بدهیم، مبانی را خوب تبیین کرده باشیم، دفع دخل مقدر می‌شود — به قول طلبه‌ها. و اگر شبهه در جامعه جا پیدا بکند، نشان از این است که ما از ابتدا تعلیم خوبی ندادیم و خوب بیان نکردیم دین را. لذا هر موقع شبهه‌ای در جامعه جا پیدا کرد، باید برگردیم به عموم آموزش‌هایمان و آموزش‌های عمومی‌مان، آن‌جا را اصلاح بکنیم تا این شبهات جا نداشته باشد. البته یک بخشی هم باید وقت گذاشت برای پاسخ دادن به شبهه.

 

ضعف بنیه تبیینی و تبلیغی حوزه

این توضیح اول. درباره توضیح اول، من ارزیابی‌ام این است که در جامعه ما این همه شبهه در زمان‌های مختلف پا می‌گیرد و ما باید وقتمان را بگذاریم برای شبهه پاسخ دادن، نشان‌دهنده این است که حوزه بنیه تبیینی و تبلیغی قوی ندارد نسبت به نیاز امروز جامعه. چون جامعه خیلی حرکتش رو به جلو است، عطش مردم برای معارف بیش از آن چیزی است که تولید شده در حوزه. و ما در این زمینه کاستی‌هایی داریم. این یک توضیح.

 

بی‌ارزش بودن شبهات اخیر

توضیح دوم اینکه — منظورم بودا — وقتی یک روحانی وسط جنگ می‌گوید بریم رفراندوم، مقدمه دوم هم بود. واقعاً کسانی که شبهه‌افکنی کردند — چه در مقام یک طلبه یا فاضل حوزوی، چه در مقام سیاسی که لباس روحانی دارد — این‌ها این‌قدر شبهات، شبهاتی که در بین مردم ایجاد کردند بی‌ارزش و بی‌مقدار بودند از نظر استقبال فهم عمومی، که شاید حوزه اگر غوغایی به پا نکرده برای پاسخ دادن به آن‌ها، چون دیده عموم مردم از این شبهات گذشتند. میزان اقبال به این شبهات زیاد نبوده که از حوزه انتظار داشته باشیم زیاد روی این موضوعات سرمایه‌گذاری کند. این هم پاسخ دوم.

 

ثمره زحمات حوزه: بصیرت مردم

پاسخ سومی می‌خواهم در این باره عرض بکنم. اینکه مردم بدون حضور امام شهید و عظیم‌الشأنی که هر هفته می‌آمدند مردم را توجیه می‌کردند — حتی مدتی ولی فقیه معین نشده، حتی الان هم ولی فقیه را مردم راحت با آن ارتباط نمی‌گیرند — این‌قدر ثابت و استوار در میدان ماندن در نهایت بصیرت، این ثمره زحمات قبلی حوزه است. دیگر پس معلوم می‌شود در این بخش حوزه سهمی را به خوبی ایفا کرده.

 

و اینکه شیعه الان به این‌جا رسیده که امامش پشت پرده باشد — پشت پرده غیبت امام زمان عرض می‌کنم — حتی رهبران دینی و سیاسی هم این محدودیت‌ها برایشان ایجاد شده باشد، آب از آب تکون نخورد، مال تعلیمات شیعه است و تعلیماتی که همین علمای حوزه دادند.

 

اما من در کنار این نکته سومی که عرض کردم — باز که نکته مثبتی است برای حوزه و افتخار حوزه محسوب می‌شود، حوزه می‌تواند بگوید ببینید این شیعه‌ای که این‌قدر بصیرت دارد، این‌ها مال آموزه‌های دینی است که همین طلبه‌ها زحمت کشیدند، همین علما و فضا زحمت کشیدند، امثال شهید مطهری‌ها و الی آخر — ولی ما از کاستی‌های خودمان هم هنوز باید بگوییم، مخصوصاً نسبت به همین موضوع ولایت فقیه، به ویژه در ارتباط با امری که ولی فقیه شهید حوزه کردند.

 

ضرورت بیان آثار و فواید ولایت فقیه

یعنی هم خوبی‌ها را بگوییم هم کاستی‌ها را بگوییم. ما باید در مقابل مردم اظهار در واقع افتخار و پیروزی فقط نباید داشته باشیم، باید آن کاستی‌هایمان را هم اعتراف بکنیم و عذرخواه باشیم.

 

مثلاً امام شهیدمان به مجلس خبرگان رهبری فرمودند که برای ترغیب مردم به یک امر دینی باید آثار و فواید آن امر دینی ذکر بشود. در روایات مثال آوردند که ائمه هدی این چنین کردند درباره حج و زکات، مثال آوردند. بعد ایشان فرمودند امروز وقتش است که ولی فقیه، ولایت فقیه، امر زعامت عالم دینی برای جامعه، آثار و فوایدش برای مردم ذکر بشود.

 

ما طلبه‌ها بلد نیستیم این کار را بکنیم. حوزه علمیه ساختار درسی طراحی نشده این کار را بکند. ما مبانی می‌توانیم بگوییم، استنباط فقهی می‌توانیم بگوییم، ولی ادبیاتمان نزدیک ادبیات قرآن و روایات نیست که بیشتر بیان آثار است. اتفاقاً ادبیات علوم انسانی هم همین‌طور است، بیشتر بیان آثار می‌کند.

 

شما صدها جلد کتاب ولایت فقیه می‌بینید، مبانی ولایت فقیه و فقهی یا کلامی می‌آید ثابت می‌کند. تقریباً من سراغ ندارم الان که یک کتاب داشته باشیم آثار ولایت فقیه را به شیوه بیان اجتماعی — منظورتان کارکرد، کارکرد ولایت فقیه یا آثار — آثار روان‌شناسی اجتماعی.

