داریوش چیوایی مجری برنامه «هشت درصد»، در ابتدای برنامه یکشنبه 29 شهریور به عنوان مقدمه اظهار داشت:
در برنامه هشت درصد پیگیر اجرایی شدن قانون برنامه هفتم پیشرفت هستیم. این قانون بسیار مهم است، چون کشور ما قرار است بر مدار و مسیر این قانون، پنج سال حرکت کند. البته در همه حوزههای مختلف اقتصادی، اجتماعی و زیرساختی، این قانون صحبت کرده است.
موضوع امشب برنامه، موضوع ماده ۶۹ بند «پ» است. این بند در خصوص دو موضوع مهم صحبت میکند: افزایش ظرفیت تربیت پزشک متخصص و ارائه برنامه جهت تربیت نیروهای حد واسط بهداشتی-درمانی.
مهمان امشب برنامه، آقای دکتر سید جلیل میرمحمدی هستند. ایشان عضو هیئترئیسه مجلس شورای اسلامی و خودشان پزشک هستند و در سوابقشان عضویت در کمیسیون بهداشت و ریاست دانشگاه علوم پزشکی یزد دیده میشود.
بند «پ» ماده ۶۹ قانون پنجساله برنامه هفتم پیشرفت در خصوص افزایش ظرفیت تربیت پزشکان متخصص است و همینطور در بخش دیگری اشاره میکند که وزارت بهداشت مکلف است برنامه افزایش ظرفیت تربیت نیروی انسانی گروه پزشکی را بهطور کلی (که شامل نیروهای حد واسط هم میشود) ارائه کند.
سوال اول این است که اصلاً خاستگاه این تکالیف چه بوده؟ چرا باید سالی ۱۲ درصد پزشک متخصص زیاد شود یا چرا باید وزارت بهداشت برنامه بدهد برای افزایش نیروهای بهداشتی-درمانی؟ و در ادامه اینکه در این دو سالی که از تصویب قانون گذشته، چه کار کردهایم؟
دکتر میرمحمدی:
امروز با هر کسی که به نوعی درگیر مسائل سلامت کشور است سؤال کنید، مشکل بزرگی که ما الان با آن روبهرو هستیم، عدم حضور یا کمبود پزشک (چه پزشک عمومی، چه دندانپزشک عمومی و چه متخصص) است؛ بهویژه در مناطق محروم و کمتربرخوردار. این موضوع بهوضوح تأیید میکند که ما به شدت دچار کمبود هستیم.
نکاتی مطرح میکنند که میگویند توزیع نامناسب است، پزشکهای فارغالتحصیل بیکار هستند و به طبابت نمیپردازند. آنها را رد نمیکنم، اما خروجیاش را امروز میبینم و از وزارت بهداشت بهعنوان تولیت سلامت به معنای عام انتظارم این است که در مناطق محروم، کمتربرخوردار، مرزی و صفر مرزی، دیگر نباید از پزشک عمومی و دندانپزشک کمبود داشته باشیم؛ به گونهای که مردم به بدیهیترین خدمات سلامت دسترسی نداشته باشند.
به همین دلیل قانونگذار بند «پ» ماده ۶۹ را تصویب کرد. جالب است بگویم حتی یک قانون مصوبه دیگر هم بهعنوان تکمله این قانون داریم که الان توضیح میدهم.
در بند «پ» ماده ۶۹ دقیقاً گفته شده که وزارت بهداشت مکلف است برنامه افزایش ظرفیت برای رشتههای علوم پزشکی داشته باشد. این قسمت اول است. چرا قانونگذار این را آورده؟ بر اساس کار کارشناسی مرکز پژوهشهای مجلس، گزارشهایی که از دانشگاههای علوم پزشکی میآمد، مطالبات نمایندگان مجلس و موارد متعدد دیگر، این قانون تصویب شد.
تکلیفی به گردن وزارت بهداشت گذاشته که سالیانه بر حسب نیاز کشور (با اولویت مناطق محروم و کمتربرخوردار) نیرو تربیت کند تا مردم به حداقل خدمات دسترسی داشته باشند. مطابق قانون، وزارت بهداشت مکلف است برنامه افزایش ظرفیت تربیت نیروی انسانی گروه پزشکی را تهیه کرده و به تصویب هیئت وزیران برساند. حداقل من خبر ندارم که چنین اتفاقی افتاده باشد و گزارشی هم ندیدهام که برنامه را دولت آورده و تصویب کرده باشد تا به بحث اجرا بپردازیم.
