کارشناس مذهبی برنامه: بسمالله الرحمن الرحیم. الحمدلله ربّ العالمین و الصلاة و السلام علی سیدنا محمد و آله.
خدمت همه بینندگان عزیز و محترم سلام عرض میکنم. انشاءالله در این برنامه از معارف قرآن کریم و اهلبیت علیهمالسلام بهرهمند شویم.
در بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب درباره آثار نماز، به دو اثر اساسی آن اشاره شده است: نخست، مناجات با ذات حق؛ و دوم، فراهم شدن پشتوانهای برای مبارزه با نفس و شیطان. شیطان تنها به وسوسههای درونی محدود نمیشود، بلکه گاهی در قالب جریانها و قدرتهای بیرونی نیز انسان را از مسیر حق دور میکند. نماز با ایجاد ارتباط با خداوند، نیروی معنوی لازم برای ایستادگی در برابر این وسوسهها و دشمنیها را در انسان تقویت میکند.
با نماز، ارتباط انسان با ذات حق برقرار میشود و با توسل به ساحت مقدس اهلبیت علیهمالسلام، این پیوند معنوی استحکام مییابد. از این منظر، قدرت تنها به ابزارهای مادی و ظاهری محدود نیست؛ قدرت معنوی و الهی نیز جایگاهی بنیادین دارد. جامعهای که به چنین پشتوانهای تکیه کند، توان خود را صرفاً با معیارهای مادی نمیسنجد.
با نگاهی به آیات و روایات مربوط به نماز درمییابیم که نماز از یک سو انسان را به عالم ملکوت متوجه میکند و از سوی دیگر، او را از دلبستگیهای افراطی به دنیا و از غفلت نسبت به حقیقت زندگی دور میسازد.
فطرت انسان و نقش نماز در حفظ آن برای فهم بهتر بُعد مناجات نماز، میتوان به کتاب «شرح حدیث جنود عقل و جهل» از امام خمینی رحمهالله مراجعه کرد. در این اثر، درباره فطرت انسان و نسبت آن با نظام شریعت بحث شده است. بر اساس این نگاه، شریعت با فطرت انسانی هماهنگ است و انسان باید برای حفظ فطرت پاک خود تلاش کند.
در این بحث از دو تعبیر «فطرت مخموره» و «فطرت محجوبه» یاد میشود. فطرت مخموره را میتوان به فطرت سالم و ملکوتی انسان اشاره داد؛ فطرتی که بر سرشت اصلی خود باقی مانده است. انسان برای رسیدن به کمال، لزوماً نیاز ندارد حقیقتی بیگانه را از بیرون به وجود خود بیفزاید؛ بلکه باید آنچه را خداوند در نهاد او قرار داده است حفظ کند و اجازه ندهد غفلت و دلبستگیهای نادرست آن را بپوشاند.
نماز دو بُعد مهم دارد: بُعد مناجات و بُعد ریاضت. مناجات، ارتباط و گفتوگوی معنوی با خداوند است و ریاضت، تمرین رهایی از وابستگیهای افراطی دنیایی و مهار خواستههای نفس را دربرمیگیرد.
رکوع و سجود؛ سرچشمه استواری و مهربانی
قرآن کریم در وصف پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و یاران ایشان میفرماید که در برابر مؤمنان مهربان و در برابر دشمنان حق استوارند. در ادامه همین آیه، به رکوع و سجود آنان اشاره میشود؛ گویی این ویژگیها در پرتو بندگی و عبادت در وجودشان پرورش یافته است.
نماز انسان را به مرحلهای میرساند که در برابر اهل ایمان، اهل محبت و همدلی باشد و در برابر ستم و دشمنی با حق، استواری نشان دهد. در این چارچوب، میتوان به همبستگی مؤمنان و پیوند معنوی آنان نیز توجه کرد؛ پیوندی که مرزهای جغرافیایی مانع شکلگیری آن نمیشود و احساس تعلق به یک امت را تقویت میکند.
از این رو، نماز تنها عبادتی فردی نیست؛ بلکه میتواند در شکلگیری منش اخلاقی و تقویت همبستگی اجتماعی نیز اثرگذار باشد.
نماز و توجه به عالم ملکوت
ملکوت را میتوان عرصه باطنی و جلوه اسماء الهی دانست. در قرآن کریم از ملکوت آسمانها و زمین سخن گفته شده است و درباره حضرت ابراهیم علیهالسلام نیز آمده است که خداوند ملکوت آسمانها و زمین را به او نشان داد.
