مجری:در برنامه امروز «طلوع ماه» میزبان دکتر حسین آذرنیوند، استاد دانشگاه و از صاحبنظران حوزه منابع طبیعی، مرتعداری و محیطزیست هستیم. ایشان دارای مدرک دکترای تخصصی مرتع از دانشگاه تهران هستند و در طول سالهای فعالیت علمی و اجرایی خود، تألیفات متعدد، فعالیتهای آموزشی و پژوهشی و مسئولیتهای مدیریتی گوناگونی داشتهاند.
دکتر آذرنیوند، به برنامه طلوع ماه خوش آمدید.
کارشناس ـ دکتر حسین آذرنیوند: سلام عرض میکنم. خوشحالم که در خدمت شما هستم و امیدوارم بتوانم در این برنامه تصویری روشن از وضعیت منابع طبیعی و گستره سرزمینی ایران برای بینندگان محترم ترسیم کنم.
تعریف منابع طبیعی و پیشینه شکلگیری آن در ایران
مجری:منابع طبیعی به چه معناست؟ این اصطلاح از چه زمانی رایج شده و چرا اهمیت دارد؟
دکتر حسین آذرنیوند: منابع طبیعی به مجموعه منابع و عناصر موجود در طبیعت گفته میشود که بدون ایجاد مستقیم انسان شکل گرفتهاند. این منابع به دو دسته کلی تقسیم میشوند: منابع تجدیدپذیر و منابع تجدیدناپذیر.
نفت، زغالسنگ و بسیاری از منابع معدنی در گروه منابع تجدیدناپذیر قرار میگیرند؛ درحالیکه جنگلها، مراتع، منابع آبزی و برخی منابع آبی در صورت مدیریت صحیح، قابلیت تجدید دارند.
در بحث منابع طبیعی، معمولاً منظور ما منابع طبیعی تجدیدپذیر است. شکلگیری مدیریت نوین جنگل و مرتع در ایران نیز بهتدریج و با توسعه آموزش دانشگاهی و ایجاد نهادهای تخصصی دنبال شد. در این مسیر، تلاشهای پیشگامان جنگلداری نوین کشور و تأسیس رشته جنگلداری و سازمانهای متولی جنگل و مرتع نقش مهمی داشته است.
ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی ایران
مجری:با توجه به قرارگیری ایران میان رشتهکوههای البرز و زاگرس و وجود فلات مرکزی، منابع طبیعی کشور چه ویژگیهایی دارند؟
دکتر حسین آذرنیوند: ایران سرزمینی پهناور با ویژگیهای جغرافیایی و اقلیمی متنوع است. رشتهکوههای البرز و زاگرس در شکلگیری تنوع آبوهوایی و پوشش گیاهی کشور نقش اساسی دارند.
درحالیکه ممکن است در بخشی از کشور بارندگی شدید یا بارش برف وجود داشته باشد، مناطق دیگری با گرما و خشکی مواجه باشند. این تفاوتها زمینه شکلگیری اکوسیستمهای متنوع را فراهم کرده است.
تنوع پوشش گیاهی ایران نیز حاصل تعامل عوامل مختلفی مانند ارتفاع، دما، بارندگی، جنس خاک و شرایط اکولوژیک است.
مراتع و نقش آنها در حیات سرزمین
مجری:مرتع چیست و حفظ آن چه تأثیری بر پوشش گیاهی، منابع آبی و زندگی مردم دارد؟
دکتر حسین آذرنیوند: ایران حدود ۱۶۵ میلیون هکتار وسعت دارد و بیش از ۸۴ میلیون هکتار آن را مراتع تشکیل میدهند؛ البته برآوردها و تعاریف مختلف ممکن است ارقام متفاوتی ارائه کنند.
مرتع عرصهای است که پوشش گیاهی طبیعی، شامل گیاهان علفی و بوتهای، در آن رشد میکند و بخش مهمی از نیاز غذایی دامها از آن تأمین میشود. بااینحال، ارزش مرتع تنها به چرای دام محدود نیست.
مراتع در تاریخ تمدن ایران و شکلگیری دامداری و زندگی عشایری نقش مهمی داشتهاند. این عرصهها علاوه بر تأمین علوفه، در حفظ آبوخاک، حمایت از تنوع زیستی، تولید گیاهان دارویی و صنعتی، زنبورداری، گردشگری طبیعی و تعدیل شرایط محیطی مؤثرند.