 

لمس می‌کنیم خون امام شهید چه کرد با این ملت. این‌ها چیزهایی است که مردم دارند شهود می‌کنند. به همین دلیل آن شبهه‌ها اثری در میانه مردم ندارد. مردم بالاخره دارند درک می‌کنند ولایت فقیه را، دارند تجربه می‌کنند، تجربه زیسته با ولایت فقیه دارند. ۱۰۰ جلد کتاب شبهه هم نمی‌تواند این مردم را از جاشان بکند و جدا کند. آثار ولی فقیه را در ولایت فقیه را در جهان اسلام دارند می‌بینند. دیگر شبهه‌افکنی واقعاً اثرش کم است در این مردم. ولی آیا ما کتاب علمی نوشتیم در این جهت؟ نه.

 

در جهت پاسخ به شبهات‌ها، تعلیمات ما متأسفانه در حوزه طبق امر ولی فقیه — به طور مشخص من عرض کردم، این هم زمان دولت اصلاحات بود، بیان ایشان — یعنی چیزی حدود ۲۰ سال پیش. خوب ما باید گروهی از طلبه‌ها را موظف بکنیم در این زمینه اقدام، در این زمینه‌سازی بکنند، در این زمینه‌ها فعالیت بکنند.

 

 

 

ادامه بحث: مسئله اول حوزه چیست؟

 

نظر حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی

اما مسئله اولی که آقای شیروانی فرمودند، من می‌خواهم از این مسئله رد نشوم. اجازه بدید در حوزه مسئله ندارد و یا مسئله اول آن اقتصاد نیست، یک توضیحی را باید عرض بکنم.

 

اولاً آقای فلانی وقتی که داشتند می‌گفتند مسئله اول امروز چیست، من یک کمی حساس شدم که خدایا چی می‌خواهند اعلام بکنند مسئله اول را. اگر نظر بنده به عنوان یک طلبه ایشان با درباره مسئله اول متفاوت باشد، این‌جا بحث چالشی می‌شود. دیدم اتفاقاً مسئله اول را — به نظر بنده البته دقیق فرمودند — مسئله اقتصاد در جامعه. مسئله اقتصاد در جامعه.

 

اگر این برنامه را طبیعتاً مردم پیگیری می‌کنند، بارها من عرض کردم، همین چند وقت پیش هم در تلویزیون به این برنامه گفتم: مسئله اقتصاد، تورم، فقط گرفتاری مدیران جامعه نیست. گرفتاری است که در آن گرفتاری، دانشگاه و حوزه هم مقصر است. این یک مسئله دانشگاه و حوزه باید راهکارهای علمی سر راه مسئولین بگذارند.اقتصاد مقاومتی نیاز به تولید دانش دارد در حوزه و دانشگاه. و ما در حوزه و دانشگاه برای حل مشکلات اقتصادی ضعف جدی داریم. حالا من به دانشگاه کاری ندارم. درباره حوزه توضیح اضافی عرض کنم.

 

 

فعالیت‌های حوزه در حوزه اقتصاد مقاومتی

در حوزه علمیه ما شورایی داریم به نام شورای راهبردی اقتصاد مقاومتی. خوب همین بخش از حوزه که الان فعال شده — که من از نزدیک ارتباط دارم — خیلی عمیق و دقیق بر اساس دیدگاه‌های مرحوم شاه‌آبادی، استاد عرفان حضرت امام، که در مباحث اجتماعی بی‌نظیر بودند و به حق می‌شود گفت شاگرد ایشان انقلاب کرد — کار کردند.

 

حالا همین مقداری که حوزه کار کردند، دولت و مجلس حرف‌هایشان را گوش کرد؟ بسیاری از نمایندگان محترم انقلابی مجلس اصلاً خبر ندارند از درد دل‌های شورای راهبردی حوزه. بها دادن به علمی که به دانشی که در حوزه علمیه تولید شده، این هم باید در مسئولین ما باشد، مطالبات مردم ما باشد، مطالبات مردم ما یعنی باید آن‌جا اتفاقاً از خود شما تقاضا می‌کنم در همین زمینه آقای یوسفی، دبیر این شورا را دعوت بکنید در یک برنامه جریان بیاید بگوید آقا ما چه حرف‌هایی را به مجلس گفتیم، گوش نکردند. برای بانکداری چه اقداماتی باید صورت بگیرد.

 

این‌ها در واقع بحث دانشی است. دیگر نمی‌خواهیم که کسی تبعیت بکند از حوزه. بیان دانشی را استفاده بکنند. بالاخره بر اساس یک دانشی باید وزارت، سیاست‌گذاری‌ها در مجلس صورت بگیرد. پس هم ما در حوزه مقصر هستیم در اینکه مسئله اول ما مثل مسئله اول جامعه اقتصاد است، نیست. و هم در حوزه اقداماتی شده است که به آن بها لازم داده نشده.

خیلی ممنونم. تشکر.

 

جمع‌بندی حجت‌الاسلام والمسلمین پناهیان

حاج آقا، بسیار خوب. عرض کنم من ضمن احترامی که به اساتید بزرگوار دارم، به نظرم بهترین قضاوت در این که حوزه آیا مسئله دارد و مسائل را خوب دریافت کرده و وارد حل مسائل شده و ارائه نظریه کرده و پیگیری کرده یا نکرده، بهترین قضاوت و محکم‌ترین سند، آخرین پیامی است که قائد شهیدمان در یکصد سالگی حوزه اخیراً صادر فرمودند: «حوزه پیشرو و سرآمد».

 

ضرورت مطالعه پیام حوزه پیشرو و سرآمد‌. که من همین‌جا توصیه می‌کنم واقعاً این سند به عنوان یک متن درسی باید کلمه کلمه آن مورد دقت قرار بگیرد. که حالا عرض می‌کنم چه کارهایی نسبت به این سند مهم صورت گرفته.