چرا این مهم است؟ چون وقتی برنامه در هیئت دولت مصوب شود (که رئیسجمهور، سازمان برنامه و بودجه، سازمان امور اداری و استخدامی، وزیر بهداشت و دیگران در آن حضور دارند)، عملاً یک اجماع و تکلیف برای همه مجموعههای هیئت دولت ایجاد میشود که این کار پیش برود. حداقل من هنوز خبری ندارم که چنین اتفاقی افتاده باشد.
چند سالی دیدیم این افزایش ظرفیت بهخصوص در حوزه تخصص پزشکی صورت نمیگیرد یا به اشکال دیگری انجام میشود که عملاً خروجیاش افزایش ظرفیت واقعی نیست؛ یعنی حضور رزیدنت روی صندلی برای آموزش نیست.
مثلاً پنج-شش رشته کماقبال (رشتههایی که کمتر متقاضی دارند) را در نظر بگیرید. در شرایط عادی وقتی برای این رشتهها ظرفیت تعیین میکنید، بخشی از صندلیها خالی میماند. حالا اگر به اسم افزایش ظرفیت، این رشتهها را ۲۰ درصد هم اضافه کنید، چه اتفاقی میافتد؟ تا قبل از این کار، مثلاً ۲۰ درصد خالی بود؛ حالا با افزایش ۲۰ درصد دیگر، ۴۰ درصد خالی میشود. بعد میگویند رشتههایی مثل داخلی، عفونی، طب اورژانس و بیهوشی را افزایش ظرفیت دادهایم و میانگین افزایش ظرفیت ما این مقدار بوده است. در حالی که سال قبل هم این رشتهها پر نشده بودند و با افزایش ظرفیت جدید هم خروجی واقعی نداریم.
البته همینجا تشکر میکنم از وزارت بهداشت و سرکار خانم دکتر چنگیز. انصافاً امسال این اتفاق نیفتاد. یعنی رشتههای کماقبال را افزایش ظرفیت ندادند و برعکس، رشتههای پرمتقاضی (که برای مناطق محروم و کمتربرخوردار نیاز داریم) را افزایش ظرفیت دادند. کار بسیار منطقی بود. وقتی نتایج آزمون میآید، این اتفاق میافتد که خروجی قابل توجهی رزیدنت در رشتههای پرطرفدار و مورد نیاز داشته باشیم. این اتفاق الحمدلله امسال افتاد.
مجلس علاوه بر این، مصوبه دیگری داشت که وزارت بهداشت را مکلف کرد سالیانه ۱۲ درصد افزایش ظرفیت داشته باشد. این ۱۲ درصد دستیاری را مجلس تصویب کرد. افزایش تربیت پزشک و دندانپزشک هم مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است. ما هم پیگیری کردیم، نامهنگاری کردیم و نامه را برای شخص وزیر نوشتیم. ایشان دستور دادند حتماً بررسی شود و در دستور کار قرار بگیرد که خروجیاش همین اتفاق خوب امسال بود.
اگر انشاءالله این روند دو-سه سال ادامه پیدا کند (یعنی رشتههای کممتقاضی را افزایش ظرفیت ندهیم تا خودشان پر شوند و رشتههای پرمتقاضی را افزایش ظرفیت بدهیم تا در میانگین به ۱۲ درصد برسد)، یقیناً بخش قابل توجهی از کمبود ما در مناطق محروم و کمتربرخوردار مرتفع خواهد شد.
مضاف بر این، قانون برقراری عدالت آموزشی هم دست وزارت بهداشت را باز گذاشته (امروز در کمیسیون اصلاحی انجام دادیم و گفتیم از ۱۰ تا ۳۰ درصد). وزارت بهداشت مکلف است هم پزشک عمومی و هم متخصص برای مناطق محروم تربیت کند.
مجری:
یک سؤال خوب: اگر رشتههای پرطرفدار و پرمتقاضی را امسال ظرفیتش را زیاد کردیم (که کار بسیار خوبی است) و رشتههایی که کمتر متقاضی داشتند را افزایش ندادیم تا پر شوند، امکان دارد امسال متقاضیان رشتههای کمطرفدار ببینند که رشتههای پرطرفدار باز شده و همان تعدادی که پارسال پر میشدند هم پر نشوند و به سمت رشتههای پرطرفدار بروند. آیا سازوکاری در مجلس یا دولت دیدهاید که بخواهند این را جبران کنند؟
دکتر میرمحمدی:
این نگرانی وجود دارد. پارسال هم علیرغم این اتفاق، تقریباً در چهار رشتهمان ظرفیت خالی ماند. واقعیت این است که باید سازوکارهای دیگری ببینیم و مشوقهای دیگری تعریف کنیم.