همه انسانها در مرتبهای یکسان به این حقیقت دست نمییابند، اما نماز میتواند توجه انسان مؤمن را به عالم ملکوت افزایش دهد. گام نخست آن است که قلب انسان متوجه باطن هستی باشد و بداند زندگی ظاهری، تنها لایه آشکار وجود نیست؛ پشت این ظاهر، حقیقت و معنایی عمیقتر قرار دارد.
پنج نوبت نماز در شبانهروز، این توجه را در زندگی مؤمن استمرار میبخشد. ممکن است انسان در ظاهر زندگی خود با امور گوناگون و کثرتهای دنیا سروکار داشته باشد، اما نگاه قلبی او به وحدت و حقیقتی فراتر از این ظواهر معطوف بماند.
در برخی روایات، دین با محبت پیوند خورده است. محبت حقیقی نیز از توجه به خداوند سرچشمه میگیرد؛ چراکه همه پدیدههای جهان محدودند، اما ذات حق نامحدود است. هرچه توجه انسان به خداوند عمیقتر شود، نگاه او به جهان و نسبتش با دیگر موجودات نیز دگرگون خواهد شد.
سجده؛ تمرین رهایی از غیر خدا
امام خمینی رحمهالله در کتاب «سرّ الصلاة» به معنای عمیق سجده توجه میدهد. سجده یادآور آن است که انسان باید دلبستگیهای خود به غیر خدا را پشت سر بگذارد و عظمت پروردگار را با تمام وجود دریابد. هنگامی که انسان میگوید «سُبْحَانَ رَبِّيَ الْأَعْلَى وَبِحَمْدِهِ»، به برتری و عظمت پروردگار اقرار میکند و میکوشد با توجه قلبی، این حقیقت را درک کند.
نماز در عین حال نوعی ریاضت و تمرین نیز هست؛ زیرا انسان را به مبارزه با خواستههای نفس فرامیخواند. برای نمونه، نماز صبح را در نظر بگیرید. در آن هنگام، بخشی از وجود انسان به خواب و آسایش تمایل دارد و بخشی دیگر او را به بیداری و انجام وظیفه دعوت میکند. این کشمکش درونی، نمونهای از مبارزه انسان با نفس خویش است.
آیتالله مطهری نیز به چنین مبارزهای در درون انسان اشاره کرده است؛ جایی که یک میل، خوابیدن را میخواهد و میل دیگر، برخاستن و انجام وظیفه را. نماز فرصتی برای تمرین اراده و غلبه بر خواستههایی است که انسان را از مسیر رشد بازمیدارند.
نماز با همه وجود؛ از ظاهر تا باطن
برای آنکه نماز به مناجاتی حقیقی تبدیل شود، کافی نیست که تنها اعضای بدن حرکات نماز را انجام دهند. قلب، عقل، فکر و اندیشه نیز باید در این عبادت حضور داشته باشند. نماز هم به خشوع نیاز دارد و هم به خضوع؛ هم ظاهر آن اهمیت دارد و هم باطن آن.
امام خمینی رحمهالله در کتاب «چهل حدیث»، در شرح حدیثی درباره مراتب علم، به ابعاد گوناگون وجود انسان توجه میدهد. انسان دارای بدن، قلب، فکر و عقل است و این ساحتها باید در مسیر بندگی و توجه به خداوند قرار گیرند.
گاهی ممکن است اعضای بدن نماز بخوانند، اما قلب انسان از حقیقت نماز غافل بماند. راه توجه قلبی، اندیشیدن به معنا و مفهوم کلماتی است که در نماز بر زبان میآوریم. هرچه فهم و توجه ما به معانی نماز بیشتر شود، زمینه حضور قلب و رسیدن به حقیقت مناجات نیز فراهمتر خواهد شد.
در نتیجه، نماز هم پیوند انسان با خداوند است و هم تمرینی برای مهار نفس و رهایی از دلبستگیهای نادرست. نمازگزار با حضور قلب، توجه به معانی و استمرار در عبادت، میتواند فطرت خویش را حفظ کند، به عالم ملکوت متوجه شود و آثار بندگی را در اخلاق و رفتار روزمره خود آشکار سازد.