 

ببینید حضرت آقا، قائد شهید در این سند فرمایشاتشان را می‌شود به دو بخش کلی تقسیم کرد: بخش اول کارها و اقدامات خوبی که در حوزه — مخصوصاً حوزه بعد از انقلاب — صورت گرفته. و در بخش دوم که حوزه اگر بخواهد تبدیل بشود به یک عنصر پیشرو و سرآمد، آن‌چه که انجام داده است کافی نیست.

 

ظرفیت بالای حوزه امروز

به تعبیری اگر انتظارات از حوزه بیان می‌شود، در ظرفی این انتظارات معنا دارد که ظرفیت و آمادگی وجود داشته باشد. شما به یک مجموعه علمی بسیار ضعیف نمی‌آیید انتظارات بالا ازش داشته باشید، معنا ندارد. این انتظارات دقیق و والایی که قائد شهیدمان از حوزه دارند — در عرض کنم که پیام حوزه پیشرو و سرآمد، همان‌طوری که خودشان هم تصریح می‌کنند — برآمده از این است که حوزه امروز، مخصوصاً حوزه قم و حوزه‌های بزرگ کشور، ظرفیت و آمادگی درشان وجود دارد. این نکته اول.

 

آیا حوزه مسئله‌محور هست؟

ببینید بالاترین جایگاه نظریه‌پردازی در حوزه، کرسی‌های مجتهدپروری است که ما در حوزه به آن‌ها می‌گوییم دروس خارج. البته اخیراً رشته‌های تخصصی در سطوح مختلف هم اضافه شده که ما — و در تهران بیش از ۳۰ رشته تخصصی در حوزه‌های مختلف علوم انسانی در سطوح مختلف ۲، ۳، ۴، کارشناسی ارشد و دکترا — الان داریم اجرا می‌کنیم.

 

این باعث بشارت و خوشبختی است که نزدیک ۶۰۰ کرسی درس خارج امروز در کشور در حوزه‌های علمیه برقرار است — آخرین آماری که من مطلع‌ام — و در جلسات با مدیر محترم حوزه‌های علمیه و مدیران استانی بحث شده، یک‌سوم از این‌ها پرداختن به فقه نظام‌ساز. یعنی فقه بانک، فقه بورس، مسئله زیست‌فناوری، اخیراً مسئله هوش مصنوعی و هر آن‌چه که به عنوان مسئله انسان و نظام وجود دارد، حوزه احساس می‌کند که در مقابلش باید ورود کند و نظریه‌پردازی کند.بنابراین حوزه در این فضا ورود کرده.

 

فعالیت‌های حوزوی در ۲۰۰ روز اخیر

ببینید همین ۲۰۰ روزی که شما — من از نزدیک با لایه‌های مختلفی فعالیت‌های حوزوی آشنا بودم و تکلیف و وظیفه‌ام بود که پیگیری کنم — ببینید اولاً سمینارهای علمی در بیان همین ویژگی‌هایی که در بعثت مردم ایجاد شده.

 

مثلاً ببینید ما در تهران یکی از مجموعه‌های حوزوی ما، مجتمع حوزوی امام رضا علیه الصلاة والسلام، سمینار چند روزه پرداختن به مبانی فقهی انتقام را مطرح کرد. شما دیدید بحث انتقام برای بعضی‌ها اصلاً قابل حل نبود. بعضی‌ها به عنوان یک شبهه‌ای که این ارتباط ما را با دنیا به هم می‌زند به آن نگاه کردند که تفقه به آن هم نباید کرد. جدای از بیانیه‌ها که بزرگان حوزه در بالاترین سطح پرداختند. خوب نیاز بود این بیانیه‌ها و نظریه‌ها مورد مداف علمی قرار بگیرد. ده‌ها کارشناس از حوزه و دانشگاه نشستند، بحث کردند، مبانی فقهی نقد و بررسی انجام دادند.

 

میزهای بحث و گفتگو در مدارس علمیه

یک لایه بیاییم پایین‌تر. تقریباً در همه میادین — در تهران، حالا استان‌های دیگر هم حتماً همین بوده که ما توفیق داشتیم شب‌ها حضور پیدا می‌کردیم — مدارس علمیه ما با ظرفیت‌های اساتید و فضلایشان میز بحث و گفتگو را انداختند. هر جایی که نگاه می‌کردیم، عده‌ای دور یک طلبه جمع شدند. خوب اینکه مسئله چیست، نسبت به حکمرانی.

 

مثال عرض می‌کنم: اقتصاد ربوی، هوش مصنوعی، احکام در حوزه، در واقع شبکه‌های اجتماعی. اینکه بیاید نسبت پیدا بکند با نظام حکمرانی کشور. یعنی اگر این‌ها نبودند که حوزه باید این کارهای خیلی عادی را انجام می‌داد، آیا این‌ها در آن روال منتج به نتیجه شده یا نه.

 

حلقه مفقوده: رابطه حوزه و نظام حکمرانی

ببینید نکته‌ای — من می‌خواستم برسم به این نکته — که هم فرمایشات استاد شیروانی دقیق بود هم نکته‌ای که حضرت حاج آقای پناهیان در آخر بیان کردند.شما فرض کنید برترین دانشگاه‌های پزشکی ما در مواجهه با امراض و ویروس‌ها بهترین نظریه‌ها را ارائه کنند. اما شما در شبکه اجرایی‌تان به این نظریات توجه نکنید، آیا به نتیجه می‌رسد؟ شبکه اجرایی می‌گوید شما چیز خاصی اشاره کردند.

 

من از نزدیک با بحث مرکز راهبردی و مرکز اقتصاد مقاومتی حوزه آشنا هستم. افرادی که در این مرکز نظریه‌پردازی می‌کنند، بلاثبات هم‌شان دکترای اقتصاد دانشگاه دارند، عضو هیئت علمی معتبرترین دانشگاه‌های اقتصاد کشورند و در حوزه در حد اجتهاد و درس خارج دارند.