دو جلسه با سازمان نظام پزشکی و دو جلسه با وزارت بهداشت داشتم. واقعاً برای اینکه بتوانیم رشتههایی که هم مورد نیازمان هستند و هم کماقبالاند، با مشوقها انگیزه ایجاد کنیم که دستیاران به آنها بروند. این نگرانی هست و صحبت هم شده که مشوقهایی دیده شود؛ مثلاً تعرفه آن رشتهها بیشتر شود، شرایط دستیاری بهتر شود، یا بهویژه برای خانمهایی که در آن رشتهها تحصیل میکنند (بهخاطر فرزندآوری و اداره زندگی متأهلی) امکانات بیشتری فراهم شود.
جلسات برگزار شده و امیدوارم هم سازمان نظام پزشکی و هم وزارت بهداشت نسبت به تدوین و عملیاتی کردن این مشوقها اقدام کنند. این کار نیازی به قانون جدید هم ندارد؛ هر جا خلأ قانونی باشد، ما در خدمت هستیم.
مجری:
انشاءالله. بخش دوم گفتوگو را با یک مقدمه از آقای دکتر شروع کنیم. بحث نیروی حد واسط است. همه میدانند مردم الان مثل خود من در حوزه دندانپزشکی یک مقدار مسئله دارند. گفته میشود ۹۰ درصد مردم به خدمات دندانپزشکی (از نوع ساده تا پیشرفته) نیاز دارند، اما دسترسیها خیلی کم است. آقای دکتر، ضرورت این موضوع را هم اشاره کنید.
دکتر میرمحمدی:
وقتی در بند «پ» ماده ۶۹ میگوید «و رشتههای حد واسط»، مشخص است که آنچه خیلی مورد نیاز و پر اهمیت است، رشتههای حد واسط است؛ بهخصوص بهداشتکار دهان و دندان. جالب است بگویم از سال ۱۳۶۰ این قانون تصویب شده و تا الان اجرا نشده. قانون قوت خودش را دارد، اما معطّل مانده است.
مجری:
در حوزه دندانپزشکی هم به دلایل مختلف، شاید چند دههای میشود که دسترسیها آنطور که باید و شاید نیست. آمارها میگوید ۹۰ درصد نیاز وجود دارد و شاید ۷۰ درصد آن در حوزه نیازهای اولیه است که پاسخ دادن به آن کار سختی شده؛ چه به لحاظ هزینه و چه به لحاظ دسترسی.
میخواهیم از آقای دکتر میرمحمدی (عضو هیئترئیسه مجلس شورای اسلامی که خودشان هم پزشک هستند) بپرسیم: قانون در بند «پ» ماده ۶۹ قانون برنامه هفتم پیشرفت راجع به این صحبت کرده. خب چه کارهایی باید انجام شود تا مطالبه مردم پاسخ داده شود؟
دکتر میرمحمدی:
دکتر من قبل از اینکه اشاره کنم، یک نکته خیلی خلاصه بگویم. رئیسجمهور وقتی در تبلیغات انتخاباتیشان بودند گفتند: «من برنامهای ندارم؛ برنامه من برنامه هفتم توسعه است.» رئیسجمهور پزشک هم هستند، عضو کمیسیون بهداشت و درمان هم بودهاند و رئیس دانشگاه علوم پزشکی هم بودهاند؛ یعنی اشراف کامل نسبت به این مطالب دارند.
در حوزه قانون برنامه هفتم، رئیسجمهور در جایگاه کمیسیون عضو تلفیق برنامه هفتم هم بودهاند. سه نفر از کمیسیون بهداشت و درمان بودند که یکیشان ایشان بودند. فلذا ایشان اشراف کامل دارند و من فکر میکنم متعهدترین فرد برای اینکه این قوانین باید اجرا شود، شخص ایشان هستند. اگر این اجرا نشود، واقعاً دیگر انقلتی در این زمینه داریم.
در بحث نیروهای حد واسط بهخصوص در بحث دندانپزشکی، من یک مطالبه دارم. علت اینکه این قانون تعطیل مانده (قانونی که سال ۱۳۶۰ تصویب شده) چیست؟ قانون بسیار خوبی بوده. چه بوده و چه اتفاقی میافتد؟
صراحت قانون این است: بهمنظور گسترش و پیشرفت خدمات درمانی و بهداشتی دهان و دندان در مناطق محروم و روستاها (آن موقع وزارت بهداری بوده)، تربیت بهداشتگران مربوطه را عهدهدار شود و پس از تعلیم، به نقاط مذکور اعزام کند. حداقل مدرک تحصیلی برای داوطلبین دیپلم است. برای هر منطقه محروم متناسب با جمعیتش، داوطلبین از بین واجدین شرایط محلی و بومی در نظر گرفته میشوند، سهمیه استانی میروند امتحان میدهند و پذیرش میشوند. ضوابط آموزشیشان هم مشترکاً بین آموزش عالی آن موقع و وزارت بهداشت تعیین میشود. این افراد شش سال مکلف هستند بروند در روستا.
