حجه الاسلام والمسلمین احمد مطهری اصل نماینده ولی فقیه و امام جمعه تبریز در برنامه آفتاب شرقی ۲۱ شهریور ۱۴۰۵ اظهار داشت:
در آیات قرآن کریم، گاهی برخی مفاهیم با همان واژه و عنوان خاص خود ذکر نشدهاند، اما از مجموعه آیات و مضامین آنها میتوان دریافت که منظور خداوند متعال همان مفهوم مورد نظر است. درباره موضوع استقامت، آیاتی وجود دارد که این واژه بهصراحت در آنها به کار رفته است.
خداوند متعال در آیه ۱۱۲ سوره هود، پیامبر گرامی اسلام و مؤمنان را به استقامت در راه دین فرمان میدهد:
«فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَکَ وَلَا تَطْغَوْا إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِیرٌ»
در این آیه، خداوند متعال ابتدا رسول گرامی اسلام را موظف میکند که در این مسیر استقامت داشته باشد و سپس مؤمنان را نیز به تبعیت از پیامبر و ایستادگی در این راه فرامیخواند. بنابراین، نهتنها شخص پیامبر(ص)، بلکه همه مؤمنان باید در مسیر حق و حقیقت استقامت داشته باشند.
استقامت به این معناست که انسان بر هدف، اندیشه و عملی که آن را حقیقت میداند، پایدار بماند و در راه آن پافشاری کند. انسانِ متذبذب کسی است که گاهی به آنچه معتقد است عمل میکند و گاهی از عمل به آن دست میکشد؛ یا در دنبال کردن هدفی که برای خود تعیین کرده، زمانی ثابتقدم است و زمانی از آن فاصله میگیرد. چنین رفتاری را نمیتوان استقامت نامید و طبیعی است که با این شیوه، انسان به مقصد مطلوب خود نخواهد رسید.
البته خداوند نمیفرماید که انسان در هر مسیری استقامت داشته باشد، بلکه میفرماید: «فَاسْتَقِمْ کَمَا أُمِرْتَ»؛ یعنی همانگونه که مأمور شدهای، استقامت کن. انسانهای بسیاری ممکن است در راه باطل نیز پافشاری و لجاجت کنند. ممکن است فردی بداند راهی که انتخاب کرده نادرست است، اما با این حال بر آن اصرار بورزد. چنین پافشاریای استقامت حقیقی نیست.
آنچه حقیقت دارد، آنچه حق است و آنچه عقل و شرع میپسندد، شایسته استقامت است. بنابراین، استقامت باید در مسیر حق و حقیقت باشد، نه در راه باطل و لجاجت. همچنین این استقامت نباید موجب ظلم و تعدی به دیگران شود. گاهی انسان بر مسئلهای اصرار میورزد، اما اصرار او سبب آزار یا ظلم به دیگران میشود. چنین رفتاری مورد قبول نیست. استقامت نباید به طغیان و تجاوز از حدود الهی منجر شود.
در آیه دیگری از سوره جن نیز خداوند متعال میفرماید:
«وَأَنْ لَوِ اسْتَقَامُوا عَلَى الطَّرِیقَةِ لَأَسْقَیْنَاهُمْ مَاءً غَدَقًا»
در این آیه، خداوند وعده میدهد که اگر انسانها در راهی که خداوند برای آنان تعیین کرده استقامت داشته باشند، نعمتهای فراوان الهی شامل حال آنان خواهد شد. بنابراین، باز هم تأکید بر این است که استقامت باید بر طریق الهی باشد؛ نه هر راهی که انسان برای خود انتخاب کند، بلکه راهی که خداوند متعال تعیین و تأیید فرموده است.
انسان بدون استقامت نمیتواند از نعمتها و ظرفیتهای الهی بهدرستی بهرهمند شود. استقامت یکی از شروط اساسی رسیدن به اهداف بزرگ و بهرهمندی از الطاف الهی است.
امیرالمؤمنین حضرت علی علیهالسلام نیز در نهجالبلاغه میفرمایند:
«العملَ العملَ، ثم النهایةَ النهایةَ، والاستقامةَ الاستقامةَ، ثم الصبرَ الصبرَ، والورعَ الورعَ»
این فرمایش شریف، نکات بسیار مهمی را در خود جای داده است. نخستین نکته، تأکید بر عمل است. انسان برای رسیدن به مقصد، تنها با آرزو و امیدهای بیپایه نمیتواند موفق شود. برخی تصور میکنند اگر در ذهن خود موفقیتها و پیروزیهایی را تصور کنند، بدون تلاش و کوشش میتوانند به آنها دست یابند؛ در حالی که چنین نیست.