 

ببینید نظریات را ارائه کردند. این باور در مجموعه و بدنه نظام هنوز به وجود نیامده.

 

مثال اسناد پنج‌ساله

ببینید من این دو تا مثال دیگر بزنم. در همه اسناد پنج‌ساله‌ای که نظام تولید کرده، من نزدیک ۱۵ سال است که مدیر استانی حوزه از نزدیک حضور دارم. اسناد را در یک لایه حوزه نظام به حوزه می‌فرستد و مجموعه از فضا، بعضی از اسناد را من مطلع‌ام بیش از هزار نفر ساعت در حوزه نشستند، روی اسناد ۵ ساله کار کردند. و بعد که بازخوردگیری کردیم، بخش زیادی از آن‌چه که در حوزه اصلاح شده بود مورد توجه و در سند نهایی ابلاغ شد.

 

من می‌خواهم عرض کنم امروز در حوزه بانک، در حوزه حل معضلات اقتصادی، حوزه مدعی است. ببینید یوسفی که حاج آقا بیان کردند و همکارانشان می‌گویند ما آماده‌ایم تحدی کنیم. یعنی در کرسی اساتید نظریه‌پردازان متخصص اقتصادی بنشینند، ما هم خواهیم نشست، ما اثبات می‌کنیم که دین و حوزه برای رفع معضلات اقتصادی جامعه نظریه عملیاتی دارد، نه تئوری برای توی کتاب.

 

حلقه مفقوده کجاست؟

 

من می‌خواهم بگویم ببینید ما باید — من در عین حال نمی‌خواهم بگویم ما همه رسالت‌مان را انجام دادیم. اگر این بود، نوبت به حوزه پیام حوزه برسانیم.

 

به نظرم خوب است آقای پناهیان فکر می‌کنید این حلقه مفقوده — اینکه شورایی در حوزه باشد یا افرادی باشند که دغدغه شخصی داشته باشند، فرزند بروند در اقتصاد مقاومتی فکر کنند، نظریه‌پردازی کنند، ابواب فقهی را بیاورند وسط — حلقه مفقوده‌ای که به ساختار حکمرانی نمی‌رسد، به قانون‌گذاری نمی‌رسد، یا دولت‌ها تبعیت — بسیاری از مراکز در واقع نظام می‌روند می‌گویند ما چیز قابل توجهی به ما ارائه بشود نداریم. بانک مرکزی شورای فقهی دارد، نهایتاً می‌خواهد یک سری جاها ورود بکند. حلقه مفقوده‌ای که این دو تا را به هم وصل کند چیست؟

 

ضرورت توسعه فقه نظام و باور مسئولان

ببینید ما در حوزه علمیه باید فقه نظام را توسعه بدهیم. به توسعه — قائد شهید از حضور ۱۵ سال پیش فقه نظام بحثش توسط فقیهان خلاق و جوان شروع شده و ما در آغاز راهیم. اینکه حوزه علمیه در این زمینه باید فعالیت بیشتر داشته باشد، درش تردیدی نیست. ولی از آن طرف در میان بدنه مسئولان جامعه — انقلابی یا غیرانقلابی، حالا غیرانقلابی‌شان بیشتر فرمودند — باور اینکه باید از دانش حوزه استفاده بکنند وجود ندارد.

 

مقصر اول این قصه باز بخشی از ما. بالاخره در حوزه علمایی داریم که اصلاً اعتقادی به این حرف‌ها ندارند. در مقابل سؤال شما می‌گویند به حوزه چه ربطی دارد؟ ما فقط عقاید مردم را درست می‌کنیم. ما اصلاً اقتصاد اسلامی نداریم، ما نظام اقتصاد اسلامی نداریم. این‌ها مریدهای خاص خودشان را دارند.

 

آزادی و پویایی حوزه

حوزه هم که می‌دانید فضایش فوق‌العاده آزاد است. این‌جوری نیست کسی را به این سادگی از عضویت هیئت علمی خارج کنند یا به عضویت هیئت علمی بپذیرند. اصلاً آن‌جا محیط فوق‌العاده درش آزادی و پویایی هست و این خوبی حوزه است.

لذا مثلاً بانکدارها و خیلی‌های دیگر می‌روند می‌پرسند چیزی که شما می‌گویید اقتصاد ربوی دارد اتفاق می‌افتد، در این مضاربه‌های بانک عملاً. خوب بعضی از فقهای حوزه اعتقاد ندارند به این.

 

لذا حوزه که فکر نکنید یک سازمان، نمی‌دانم، معین محدودی را دارید نام می‌برید. یک علت اینکه حوزه آن رسالتش را آن‌جوری که مثلاً در این گفتگو در حکمرانی باید نشان بدهد، خود حوزویان هستند. تازه همین مقدار فعالیت را هم بعضی برنمی‌تابند، علیهش فرمودید اشاره کردید، بیانیه صادر می‌کنند.

 

انتظار تحریف‌کنندگان دین از حوزه

 

و از حوزه چی انتظار دارند؟ همان انتظاری که مثلاً تحریف‌کنندگان دین از دین دارند. و احکام فردی بمانند. درست است. پس این یک مسئله است. و ما شما بگویید که چگونه برخورد کنیم با این بخش از حوزه؟ راه برخورد آن‌چنان وجود ندارد. باز به داوری مردم باید گذاشته بشود.

 

ضرورت مراجعه علمی مسئولان به حوزه

 

ولی بخشیش هم این است که مسئولان ما — اشاره کردم، حتی مسئولان بعضاً انقلابی — مراجعه‌شان به حوزه کم است. اگر مراجعه مسئولان به حوزه زیادتر بشود، یک مراجعه علمی، و اگر مراکز پژوهشی حوزه را نهادهای دولتی ما و مجلس شورای اسلامی جدی بگیرد، حوزه دیگر حتی به بودجه هم نیاز ندارد.