من شاهد بودم که اینها رفتند در روستاها خدمات دندانپزشکی ارائه دادند؛ اولاً که تقریباً تفاوتی با خدمات دندانپزشکها نداشت. در جدولی که هست، گفتیم ترمیم ساده را بگذاریم به عهده اینها، ترمیم پیشرفته بیفتد به عهده دندانپزشک. ما موافق بودیم.
طرف آمد با فوقدیپلم. یعنی تداخلی هم با وظایف متخصص دندان نداشت. احتمالاً خود خانم دکتر هم تجربهاش را دارند. این نیروها فوقدیپلم بودند، در روستاها استخدام بودند، با کمترین حقوق، ماندگاری بومی داشتند. خدمات دندانپزشکی از جرمگیری، فیشور سیلانت، ترمیم ساده و اینها را همه انجام میدادند.
بعد آمدند یک آزمونی گذاشتند و اینها را کردند دندانپزشک. بسیار خوب، اما نگفتند که وقتی اینها را دندانپزشک کردید، آن مسیر را تعطیل کنید. یعنی میگفتند اگر میرمحمدی که مثلاً فوقدیپلم بود و تکنسین بهداشتکار دهان و دندان بود، شش سال تو روستا حضور داشت، میتواند بیاید در یک آزمون شرکت کند و دندانپزشک شود. بله، اما این قسمت را شما انجام دادید. کاری که کردیم این است که این بهداشتکارها را تبدیل کردیم به دندانپزشک و به طور مطلق میخواهم خدمتتان بگویم، یک موردشان هم در روستا نماندند. همه آمدند داخل شهر. بعد هم دیگر تربیت نکردیم.
من آماری دارم که مقایسه شاخص بهرهمندی را در شهر و روستا نسبت به خدمات دندانپزشکی در دندانهای پوسیده و از دسترفته نشان میدهد. میگوید در روستاها مثلاً در افراد ۳۴ تا ۴۵ ساله، در مناطق شهری بهرهمندی ۳۲.۸ درصد است (که خودش هم پایین است انصافاً)، ولی همین در روستاها ۸ درصد است؛ یعنی تقریباً یکچهارم مناطق شهری.
خب این نیرویی بوده که میتوانسته خدمت کند. باور کنید بندههای خدایی هستند که تمکن دارند و میآیند تو شهر خدمت میگیرند و جزو آمار نیستند. دکتر، الان علتی که ما اصرار داریم این است که هم هزینه ارزان است، هم ماندگاری هست، هم خدمت ارائه میشود به مردم و هم پیشگیری مد نظر اتفاق میافتد.
صادقانه عرض کنم، امروز در روستاها عمدتاً نمایندگان محترم مکرر طرح سؤال دارند از وزیر و مکرر هم مطالبه مردمی از آنهاست برای گرفتن سادهترین خدمات دندانپزشکی در مناطق محروم و روستایی. آیتاللهها به شدت دچار مشکل هستند. بهترین راهی که قانون دیده و هنوز هم قانون سر جایش است و به هیچ عنوان نسخ نشده، اجرایی کردن و عملیاتی کردن همین قانون است. قانونی که دوباره پشتبندش بند «پ» ماده ۶۹ هم آمده و در برنامه هفتم باز هم وزارت بهداشت را مکلف کرده که این نیروهای حد واسط را داشته باشد. یعنی آقا یک قانون موفقی داشتیم که همچنان هم برقرار است، اما استناد و استفاده از آن معطّل مانده. از طرفی هم مطالبه مردمی در بحث دریافت خدمات هست. بیایند در این حوزه بهداشتکار دهان و دندان بگذارند. این موضوع متوجه سیاستهای معاونت بهداشتی است و پیشگیری خیلی میتواند کمکش کند. این ویژگیها را دارد.
البته اینجا بگویم چرا تعطیل مانده: صادقانه کمیسیون اصل نود ورود پیدا کرده و جدی هم هست.
مجری:
بسیار خوب. من قرار است انشاءالله یک دقیقه فرصت داشته باشیم برای اینکه جمعبندی شما را داشته باشیم و برویم سراغ مهمان بعدیمان که از مسئولان مستقیم هستند. خیلی مختصر فراهم کنید.
دکتر میرمحمدی:
نکته اول اینکه چندین سال است که وزارت بهداشت مجوز هنرستانهای بهیاری را داده. بله، بچههای مردم در اینجا درس خواندهاند و فارغالتحصیل شدهاند. الان بلاتکلیفاند. وزارت بهداشت هیچ برنامهای برای این بندههای خدا ندارد. هنرستان بهیاری یعنی مثل اینکه میروند فنیحرفهای میخوانند یا علوم مختلف، بهیاری خواندهاند. با مجوز وزارت بهداشت. فقط مثال: الان تکلیفشان چیست؟ فارغالتحصیل شدهاند. فقط در یزد ما امسال شصت نفر فارغالتحصیل داشتیم. بندهخدا بلاتکلیفاند، هیچجا مشغول نشدهاند و هیچ برنامهای هم برای ادامه تحصیلشان نیست.