راه رسیدن به هدف، عمل و تلاش است. انسان باید کوشش کند، زحمت بکشد و در مسیر هدف خود حرکت کند. امیرالمؤمنین علیهالسلام با تکرار واژه «العمل» بر اهمیت اقدام و تلاش تأکید میفرمایند.
پس از عمل، باید نهایت و مقصد را نیز شناخت. انسان باید بداند به کجا میخواهد برسد و پیروزی واقعی برای او در کجا قرار دارد. شناخت مقصد، جهت حرکت انسان را مشخص میکند.
پس از آن، مسئله استقامت مطرح میشود. با یک یا دو روز مقاومت و پافشاری نمیتوان به اهداف بزرگ دست یافت. گاهی انسان باید برای رسیدن به یک هدف، سالها و حتی تمام عمر خود تلاش کند. ازاینرو، امیرالمؤمنین علیهالسلام بر استقامت تأکید میفرمایند.
البته استقامت نیز با مشکلات و دشواریهای فراوان همراه است. به همین دلیل، پس از استقامت، مسئله صبر مطرح میشود. انسان در مسیر استقامت با سختیها و گرفتاریهایی روبهرو خواهد شد و باید بتواند آنها را تحمل کند و از ادامه مسیر بازنماند.
در ادامه، حضرت از ورع و تقوا سخن میگویند. همه این مراحل باید در راه خدا و در مسیر تقوا و پرهیزگاری باشد. اگر تلاش و استقامت انسان صرفاً برای دستیابی به مقام و موقعیتهای دنیوی باشد، ارزش حقیقی خود را از دست خواهد داد.
این فرمایش امیرالمؤمنین علیهالسلام به ما میآموزد که باید اهل عمل باشیم و به امیدهای واهی و آرزوهای بیپایه دل نبندیم. باید مقصد و نهایت راه را بشناسیم، برای رسیدن به آن تلاش کنیم، در مسیر استقامت داشته باشیم، دشواریها را با صبر تحمل کنیم و همه این مراحل را در راه خداوند و همراه با تقوا و ورع انجام دهیم.
در همین زمینه، رهبر شهید عزیزمان نیز درباره مفهوم استقامت میفرمایند که استقامت یعنی ایستادگی کردن، ادامه دادن، راه را دنبال کردن و متوقف نشدن. این، رمز موفقیت است.
ایشان همواره امت را به استقامت و ایستادگی سفارش میکردند و بر این باور بودند که اگر قرار است به قلههای تمدن اسلامی دست پیدا کنیم، باید در این مسیر بایستیم و تا رسیدن به هدف، راه را ادامه دهیم. اگر هدف ما این است که نهتنها ایران عزیز، بلکه جهان اسلام و جهان مستضعفین به قلههای تمدن دست پیدا کنند، راهی جز استقامت وجود ندارد.
خود ایشان نیز در عمل چنین مسیری را دنبال کردند. در طول سالهایی که رهبری این امت، بلکه امت اسلامی را بر عهده داشتند، در برابر خواستههای نامشروع دشمنان اسلام و ایران عزیز ایستادگی کردند و یک قدم از مواضع خود عقب ننشستند. همچنین تلاش کردند مردم را نیز با خود همراه سازند.
انصافاً مردم نیز در کنار آن بزرگوار ایستادند و در راه آرمانها و آنچه ایشان به آن میاندیشید و برای آن تلاش میکرد، تا پای جان استقامت کردند و جان عزیز و خانواده محترمشان را نیز در این مسیر تقدیم حضرت احدیت کردند.
از مجموع این آیات، روایات و فرمایشات رهبران و بزرگان میتوان به این نتیجه رسید که استقامت یعنی پایداری بر آنچه حق و حقیقت میدانیم؛ یعنی پایداری بر دین الهی و حرکت مستمر برای رسیدن به قلههای تمدن اسلامی.
برای رسیدن به این قلهها، راهی جز استقامت، تلاش و پای کار بودن وجود ندارد؛ استقامتی که باید تا پای جان ادامه یابد.