 

الان دوستان طلبه می‌خواهند درس بخوانند، حالا همه باید امام جماعت بشوند، همه باید منبری بشن، همه باید برن قاضی بشن. نه، بسیاری از این‌ها می‌توانند برن پژوهشگر بشن. منتها آیا دولت نیاز به پژوهش‌های این‌ها دارد؟ بها می‌دهد؟ آیا پیوست پژوهشی...

 

مثال بودجه پژوهشی

 

ببینید یک سؤال از شما می‌کنم. خیلی شده، بودجه‌های پژوهشی دانشگاه‌ها چقدر است؟ بودجه پژوهشی حوزه برای نظام چقدر است؟ یک به صد می‌شود. اصلاً پژوهشی دانشگاه‌های ما اگرچه کم هم باشد، اگرچه هنوز نیاز باشد بیشتر بشود، ولی این حاکمیت و شما انتظار نداشته باشید مثلاً ولی فقیه جامعه بیاید با یک فرمان بودجه پژوهشی حوزه ایجاد بشود.

 

خاطره‌ای از جلسه با آیت‌الله رئیسی

 

بنده خودم یک خاطره‌ای را به شما عرض کنم. جمع علما با آقای رئیسی جلسه داشتیم — آیت‌الله رئیسی شهید. گفتم آقای رئیسی، شما اگر بودجه مستقیم به حوزه بدهید، هم برای دولت حرف در می‌آورند، هم برای حوزه. برای حوزه می‌گویند دولتی شد. برای دولت هم می‌گویند بیا رفتن هوای خودشان را دارند. مثل بعضی‌ها که این درصدهای بسیار اندک بودجه حوزه را که به هیچ وجه به بودجه‌های دانشگاهی نمی‌رسد — یک به صد هم نیست — طعنه می‌زنند.

 

به ایشان عرض کردم — در جمع علما بودند، اتفاقاً این مهمانی مثلاً اساتید حوزه تهران و برخی شهرستان‌ها بودند — به ایشان عرض کردم شما بیایید حوزه را در واقع به کارآمدی‌اش شما هزینه صرف کنید. مثلاً بگویید ما پیوست پژوهشی برای طرح‌های اقتصادی خودمان می‌خواهیم. پیوست پژوهشی حوزه که بیاید در بخش اقتصاد، در بخش مدیریت، در بخش آسیب‌های اجتماعی دیدگاه‌های خودش را بدهد.

 

نتیجه پیشنهاد

 

این‌جوری بسیاری از طلبه‌ها شاغل می‌شوند که حرف دارند برای زدن و حرف علمی هم دارند با ملاک‌های دانشگاهی. تا بنده این را عرض کردم، تمام علما تکبیر گفتند. یعنی انگار حرف دل بقیه بود. ایشان هم تأکید کردند که آقا ما باید این را به کار بگیریم. که البته فرصت زیادی — یک ماه بعد ایشان به شهادت رسیدند.

 

می‌خواهم بگویم در حاکمیت، در مجلس، در مجلس شورای اسلامی، در مجلس پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، آن‌جا اگر بها داده بشود به حوزه و حوزه از این غربت علمی در بیاید، شما یقیناً مطمئن باشید که مسائل حوزه، مسائلی که حوزه به آن می‌پردازد، برای حلش بسیار بیشتر از این خواهد.

 

 

مباحثه پایانی: تأکید بر ضرورت بسیج حوزه برای حل مسئله اقتصاد

 

حجت‌الاسلام والمسلمین فلاح شیروانی

 

ممنونم آقای فلاح شیروانی، ما نکات شما هم داشته باشیم. به این سنت خوبی که در حوزه وجود دارد، مباحثه. و اگر این جلسه مباحثه در نظر بگیریم، اشکال کردن در مباحثه است. شما فرمودید اساساً حوزه مسئله ندارد، اولویت و فوریت هم گفتید. آن چیزی که حاج آقای رحیمی صادق گفتند به عنوان یک گزارشی که حوزه دارد چه می‌کند و توصیف، اینکه نه انگار این‌گونه هم نیست. قبول دارید این را؟

 

در بخش اول صحبتم عرض کردم که اساساً — خوب این هم باز توصیف امام شهید — که این تحول بزرگ اجتماعی که به تعبیر «عصر جدیدی برای بشریت» — یک کمی نیست — ایشان فرمودند عصر جدیدی را برای بشریت رقم زده. خوب این مادر است. بعد هم عرض کردم اگر هم بعثتی ادامه پیدا کرده، در مقاطعی پیش آمده، حوزویان کمک حضرت آقا بودند.

 

منتها من عرض دیگری دارم. عرضم این بود که ببینید معضل اقتصاد که دیگر جلو چشممان است، داریم می‌بینیم که چقدر روش دارند مانور می‌دهند. حضرت آقا خیلی سال است — من تمام سال‌هایش را درآورده بودم، الان در ذهنم نیست که بگویم تمام سال‌هایی که حضرت آقا شعار سال را گذاشتند اقتصاد — حدود ۲۰ سال است، از ۲۰ سال ظاهراً بیشتر است.

 

خوب این خیلی حرف دارد. من دارم به رسمیت می‌شناسم که معضل اقتصاد الان — البته یک کشور انقلابی اصلاً مسئله‌اش این است که اقتصاد مسئله‌اش باشد. من به نظرم کسر شأن ماست که اقتصاد شده مسئله اولمان. ولی خوب واقعاً اقتصاد الان مسئله اول ماست.

 

خوب این مسئله بیرون است. بعد حضرت آقا می‌فرمایند راه حل دارد. از این‌جا شروع می‌شود بحث من. راه حلش اقتصاد مقاومتی است. هول دادن و هول دادن تا آخر، سیاست کلی اقتصاد مقاومتی نوشته شد. و این بخشی از فرمایش حضرت آقا است در آن نامه ابلاغیه — سه تا پاراگراف بیشتر نیست — بعد هم سیاست‌ها ارائه شده.