برای ادامه تحصیلشان مکلف کردهاند که آقا سه سال باید بروی طرح تا بتوانی مثلاً بروی پرستاری. از آن طرف میگویند چون اینها دیپلم هستند نمیتوانیم طرح هم بگیریمشان. نه طرح میگیرندشان، نه شرکتی، نه قراردادی. البته من با خانم دکتر یک جلسهای داشتم و ایشان قول دادند که یک اتفاقی بیفتد. من خواهش دارم حتماً از خانم دکتر تو این قصه سؤال کنید.
نکته دوم در بحث افزایش ظرفیت، مجموعه وزارت بهداشت و دیگران مخالفت کردهاند. من جلسات متعددی با دوستان داشتم. بر اساس نمودار، بر اساس کشورهای دیگر، همه اینها مستند، نشان دادم که ما نیاز داریم و ظرفیت نباید کاهش پیدا کند. دلیل حرف من این است که شما در اکثر قریب به اتفاق مناطق محروم (حتی در مناطق برخوردار) الان با پزشک عمومی با مشکل و کمبود روبهرو هستید. چطور من در شهرستانهایی در استان که فاصلهشان تا مرکز استان پانزده کیلومتر بیشتر نیست، پزشک عمومی کم دارم و مرتب هم از ما درخواست دارند که نیرو تعریف بفرستید؟
من نمیدانم چه اتفاقی دارد میافتد که وزارت بهداشت علیرغم اینکه مجلس مصر است نسبت به این قضیه؛ نامهای با تعداد قابل توجهی از نمایندگان نوشته شده که این کاهش داده نشود. میگویند زیرساختش نیست. زیرساختش را سازمان برنامه باید انجام بدهد. اینکه اعتبار بهشان قرار ندادهاند؟ خانم دکتر این را بفرمایید. راست میگوید؟ خب ببخشید، دولت نباید تصویب کند؟ در اختیار مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی است، چهار سال اجرا کردهاند، مکلفاند اعتبارش را بگذارند. البته با سازمان برنامه و بودجه که صحبت میکنی میگوید من گذاشتهام، ولی وزارت بهداشت میگوید اعتبار در این راستا نیست. دوباره این وسط صاحب برنامه که میگوید دادهام و وزارت بهداشت میگوید ندادهاند. متأسفانه روشن شود.
ما خواهش میکنیم در بحث افزایش ظرفیت کوتاه نیایید، چون هم تو بند «پ» ماده ۶۹ تکلیف شده، هم مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی دارد و همه اینها به کنار، انصافاً نیاز است. شاید خانم دکتر بفرمایند که حالا ما زیرساخت مشکل داریم، هیئت علمی مشکل داریم. انصافاً ظرفیتهای خالی متعددی در همین وزارت بهداشت یا در دانشگاه آزاد داریم که با یک مصوبه دولت میتواند این ظرفیتها را هم بیاورد پای کار.
مجری:
خیلی ممنون. انشاءالله. در خدمت مهمان بعدیمان هستیم. اینجا در استودیو برنامه، سرکار خانم دکتر طاهره چنگیز حضور دارند. ایشان از بانوان برجسته و چهرههای علمی حوزه پزشکی در کشور هستند و همینطور معاون آموزشی وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی. من میدانم سابقه ریاست دانشگاه علوم پزشکی اصفهان را هم دارند. میخواهیم از این نکته آخر آقای دکتر نماینده مجلس شروع کنیم که گفتند تعدادی با مصوبه وزارت بهداشت رفتهاند دیپلم حوزه بهیاری و بهورزی گرفتهاند که حالا اینها در واقع برای گذراندن طرحشان، خدمت کردنشان و حتی رفتنشان برای ادامه تحصیل هم دارای مشکل هستند. برای این چه کاری میشود کرد؟
خانم دکتر چنگیز:
مدارس بهورزی دقیقاً بر اساس نیاز و جایگاه شغلی دانشآموز میگیرند و البته الان دانشجو میگیرند. در واقع بهورزهای ما الان دیگر کاردان هستند.