ایران همچنین از تنوع گیاهی قابلتوجهی برخوردار است و گونههای فراوانی در مراتع آن وجود دارند که برخی از آنها هنوز بهطور کامل شناخته نشدهاند.
مجری:آیا ارزش مراتع در حفظ منابع آبی نیز قابلتوجه است؟
دکتر حسین آذرنیوند: بله. پوشش گیاهی یکی از مهمترین عوامل حفاظت از خاک و تقویت نفوذ آب به درون زمین است. ریشه گیاهان به ایجاد منافذ در خاک کمک میکند و شاخوبرگ آنها از شدت برخورد قطرات باران میکاهد.
در نتیجه، بخشی از آب باران و برف فرصت بیشتری برای نفوذ در خاک پیدا میکند و احتمال رواناب و فرسایش کاهش مییابد. البته میزان این تأثیر به نوع خاک، شیب زمین، شدت بارندگی و وضعیت پوشش گیاهی بستگی دارد.
مراتع همچنین زیستگاه انواع پستانداران، پرندگان، خزندگان، دوزیستان و دیگر جانداران هستند و در حفظ تعادل اکولوژیک نقش دارند.
رابطه دامداری با مراتع
مجری:چه رابطهای میان مرتع و دام، بهویژه دامهای عشایری، وجود دارد؟
دکتر حسین آذرنیوند: مراتع یکی از مهمترین منابع تأمین خوراک دامهای سبک و دامهای عشایری هستند و در ایجاد اشتغال و شکلگیری زنجیره تولید محصولات دامی نقش دارند.
چرای دام، اگر متناسب با ظرفیت مرتع و در زمان مناسب انجام شود، میتواند به تحریک رشد برخی گیاهان، پراکنش بذر و بازگشت مواد آلی به خاک کمک کند.
اما اگر تعداد دام، مدت حضور آن در مرتع و فصل چرا متناسب با ظرفیت اکولوژیک نباشد، پوشش گیاهی آسیب میبیند و فرسایش خاک افزایش پیدا میکند. بنابراین، مدیریت اصولی چرا و رعایت ظرفیت مرتع، از الزامات بهرهبرداری پایدار است.
خاک و اهمیت آن در چرخه حیات
مجری:خاک چیست و چرا حفظ آن برای حیات انسان و سایر موجودات اهمیت دارد؟
دکتر حسین آذرنیوند: خاک محیطی پیچیده متشکل از مواد معدنی، مواد آلی، آب، هوا و موجودات زنده و میکروسکوپی است. این مجموعه، بستر رشد گیاهان و یکی از پایههای اصلی حیات روی زمین محسوب میشود.
گیاهان عناصر غذایی موردنیاز خود را از خاک جذب میکنند و با استفاده از نور خورشید و دیاکسید کربن، طی فرایند فتوسنتز مواد آلی تولید میکنند. این مواد، پایه زنجیره غذایی هستند و بهطور مستقیم یا غیرمستقیم حیات سایر جانداران به آنها وابسته است.
ازاینرو، خاک تنها یک بستر فیزیکی نیست؛ بلکه سرمایهای زیستی، اقتصادی و راهبردی برای کشور محسوب میشود.
مجری:چه عواملی موجب فرسایش خاک میشوند؟
دکتر حسین آذرنیوند: از بین رفتن پوشش گیاهی، خاک را در برابر بارندگی، رواناب و باد آسیبپذیر میکند. در چنین شرایطی، ذرات خاک از یکدیگر جدا شده و با جریان آب یا باد جابهجا میشوند.
فشردگی خاک نیز میتواند نفوذپذیری آن را کاهش دهد و رواناب را افزایش دهد. پیامدهای این فرایند شامل کاهش حاصلخیزی زمین، افزایش گردوغبار، تشدید سیلاب و رسوبگذاری در رودخانهها و مخازن سدهاست.
البته همه سیلابها با مدیریت پوشش گیاهی قابل پیشگیری نیستند؛ زیرا در بارندگیهای بسیار شدید، ظرفیت جذب خاک و پوشش گیاهی محدود است. بااینحال، تخریب سرزمین و مداخلات نامناسب انسانی میتوانند خسارت بسیاری از سیلابها را افزایش دهند.