 

پیروی از الگوی علمی و بومی برآمده از فرهنگ انقلابی و اسلامی، عامل شکست و عقب‌نشینی دشمن در جنگ تحمیلی اقتصادی علیه ملت ایران خواهد شد. همچنین اقتصاد مقاومتی خواهد توانست در بحران‌های رو به افزایش جهانی، الگویی الهام‌بخش از نظام اقتصادی اسلام را عینیت ببخشد و زمینه فرصت مناسب را برای نقش‌آفرینی مردم و فعالان اقتصادی در تحقق حماسه اقتصادی فراهم کند.

 

خوب این را تا این‌جا داشته باشید. عرض کردم حضرت آقا می‌گویند اقتصاد را من قبول دارم مسئله اول، یک، دو، ولی راه حل دارد. راه حلش اقتصاد مقاومتی است. بعد اقتصاد مقاومتی را ورود کردند، توضیح دادند، این‌جا ایستادند، هول دادن، هول دادن. ایشان در فرمایش فرمودند که این چیزی که ما به عنوان اصول اصلی اقتصاد مقاومتی مطرح کردیم، هیچ کارشناسی — من سراغ ندارم — مخالفش باشد.

 

من ببینید از این‌جا دارم می‌آیم، از تو متن حادثه، از تو متنی که عطش اصلی دارد ما را خفه می‌کند، دارم می‌آیم. و من عرضم این است: یک الگوی حل مسئله، حل بشود. اگر منابع‌محور نگاه بکنیم، می‌گوییم خوب آقا دارد کار خوبی می‌کند، ایشان دارد کار خوبی می‌کند. من خیلی توصیفات بلدم. دقت می‌کنید؟ چون دارم می‌بینم، لذت می‌برم از سال‌های در حوزه بودنم. خیلی، من لذت بردم، خیلی از این جهت راضی‌ام. ولی دارم می‌گویم آقا مسئله باید حل بشود.

 

بفرمایید مسئله حل می‌شود. حضرت آقا می‌فرمایند اقتصاد مقاومتی راه حل. بعد شما نگاه کنید اقتصاد مقاومتی چیکارش کنیم؟ خوب این همه آدم هم به ایشان لبیک گفتند، وارد شدند در اقتصاد مقاومتی که حاج آقا فرمودند این‌ها وارد شدند. بعد آخر سر یک مرکزی برای اقتصاد مقاومتی زدند، مرکز راهبری اقتصاد، جمع کردند، پویش‌هایی را تعریف کردند. ولی من می‌بینم میلی‌متر به میلی‌متر دارند می‌آیند جلو. بابا این راه حل نیست.

 

باید حوزه بسیج کند ظرفیت‌های خودش را روی اقتصاد، درس‌های خارج و درگیر کند، نمی‌دانم مرکز تخصصی، حتی مراکز تربیتی را درگیر کند، مسئله اقتصاد بسیج کند روی مسئله اقتصاد و یک کاری بکند این مافیاهای اقتصادی نتوانند این‌جور معطل نگهدارند.

 

عدد کوچیک یا فلان مجتهد صاحب درس خارج فقه نسبت به این معضلی که الان ما از آبان ماه سال گذشته... چه باید بکند؟ من به نظرم حوزه اگر ورود کند، فتوا بدهد — من شخص خود رئیس حوزه را معتقدم باید بیاید وسط، قشنگی — ستاد جنگ اقتصاد، جنگ تحمیلی اقتصادی تشکیل بدهد. حالا هر کی می‌تواند مشارکت کند، بیاورد، رسماً چیز کند، بگوید من می‌خواهم به داد انقلاب برسم. به داد انقلاب باید رسید. من می‌خواهم به داد انقلاب... من مگر مادر نیستم؟ من مادرم انقلابم. من می‌خواهم به داد انقلاب برسم.

 

راه حل را حضرت آقا در کف دست ما گذاشته، اعتنا نمی‌کند بهش. خوب یعنی آیا اولاً که این کار شده؟ مرکز راهبردی اقتصاد مقاومتی در کنار مجموعه‌های دیگر. این تشر گاهی اصلاً حوزه محکوم به اینکه چرا تشر می‌زند. یک مرکز نیست، باید بسیج عمومی در حوزه اتفاق بیفتد. یعنی یک مرکز نظام دیگری هم هست.

 

الان مسئله فرهنگ در عین اینکه ممکن است بگوییم مسئله اول نیست، به هر حال یک مسئله. یکی از معضلات فرهنگ هم اگر مسئله... کجاست؟ بسیج همه حوزه در مسئله اقتصاد و رها کردن حوزه‌های دیگر هم که قطعاً مقصود حاج آقا نیست. بله بخشی از تلاش‌ها باید در این محور برود.

 

یعنی اینکه حالا این کار را انجام داد و ارائه هم کرد، اما جلوی آن معضلات اقتصادی گرفته می‌شود، حوزه باید خودش برود اجرا کند؟ این که دیگر کار حوزه نیست، حضور و راهنمایی. خدمت.

 

مثال امام جماعت و ساخت حسینیه

 

ببینید اینکه ما چگونه تمرکز کنیم روی این، شبیه این است — همین مثال امام جماعت فرمودند — امام جماعت یک مسجد به این نتیجه می‌رسد که حسینیه باید بزند، مثلاً برای مراسم‌ها و برای حضور خانم. خوب الان مسجد از کار نمی‌افتد. مسجد هست، فعال، اذان می‌گویند، نمی‌دانم حتی کودکان برنامه‌های قرآنی دارند، همه کارها انجام می‌شود. ولی امام جماعت تمرکز می‌کند روی اینکه چهار پنج تا از خانه‌های محله را کنار مسجد بخرد، بعد به اصطلاح این‌جا را تخریب کند و یک نقشه آماده کند و یک حسینیه خوب بسازد و ساخته می‌شود. بعد از یک مدتی وقتی عزم می‌کند، باعث افتخار ماست.