موردی که فرمودند دبیرستانها یا هنرستانهای بهیاری است که دیپلم بهیاری به بچههایی که فارغالتحصیل میشوند میدهند. قبلاً تو ردیفهای استخدامی امکان استخدام بود. الان متأسفانه مشکلی که پیش آمده این است که استخدام افراد دیپلم یا کمتر از دیپلم در سازمانهای دولتی ممنوع شده و این کلی تسری پیدا کرده به فارغالتحصیلهای هنرستانهای بهیاری. بعد از تصویب اینکه بروند هنرستان بهیاری آمده؟ نه، هنرستانهای بهیاری سالهاست وجود دارد، منتها این مصوبات اخیراً (چند ساله) درباره ممنوعیت آمده است.
ما در وزارت بهداشت پیگیر هستیم که حداقل امکان بهکارگیری شرکتی این عزیزان را فراهم کنیم. البته یک نکته را بگویم که ما امکان ادامه تحصیل این عزیزان را برای پذیرش مستقیم با مدارک در دورههای فوریت پزشکی و دورههای کاردانی فوریتهای پزشکی پیشبیمارستانی فراهم کردیم؛ با طرح یا بدون طرح، با مصوبهای که از شورای عالی انقلاب فرهنگی گرفتیم در همین تابستان امسال. بنابراین یک روزنهای باز شده برای ادامه تحصیلشان. هم سهمیه بهیاری برای ورود به رشته پرستاری در مقطع کارشناسی وجود داشته که منتها سهمیه بالایی نیست، ولی این امکان برایشان هست. انشاءالله با پیگیری که شما فرمودید و انشاءالله با پیگیری وزارت بهداشت و خود آقای رئیسجمهور، این مسئله حل شود تا هم به مردم خدمت کنند و هم کار خودشان جلو برود.
مجری:
اما موضوع امشب برنامه، همانطور که در جریان هستید، بحث قانون برنامه هفتم پیشرفت است و داریم راجع به ماده ۶۹ بند «پ» صحبت میکنیم که دو موضوع را در دل خودش دارد: ظرفیت تخصص حالا به میزان دوازده درصد و یک سری نکاتی که در کنارش آمده، و همینطور برنامه دولت جهت افزایش و تقویت نیروی انسانی حوزه سلامت که بیاید کمک کند به افزایش و ارتقای سلامت.
ما صحبت کردیم که در سالهای گذشته یک عدم توازنی در پذیرش وجود داشته. امسال با همتی که شما داشتید و آن کار خوبی که انجام شده، در رشتههای پرمتقاضی ظرفیت افزایش پیدا کرده و در رشتههایی که کمتر متقاضی داشتند این ظرفیت کمتر افزایش یافته یا افزایش پیدا نکرده. این اتفاق خیلی خوبی است که جای تقدیر و تشکر دارد.
برنامه وزارت بهداشت برای اینکه مسائل و چالشهای این حوزه آموزش پزشکی و تخصص را حل کند تا بتواند به مردم بیشتر و بهتر خدمت کند چیست؟ در خدمت شما.
خانم دکتر چنگیز:
خب اگر این ماده را شما ملاحظه فرموده باشید، یکی از بندهایش ناظر به تربیت نیروی انسانی است و هوشمندانه سایر بندها به طراحی نظام، بحث پرداخت و بحث تجهیز زیرساختها پرداخته. فکر میکنم در اجرا و در نظارت هم باید کل این ماده دیده شود، نه صرفاً آن بخش مربوط به تکالیف مربوط به افزایش تربیت نیروی انسانی.
مغالطهای هم که میشود تفاوت ظرفیت را با پذیرش بگیریم. ببینید ظرفیت یعنی اینکه واقعاً جایی باشد و ما اینجا را باز کنیم و مهمان دعوت کنیم، دانشجو دعوت کنیم، دستیار دعوت کنیم. بله، این مغالطه در سالهای گذشته متأسفانه اتفاق افتاد. آن تکلیف بیست درصد سالانه افزایش ظرفیت رشته پزشکی بدون اینکه جای واقعی، صندلی واقعی و امکانات واقعی برای تربیت نیروی انسانی جدید و دانشجوی جدید باشد، مهمانها دعوت شدند در حالی که تو خانه صندلی به اندازه کافی نبود، کلاس نبود، تخت بیمارستانی مشکل داشتیم و استاد به اندازه کافی نداشتیم. و خب همانطور که آقای دکتر میرمحمدی هم به درستی فرمودند، این امکانات هم همچنان که لازمه این افزایش بود هنوز فراهم نشده. بنابراین این اشتباه را ما قاعدتاً باید مراقب باشیم که تکرار نشود و باید اصلاح کنیم. اصلاً به صورت کاذب با افزایش پذیرش، الزاماً ظرفیت افزایش پیدا نمیکند. این را باید حواسمان باشد. آن زیرساختها و آن ظرفیت به معنای واقعی باید ایجاد شود. خود قانون هم اشاره دارد که برنامه در سایر حوزهها فراهم باشد.