خشکسالی و ضرورت سازگاری با اقلیم ایران
مجری:با توجه به شرایط اقلیمی ایران، خشکسالی چه جایگاهی در مدیریت منابع طبیعی دارد؟
دکتر حسین آذرنیوند: خشکسالی پدیدهای تازه در ایران نیست. کشور ما از دیرباز با محدودیت منابع آب و نوسانات بارندگی مواجه بوده است و باید مدیریت سرزمین بر پایه این واقعیت انجام شود.
یکی از نمونههای سازگاری تاریخی ایرانیان با کمآبی، سامانه قنات است. قنات امکان انتقال آب زیرزمینی را با اتکا به شیب طبیعی زمین فراهم میکرد و در مقایسه با بسیاری از روشهای روباز، از تبخیر مستقیم آب میکاست.
در دهههای اخیر، گسترش برداشت از آبهای زیرزمینی، حفر چاههای عمیق و استفاده بیش از ظرفیت منابع آب، مشکلات متعددی ایجاد کرده است. این روند در کنار سایر عوامل، به افت سطح آب زیرزمینی، تخریب پوشش گیاهی و فرونشست زمین منجر شده است.
خشکسالی را میتوان بر اساس میزان کاهش بارندگی نسبت به شرایط بلندمدت منطقه و شاخصهای علمی بررسی کرد. پیامدهای آن نیز به منابع آب، کشاورزی، پوشش گیاهی، دامداری و زندگی مردم گسترش مییابد.
راهکار اساسی، سازگاری با اقلیم و برنامهریزی متناسب با ظرفیت منابع طبیعی است.
بحران دریاچه ارومیه و دیگر تالابهای کشور
مجری:چرا دریاچه ارومیه و برخی تالابهای کشور با بحران مواجه شدهاند؟
دکتر حسین آذرنیوند: بحران دریاچه ارومیه نمونهای از پیامدهای مدیریت نامناسب منابع آب است. افزایش برداشت از منابع آبی، توسعه چاهها و تغییر الگوی کشت به سمت محصولات آببر، از عواملی هستند که در کاهش ورودی آب به این دریاچه نقش داشتهاند.
در چنین شرایطی، اجرای طرحهای عمرانی بهتنهایی کافی نیست. احیای پایدار دریاچه مستلزم بازنگری در الگوی مصرف آب، کنترل برداشتها، تأمین حقابه زیستمحیطی و مشارکت کشاورزان است.
باید به معیشت جوامع محلی نیز توجه کرد. حمایت اقتصادی از کشاورزان برای تغییر شیوه تولید یا کاهش مصرف آب میتواند بخشی از راهکار باشد.
این مسئله تنها به دریاچه ارومیه محدود نیست و تالابهایی مانند گاوخونی، بختگان و شادگان نیز به مدیریت یکپارچه منابع آب و سرزمین نیاز دارند.
آبخیزداری و آبخوانداری
مجری:آبخیز چیست و آبخیزداری چه وظیفهای بر عهده دارد؟
دکتر حسین آذرنیوند: آبخیز محدودهای از سرزمین است که آب حاصل از بارندگی در آن، بر اساس پستیوبلندیهای زمین، به یک خروجی یا مقصد مشترک هدایت میشود.
آبخیزداری به مدیریت یکپارچه و پایدار این محدوده گفته میشود. در این رویکرد باید جنگل، مرتع، زمین کشاورزی، روستا، شهر، رودخانه، تالاب و سایر اجزای حوزه در ارتباط با یکدیگر بررسی شوند.
هدف، کاهش فرسایش خاک، کنترل رواناب، افزایش فرصت نفوذ آب و کاهش خسارات سیلاب است.
مجری:تفاوت آبخیزداری با آبخوانداری چیست؟
دکتر حسین آذرنیوند: آبخیزداری بر مدیریت کل حوزه آبخیز و بهویژه فرایندهای مرتبط با رواناب و فرسایش تمرکز دارد. آبخوانداری بیشتر بر تغذیه و تقویت ذخایر آب زیرزمینی از طریق هدایت و نفوذ کنترلشده آب متمرکز است.
این دو رویکرد مکمل یکدیگرند و باید با توجه به شرایط زمینشناسی، جنس خاک، شیب زمین و ویژگیهای هیدرولوژیک منطقه طراحی شوند.