 

تشکیلات حوزه و لزوم نقطه عطف

 

ما الان تشکیلات داریم در حوزه، همه چیز صاحب دارد، حساب و کتاب دارد، دارد می‌رود جلو. دانشگاه حتی دانش‌پژوه هم تعریف می‌شود. این‌ها نیرو جذب می‌کنند، سالانه تربیت می‌کنند و تحویل می‌دهند. این کارها که به صورت روتین انجام می‌شود.

 

ولی اینکه یک نقطه عطفی تعریف کند، حوزه و هر کسی دارد برای اقتصاد مقاومتی دل می‌سوزاند، یک نفسی پیدا کند.

 

ضرورت فشار فرهنگی و حکمرانی فرهنگی

 

حاج آقا می‌گویند اگر فرزند حوزه طرح خودش ارائه کرد، دولتی، مجلسی نپذیرفت، یا حتی یک موضوعی در قوه قضائیه نپذیرفت، حوزه چه کند؟ حوزه باید تمام اسباب قانونی و به نظرم فرا قانونی — می‌شود گفت فشار فرهنگی — برای اینکه ابزارهای الزام‌آور و جمعش بکنیم. شما باید به سمت حکمرانی فرهنگی بروید.

 

مثال حجاب

 

بیست و نمی‌دانم ۸ آبان چیست؟ آبان ۱۴... فشار فرهنگی در موضوع قانون حجاب. آمدند همه ساختار آمد، حوزه نیامد. حوزه نیامده. اتفاقاً من پیشنهادم برای حوزه خواهران بحث حجاب است. حجاب شوخی نیست. حجاب شوخی نیست.

 

نظر بنده تصور می‌کنم که حوزه ما بحث غلط — می‌دانید بحث را به جا می‌دانم ولی همه آن‌چه که می‌شود گفت را یعنی یا باید گفت را نمی‌شود به وضوح بیان کرد.

 

تفاوت امتیازات و کارهای باقی‌مانده حوزه

 

حوزه علمیه وقتی به امتیازاتش نگاه می‌کنیم، به تح... اخیراً پیش آمده، واقعاً تحسین‌برانگیز است. اما به کارهای باقی‌مانده حوزه وقتی که نگاه می‌کنیم، خوب تأسف‌برانگیز است.

 

مثال فتواهای علمای مشروطه

 

من نمونه مثال بزنم — شما به عنوان مجری این برنامه، این مثال‌ها را بزنید. حالا اگر دوباره یک همچین برنامه‌ای تشکیل شد، یا مثلاً با بزرگان حوزه — نه فقط وقتی می‌گوییم بزرگان حوزه، مسئولین ما. چون در حوزه علمیه اعضای هیئت علمی حقیقی حوزه خیلی مؤثرند، اعضای جامعه مدرسین — مثال بزنید از فتواهایی که علمای زمان مشروطه می‌دادند. مثلاً بوده فتوا می‌دادند اگر این کفن‌میت از پارچه انگلیسی باشد، ما بر آن نماز نمی‌خوانیم. حاج آقا نورالله نجفی. خوب این یعنی چه؟ یعنی حوزه آمده یقه‌گیری دارد می‌کند در جامعه.

 

الان ما تنها فقیهی که داریم می‌بینیم تأکید کرد بر اینکه جنس خارجی نخرید، اگر جنس داخلی هست. فقیه بود که به شهادت رسید. ولی فقیه ما بود. و ما از دیگر فقها هم انتظار داریم. درست است؟

 

ضرورت تحریم کالاهای آمریکایی

 

یا مثلاً الان فقها هم‌شان را خیلی دوست‌شان هم داریم، یعنی این‌جوری نیست که حوزه به بزرگان خودش احترام نگذارد. جای این هست که امروز تحریم باکو، تحریم کالاهای آمریکایی را اعلام کنند. اگر در قم و نجف تحریم کالاهای آمریکایی اعلام بشود، چه پژواکی خواهد داشت؟ چه تأثیری خواهد داشت؟ خوب این‌جا دارد.

 

نفوذ فقها در دوران پادشاهی

 

یعنی الان مردم ما اگر مقایسه کنند — همان افکار عمومی وقتی بیاید کمک بکند، همین مثال مشروطه و آن ایام، مثال ایام توتون و تنباکو که یک نمونه بود — که حاج آقای رحیمی صادق، فضا آن زمان این بود که در جزئیات، بیان فقها دخالت بکنند. اما الان انگار فضا این‌جوری نیست. این فضاها باید شکسته بشود.

 

چون آن زمان نظام سیاسی اسلام نبود، الان شما نظام ساختید. البته آن زمان نظام سیاسی به معنای حکومت اسلامی که وجود نداشت. چرا حکومت اسلامی وجود نداشت؟ ولی در تمام طول دوران پادشاهی ایران بعد از صفویه — یعنی بعد از این هویت سیاسی ایران امروز — همیشه فقها حکم‌شان برای پادشاهان نافذ بوده. بعد از اینکه قانون اساسی هم حتی تدوین شد، این اتفاق افتاد و در رأس قانون اساسی آمد. لذا فقها نفوذ اجتماعی و نسبتاً قانونی خودشان را داشتند. از همین نفوذ حداکثر استفاده شده.

 

مثال بانکداری و فتاوای مراجع

 

ولی الان باز حضرت آیت‌الله العظمی جوادی آملی در برخی از بیانات خودشان در مورد بانکداری تنها ماندند. ایشان فرمودند آن مثلاً پول اضافی که جریمه بر سود و بعضی از این موارد تعلق می‌گیرد، این حرام است. خوب اگر حوزه علمیه به اجماع — به قول طلبه‌ها — جمع بشوند در همچین حرکت‌هایی، اتفاق‌های دیگری خواهد افتاد. چنین انتظاراتی از حوزه جا دارد، بی‌جان نیست.