مجری:
دقیقاً. در همین حوزه افزایش زیرساختها و فراهم کردن زمینه تکالیفی که ارائه شده، چقدر جلو رفته و چقدر انجام شده؟
خانم دکتر چنگیز:
ببینید آنچه که چون ظرفیت را آنچه که ما سالانه باید گزارش بدهیم به نهادهای نظارتی برای اجرای قانون برنامه هفتم، دقیقاً سؤال میشود که شما چند درصد در دفترچه پذیرش دستیار، آیا این دوازده درصد اضافه پذیرش دستیاری شده یا نه. دیده میشود یا نه؟ بله، این دیده میشود؛ یعنی دوازده درصد مجموع رشتهمحلهایی که اعلام شده افزایش پیدا کرده.
خب آقای دکتر میرمحمدی فرمودند که اینها عمدتاً در رشتههایی بوده که به طور معمول خالی میماند. که امسال خوبی شده. البته این را من عرض کنم که الزاماً در این رشتهها نبوده. یعنی اگر افزایشهای ظرفیت مثلاً ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ را بخواهم خدمتتان عرض کنم: مثلاً رشته ارتوپدی نزدیک ۱۴ درصد افزایش داشتیم، در بیماریهای داخلی ۱۶.۵ درصد، در بیماریهای مغز و اعصاب ۱۰.۵ درصد (آمار سالهای گذشته است). امسال را هم عرض میکنم: مثلاً در جراحی مغز و اعصاب نزدیک ۱۸ درصد افزایش ظرفیت در ۱۴۰۴ نسبت به ۱۴۰۳ داشتیم.
درست است که از نظر تعداد ممکن است در یک رشتهای مثل بیهوشی که چه شکست بزرگی است، وقتی یک درصد افزایش میدهیم عدد زیاد است، ولی به لحاظ درصدی اگر بخواهیم حساب کنیم، انصافاً اینطور نیست که این دوازده درصد افزایش ظرفیت کل (که چیزی حدود سه هزار و خوردهای است) الزاماً فقط تو رشتههای خالیمانده و به نوعی فقط صندلی خالی زیاد کرده باشیم.
امسال اتفاقی که افتاد در افزایش ظرفیت، ما چند پارامتر را در نظر گرفتیم. نکتهای را جناب آقای دکتر میرمحمدی اشاره فرمودند در مورد برنامه نیروی انسانی و تصویب هیئت دولت. ما آخرین سند توسعه متوازن تربیت نیروی انسانی وزارت بهداشت را در سال ۱۴۰۱ داشتیم که به تصویب شورای گسترش رسیده و نسخه بعدی سند هم در حال آمادهشدن است. تو حوزه فوریتهای پزشکی یک ماه پیش به تصویب شورای گسترش رسید و انشاءالله تا آخر سال برای بقیه گروهها مثل گروه پرستاری، گروه توانبخشی و بقیه گروهها آماده میشود.
مبنای این سند که در مورد دستیاری امسال مبنا همین بود، نسبتها این بود: در واقع توزیع جمعیت، بار بیماریها، پراکندگی جمعیت، بحث محرومیت و سطحبندی. یعنی با یک حسابوکتاب دقیقی. دقیقاً بر اساس حسابوکتاب، ما امسال حتی آمدیم تعداد متخصص موجود در هر استان را هم بررسی کردیم، تعداد متعهدین خدمت سهمیه عدالت آموزشی در حال تحصیل و شاغل به خدمت در هر رشته و در هر استان را گرفتیم، نیاز اعلامشده از استان را هم گرفتیم و بعد بر مبنای جامعی شده. دوستان عملاً با استفاده از هوش مصنوعی این کار را انجام دادند؛ یعنی محاسبات دستی به تنهایی کفایت نمیکرد.
این یک سمت است؛ یعنی سمت نیاز و سمت تقاضا. آنچه که ایشان فرمودند بحث پر شدن رشته است و پارامترها یا عواملی که روی تقاضا میگذارد یا جذابیت رشته. کما اینکه ما در سالهای مختلف میزان پر شدن ظرفیتها در رشتههای مختلف متفاوت بوده. سمت تقاضا را هم در نظر گرفتیم. و آن سؤال هوشمندانه که شنیدم شما از جناب آقای دکتر میرمحمدی پرسیدید که خب اگر ما بیاییم رشتهای که جذابیت دارد (مثلاً رشتهای که همیشه بیش از ظرفیت هم جذب میشود مثل رشته پوست) را افزایش بدهیم، این باعث میشود که یک عدهای در واقع یک جور فرار مغزهای داخلی هم اتفاق بیفتد؛ افرادی که میتوانستند بروند یک رشتهای که شاید بیشتر مورد نیاز مناطق محروم است بیایند اینجا و نهایتاً آن رشتهها خالی بماند. کاملاً منطقی است و اتفاقاً ما در افزایش ظرفیت این نکته را هم در نظر گرفتیم. خیلی خبر خوبی است واقعاً.