از روشهایی مانند ایجاد چالههای نفوذ، جوی و پشته در امتداد خطوط تراز و پخش سیلاب میتوان در مناطق مناسب استفاده کرد. البته هیچ روش واحدی برای همه مناطق مناسب نیست و انتخاب محل و شیوه اجرا باید بر پایه مطالعات کارشناسی انجام شود.
تعریف بیابان و تفاوت آن با کویر
مجری:بیابان چیست و آیا همه بیابانها سرزمینهایی فاقد حیات هستند؟
دکتر حسین آذرنیوند: بیابان اکوسیستمی است که با محدودیت آب و بارندگی شناخته میشود؛ اما این به معنای فقدان حیات در آن نیست. بیابانها دارای پوشش گیاهی و جانوری سازگار با شرایط دشوار محیطی هستند و میتوانند از نظر زیستی، معدنی و تاریخی اهمیت فراوانی داشته باشند.
باید میان بیابان بهعنوان یک اکوسیستم طبیعی و زمینهایی که بر اثر تخریب و شوری شدید، قابلیتهای زیستی خود را از دست دادهاند، تفاوت قائل شد.
مدیریت بیابان باید بر پایه ظرفیت اکولوژیک انجام شود. برای مثال، کاشت گسترده درخت یا بوته در منطقهای که منابع آب و مواد غذایی کافی ندارد، نهتنها لزوماً به احیای سرزمین کمک نمیکند، بلکه ممکن است به پوشش گیاهی موجود نیز آسیب برساند.
بنابراین، پیش از هر اقدام اجرایی باید ظرفیت محیط، گونه مناسب و نیازهای آبی و خاکی منطقه بررسی شود.
مدیریت سیلاب و بهرهگیری از دانش بومی
مجری:برای کنترل سیلابها چه اقداماتی میتوان انجام داد؟ آیا ساخت سد تنها راهکار است؟
دکتر حسین آذرنیوند: خیر. مدیریت سیلاب به شرایط هر حوزه آبخیز بستگی دارد و نمیتوان یک روش را برای همه مناطق توصیه کرد.
در برخی مناطق، سازههای کنترل سیلاب و سدها میتوانند مفید باشند؛ اما مکانیابی نامناسب یا بیتوجهی به شرایط زمینشناسی ممکن است مشکلات تازهای ایجاد کند.
در کنار اقدامات سازهای، باید از روشهایی مانند احیای پوشش گیاهی، اصلاح مسیرهای جریان، ایجاد سازههای مناسب پخش سیلاب و افزایش نفوذ آب در خاک استفاده کرد.
دانش بومی ایران نیز در این زمینه ارزشمند است. نمونههایی از سازوکارهای سنتی جمعآوری و نفوذ دادن آب باران، از جمله خوشابها، نشان میدهند که گذشتگان برای سازگاری با کمآبی و بهرهگیری از بارندگی راهکارهایی متناسب با شرایط محلی داشتهاند.
نکته مهم آن است که خسارت سیلاب تنها به تخریب خانهها، تلف شدن دامها یا تلفات انسانی محدود نمیشود؛ حجم زیادی از خاک حاصلخیز نیز ممکن است از دست برود. بازسازی این خاک در شرایط طبیعی فرایندی بسیار زمانبر است.
جنگلهای ایران و اهمیت آنها
مجری:جنگل چیست و جنگلهای ایران چه ویژگیهایی دارند؟
دکتر حسین آذرنیوند: جنگل اکوسیستمی است که درختان عنصر ساختاری اصلی آن هستند. جنگلهای ایران را میتوان بر اساس موقعیت جغرافیایی و ویژگیهای اکولوژیک به چند گروه اصلی تقسیم کرد.
نخست، جنگلهای هیرکانی در دامنههای شمالی البرز قرار دارند. این جنگلها با قدمت دیرینه، تنوع گونهای و شرایط اقلیمی مناسب، از ارزشمندترین میراثهای طبیعی ایران به شمار میروند.
دوم، جنگلهای زاگرس هستند که بلوط در بخش بزرگی از آنها گونه شاخص محسوب میشود. این جنگلها در حفاظت از منابع آب، حفظ خاک و پایداری زیستبومهای غرب کشور نقش مهمی دارند.
سوم، جنگلهای ارسباران در شمالغرب کشور قرار دارند که با وجود وسعت محدودتر، از تنوع زیستی ارزشمندی برخوردارند.
در نواحی خشک و مرکزی ایران نیز جوامع درختی و درختچهای سازگار با کمآبی، از جمله تاغزارها و اسکنبیلزارها، وجود دارند.