 

البته اضافه کنم ببینید آقای نوری هم این را فرمودند، مکارم فرمودند، بحث خلق پول را. این دیگر مصداقی‌ترین مسئله اقتصادی است. آقایان فتوا دادند، بارها گفتند. بعضی چیزها را هم همین‌طوری که شما هم اشاره کردید، آقایان این حریم را هم رعایت می‌کنند که خیلی بخواهند ورود کنند، شاید تضعیف دولت باشد. در دیدار مسئولین می‌گویند، استدلال می‌کنند. ولی آن طرف هم باید توجه بیشتری برای عملیاتی شدن.

 

خاتمه

 

خیلی ممنونم از شما. از همراهی شما مردم عزیز هم سپاسگزارم. با برنامه جریان حوزه، شما مردم مبعوث ترازی را در بعثت و نقش‌آفرینی ایجاد کردید که همه نهادها و گروه‌ها باید از شما پیروی کنند. خدا نگهدار.

آخرین اخبار

بررسی تأثیر آموزش بر بهره‌وری و نیاز بخش کشاورزی به نیروهای فنی در«صبح بخیر ایران» بررسی خداشناسی و ارتباط با خدا در «صبح بخیر ایران» معاون فناوری اطلاعات و ارتباطات فرماندهی انتظامی مهمان «صبح بخیر ایران» «جریان» با موضوع در ستایش جنگ روی آنتن رفت برادران دوقلوی رتبه‌برتر کنکور تجربی به شبکه یک آمدند روز جهانی پیاده‌روی با مربیان حرفه ای در «صبح بخیر ایران» بررسی پیام رهبر انقلاب درباره قدرت اول جهان در برنامه «جریان» ویژه برنامه جریان حوزه؛ از حوزه علمیه تا روحانیت ناشنوایی تنها معلولیتی که با کاشت حلزون، رفع می‌شود خبر خوب برای کنکوری‌ها/ رشته «بهداشت کار دهان و دندان» به دفترچه کنکور امسال اضافه می‌شود بررسی حکمرانی برای جهش تمدنی در «جریان» شبکه یک آتش نشانان از شرایط سخت در جنگ گفتند لزوم اصلاح تغذیه دانش آموز توسط پدر و مادر نحوه انتخاب معلمان اثرگذار در جشنواره جایزه معلم امدادگران دفاع مقدس از امدادگری و ایثار روایت می کنند ارتباط با آسمان موضوع سلسله مبحث «جنگ اراده ها» از سرکه عسل تا ژل رویال و خواص آن با کارآفرین مهمان «صبح بخیر ایران» بررسی «حوزه در تراز مردم مبعوث» در رویداد رسانه‌ای «جریان حوزه» شبکه یک بررسی ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت در هشت درصد گردشگری و اهمیت آن در «صبح بخیر ایران» بررسی شد رتبه نخست کشت گل محمدی با افزون بر سی هزارهکتار کشت در کشور روایت متخصصان دوران مقدس در خدمت به میهن عزیزمان ایران نقش محصولات سلامت محور «ارگانیک» در مصارف داخلی و صادرات بررسی شخصیت دبیرکل مقاومت لبنان در آستانه سالروز شهادت ایشان در برنامه «جریان» از خاطرات کامیون داران تا رژه سنگین سواران جان‌فدا آشنایی با فعالیت ها و مراکز آستان مقدس حضرت عبدالعظیم حسنی (ع) مدیریت خواب و استفاده از فضای مجازی بچه ها در دوران مدرسه نقش صبر مادر در موفقیت اعضای خانواده بررسی ضرورت آموزش و انس با قرآن در دوران ابتدایی تفنگدار سابق آمریکایی، مهمان امشب برنامه «سپیده» شبکه یک بررسی مأموریت تاریخی مدرسه و دانشگاه در پیام رهبر معظم انقلاب مادر از ویژگی های فرزند شهیدش محمدمرصاد مومنی می گوید ضرورت ایجاد محیطی امن، بانشاط و انگیزه‌بخش برای دانش‌آموزان امنیت غذایی و تکالیف قانون برنامه هفتم پیشرفت معلمان «گردان معلمین منتقم» مهمان صبح بخیر ایران تعریف «معلم» از زبان معلمان دفتر خاطراتی که ناتمام ماند؛ روایت زندگی و شهادت آوین امیرکاشانی چگونه حضرت معصومه(س) را به زبان نسل امروز معرفی کنیم؟ ایران کمترین تصاویر را از جنگ میان آدمیان در گذشته دارد خادمین حرم امن حضرت فاطمه معصومه (س) به شبکه یک آمدند شناخت بیشتر شخصیت و جایگاه حضرت فاطمه معصومه(س) بررسی دلایل کمبود پزشک و پرستار در «هشت درصد» مزایا و ظرفیتهای پرورش کرم ابریشم در ایران حضور تیم ملی ایران در ۲۰ رشته مسابقات جهانی مهارت بررسی ظرفیت‌ها و چالش‌های اقتصادی آذربایجان شرقی در «پایش» نقش استقامت در تحقق عدالت و زمینه‌سازی ظهور راه‌های غلبه بر موانع و افزایش استقامت بررسی موانع واگذاری زمین به مردم در برنامه «هشت درصد» نام نسخه ایرانی از زهپاد غنیمتی آمریکایی امشب اعلام می‌شود «سپیده» در شبکه یک؛ ایران را از چشم جهان ببینید

ارسال دیدگاه


ارسال

جهت مشاهده دیدگاه های کاربران کلیک نمایید

دیدگاه ها