مجری:
من به طور خاص بپرسم راجع به خانمهایی که رزیدنت میشوند. اینها واقعاً افتخارات کشورند. پزشکی میخوانند، خواهر ما، بانویی که تو کشور زحمت خیلی سختی میکشد انصافاً و میآید حالا تخصص هم قبول میشود و میرود دستیار میشود. به خاطر شرایط سخت دستیاری، ده تا کشیک، پانزده تا کشیک در طول ماه معنیش این است که ده شب شما باید سر کار باشید؛ یعنی عملاً ده شب یعنی بیست روز شبها نمیتوانید خونه خودتان باشید. اصلاً چجوری میخواهند زندگی مشترک داشته باشند و فرزند بیاورند تو این شرایط؟ آقا فرزند یک آدم نخبه هم تو این جامعه حق دارد بچهدار شود دیگر. گناه که نکرده. برای اینها آیا شما کاری دیدهاید به طور خاص؟
خانم دکتر چنگیز:
بله. ما یکی از حالا به اصطلاح (از موضوع خارج شدیم ولی) برنامه جامعی دبیرخانه شورای آموزش پزشکی تخصصی از سال گذشته (یعنی در واقع از انتهای ۱۴۰۳) شروع کرد که محصولش سال گذشته به تصویب رسید و از امسال هم در واقع اجرا شروع شد. در واقع استاندارد کردن برنامههای دستیاری و استاندارد کردن حوزههای مختلف مرتبط با دستیاران.
یکی از این حوزهها تحت عنوان حوزه «نیکزیستی» است؛ یعنی اینکه دستیاران در واقع یک زندگی قابل قبول به لحاظ رفاهی داشته باشند که خب البته از سال گذشته با افزایش حقوق دستیاران که پذیرفتهاند، با توجه به سرعت تورم همچنان عقب است، ولی به هر حال اقدام خوبی انجام شد. و یکی از مثلاً مباحث حوزه نیکزیستی همین بحث حداکثر ساعات مجاز کار در هفته است. این درست میشود. پس این انشاءالله ابلاغ شده و به تصویب رسیده.
مجری:
چقدر میشود خانم دکتر؟ ساعت کاری هست؟
خانم دکتر چنگیز:
حداکثر هشتاد ساعت در هفته. خیلی زیاد است، بهتر هم بشود.
مجری:
در گرفتن بودجه، بخشی از این قانون این است که زیرساخت و بودجه بگیریم. وزارت بهداشت هم به نفعش است که طرح بدهد و بودجه بگیرد. اصلاً فرض کنیم ما بودجه برای زیرساخت را نخواستیم. نمیتوانیم از تصدیگری آموزش بیرون بیاییم ؟ مثلا در آموزش پزشکی را بخشی از هزینه را ببریم در حوزههایی که حالا دولتی نیست. استاندارد تعریف کنیم و بگوییم هر کسی میتواند این استاندارد را برای آموزش رعایت کند، من اجازه میدهم تحت نظارت من بیاید آموزش پزشکی را انجام دهد. آیا اینها شدنی است؟
خانم دکتر چنگیز:
دانشگاه آزاد اسلامی در حوزه که تو آموزش علوم پزشکی و آموزش پرستاری خیلی فعال است. اگر بررسی بفرمایید عملاً دانشکدههای پرستاری یا واحدهای پرستاری دانشگاه آزاد طبیعتاً برای آموزش بالینی دانشجویان پرستاری به بیمارستانهای دولتی وابستهاند؛ مگر معدودی بیمارستانهای تأمین اجتماعی که ممکن است در اختیار باشد و تعداد تختها به هیچ عنوان و توزیعش کفاف نیاز رشته پرستاری را نمیدهد.
در مورد پزشکی هم حداکثر ظرفیتی که میشود اختصاص داد و خودشان میپذیرند در نظر گرفته شده و ما امسال اعلام کردیم که دانشگاه آزاد اگر مایل است و امکانات را میتواند گسترش دهد که ما ظرفیت پزشکی را افزایش بدهیم، ما این آمادگی را داریم. ولی دانشگاه آزاد واقعاً بیش از این امکان گسترش ندارد.
مجری:
خیلی ممنون و متشکرم. بسیار گفتگوی خوبی بود و استفاده کردیم از حضور شما. سرکار خانم دکتر طاهره چنگیز بودند، معاون آموزش وزارت بهداشت و از بانوان پزشک متخصص و فرهیختگان حوزه علمی کشور.