در جنوب کشور، جنگلهای ساحلی و حرا نیز از اهمیت ویژهای برخوردارند. جنگلهای مانگرو در نواحی جزرومدی رشد میکنند و زیستگاه مهمی برای پرندگان، آبزیان و دیگر جانداران ساحلی هستند.
تخریب جنگلها، مراتع و فعالیتهای معدنی
مجری:چه عواملی به تخریب جنگلها و مراتع منجر میشوند؟
دکتر حسین آذرنیوند: تخریب منابع طبیعی عوامل مختلفی دارد؛ از جمله بهرهبرداری ناپایدار، چرای بیش از ظرفیت، تغییر کاربری اراضی، برداشت بیرویه منابع آب و اجرای فعالیتهای عمرانی و معدنی بدون رعایت ملاحظات زیستمحیطی.
فعالیتهای معدنی میتوانند با تخریب پوشش گیاهی، جابهجایی خاک و تغییر شکل زمین همراه باشند. بهرهبرداری معدنی باید بر اساس ضوابط فنی و محیطزیستی انجام شود و برای کاهش و جبران خسارتهای واردشده، برنامه مشخصی وجود داشته باشد.
احیای عرصههای تخریبشده نیز باید متناسب با شرایط اکولوژیک و ظرفیت منطقه انجام شود. کاشت درخت یا بوته بدون توجه به نیازهای زیستی و آبی گونهها، جایگزین مناسبی برای حفاظت از اکوسیستم طبیعی نیست.
ضرورت تقویت ساختار مدیریت منابع طبیعی
مجری: با توجه به وسعت جنگلها، مراتع و بیابانهای کشور، آیا ساختار کنونی مدیریت منابع طبیعی پاسخگوی نیازهاست؟
دکتر حسین آذرنیوند: با توجه به گستردگی عرصههای طبیعی ایران و تعدد تهدیدهای موجود، مدیریت منابع طبیعی به ساختار اداری کارآمد، نیروی متخصص، منابع مالی کافی و اختیارات اجرایی مؤثر نیاز دارد.
منابع طبیعی نباید تنها از منظر تولید محصولات کشاورزی یا بهرهبرداری اقتصادی بررسی شوند؛ زیرا نقش آنها در حفظ امنیت زیستی، امنیت آبی، امنیت غذایی و پایداری سرزمینی اساسی است.
از این منظر، تقویت جایگاه نهادی سازمانهای متولی منابع طبیعی و محیطزیست و ایجاد هماهنگی بیشتر میان آنها اهمیت دارد. ایجاد ساختار مستقل و توانمند برای مدیریت منابع طبیعی نیز میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی در سیاستگذاری کلان کشور باشد.
فرونشست زمین و برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی
مجری:فرونشست زمین چیست و چرا در سالهای اخیر توجه بیشتری به این پدیده شده است؟
دکتر حسین آذرنیوند: فرونشست زمین به پایینرفتن تدریجی یا ناگهانی سطح زمین بر اثر عوامل مختلف گفته میشود. یکی از مهمترین عوامل فرونشست در بسیاری از دشتهای ایران، برداشت بیش از حد آبهای زیرزمینی است.
وقتی آب موجود در لایههای زیرزمینی بیش از ظرفیت تجدید آن برداشت شود، ممکن است فشار آب در منافذ خاک کاهش یابد و لایههای زمین متراکم شوند. در نتیجه، سطح زمین پایین میرود و بخشی از این تغییرات ممکن است برگشتناپذیر باشد.
این پدیده در برخی دشتهای کشور، از جمله مناطقی در استانهای فارس، اصفهان، تهران و همدان، نگرانیهای جدی ایجاد کرده است.
فرونشست میتواند زیرساختها، زمینهای کشاورزی، آثار تاریخی و ساختمانها را تهدید کند. برای مقابله با آن، کنترل برداشت آب زیرزمینی، اصلاح الگوی کشت، مدیریت تقاضا و احیای منابع آب ضروری است.
اصلاح الگوی تولید و مصرف آب
مجری:چرا با وجود محدودیت منابع آب، همچنان در برخی مناطق محصولات آببر تولید میشوند؟
دکتر حسین آذرنیوند: یکی از مشکلات اصلی، نبود هماهنگی کافی میان ظرفیت منابع طبیعی، برنامه تولید، نیاز بازار و صنایع تبدیلی است.
گاهی محصولی با مصرف زیاد آب تولید میشود، اما به دلیل نبود بازار مناسب یا پایین بودن قیمت، کشاورز نمیتواند هزینههای خود را جبران کند. در چنین شرایطی، هم منابع آب و خاک آسیب میبینند و هم تولیدکننده متضرر میشود.
بنابراین، برنامهریزی کشاورزی باید بر اساس ظرفیت منابع آب و خاک، نیاز واقعی بازار، امکان فرآوری محصولات و فرصتهای صادراتی انجام شود.
تولید پایدار به معنای افزایش تولید به هر قیمت نیست؛ بلکه باید میان بهرهوری اقتصادی، حفظ منابع طبیعی و تأمین نیازهای جامعه تعادل برقرار شود.
قوانین، نظارت و حمایت از نیروهای حفاظتی
مجری:برای حفاظت مؤثر از جنگلها و مراتع، چه اصلاحاتی در قوانین و ساختارهای نظارتی لازم است؟
دکتر حسین آذرنیوند: حفاظت از منابع طبیعی به قوانین مناسب، اجرای مؤثر آنها، نظارت مستمر و حمایت کافی از نیروهای حفاظتی نیاز دارد.
جنگلبانان و قرقبانان در خط مقدم حفاظت از عرصههای طبیعی قرار دارند و باید از حمایت قانونی، امنیت شغلی، امکانات مناسب و پشتوانه سازمانی کافی برخوردار باشند.
در کنار اصلاح قوانین، مسئله مهم ضمانت اجرای آنهاست. وجود قانون بهتنهایی کافی نیست؛ بلکه باید سازوکار نظارت، پاسخگویی و برخورد با تخلفات نیز کارآمد باشد.
حفاظت از منابع طبیعی باید بهعنوان مسئولیتی عمومی شناخته شود و مشارکت مردم و جوامع محلی در آن افزایش یابد.
فرهنگسازی و مسئولیت عمومی در حفاظت از سرزمین
مجری:نقش مردم در حفاظت از منابع طبیعی چیست؟
دکتر حسین آذرنیوند: مردم مهمترین ذینفعان منابع طبیعی هستند و حفاظت از این سرمایهها بدون مشارکت آنها امکانپذیر نیست.
باید اهمیت پوشش گیاهی، حتی بوتهها و گیاهان کوچک، برای جامعه روشن شود. این عناصر ممکن است از نظر ظاهری کماهمیت به نظر برسند، اما در تثبیت خاک، حفظ رطوبت، جلوگیری از فرسایش و تأمین زیستگاه جانداران نقش اساسی دارند.
همچنین باید ارزش اقتصادی و معیشتی محصولات طبیعی، از جمله گیاهان دارویی، محصولات جنگلی و مرتعی و فرآوردههای محلی، مورد توجه قرار گیرد.
رسانهها، بهویژه رسانه ملی، میتوانند با آموزش عمومی و افزایش آگاهی مردم، نقش مؤثری در حفاظت از آب، خاک، جنگل و مرتع ایفا کنند.
مجری:دکتر آذرنیوند، از حضور شما در برنامه طلوع ماه بسیار سپاسگزارم. گفتوگوی امروز نشان داد که منابع طبیعی تنها مجموعهای از جنگلها، مراتع، رودخانهها و خاک نیستند؛ بلکه بنیان زندگی، اقتصاد و امنیت سرزمینی ما را تشکیل میدهند.
امیدواریم با افزایش آگاهی عمومی، اصلاح شیوههای مدیریت و تقویت حمایت از منابع طبیعی، شاهد حفاظت بهتر از این سرمایههای ارزشمند باشیم.
دکتر حسین آذرنیوند: من هم از شما و دستاندرکاران برنامه تشکر میکنم. امیدوارم بتوانیم با افزایش آگاهی جامعه و تربیت نیروهای متخصص و مسئولیتپذیر، گامهای مؤثری برای حفاظت از سرزمین برداریم.
حفاظت از منابع طبیعی وظیفهای همگانی است؛ زیرا آب، خاک، جنگل و مرتع سرمایههایی هستند که زندگی امروز و آینده نسلهای بعد به آنها وابسته است.
مجری:
تا طلوع ماهی دیگر، همه شما را به خداوند بزرگ میسپاریم. خدا نگهدار.