حسامالدین خضری: روایتهای شخصی از روزهای جنگ بخشی از تاریخ این سرزمین است. گروهی از دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر تصمیم گرفتهاند تجربههای خود را در کتابی جمعآوری کنند. خانم نوریان فرزام از اعضای این گروه امروز مهمان ماست. چه شد که تصمیم گرفتید روایتهای دانشجویان را در یک کتاب منتشر کنید؟
نوریان فرزام: این ایده در جهاد دانشگاهی دانشگاه امیرکبیر شکل گرفت. ما از قبل یک گروه فعال داشتیم و برنامههایی مانند مسابقات مناظره و فعالیتهای فرهنگی برگزار کرده بودیم. با شروع جنگ و مجازی شدن دانشگاه، دنبال کاری بودیم که در آن شرایط انجام دهیم. ایده جمعآوری تجربههای زیسته دانشجویان مطرح شد و تصمیم گرفتیم این روایتها را در قالب یک کتاب منتشر کنیم.
مجری: یعنی نویسندگان کتاب از قبل با هم آشنا بودند؟
نوریان فرزام: هسته اصلی گروه از قبل شکل گرفته بود و اعضا با هم همکاری داشتند. بعد هم روایتها را از دانشجویان دریافت کردیم. قرار بود هر فرد تجربه خاص خودش از روزهای جنگ را بنویسد؛ بنابراین کتاب مجموعهای از روایتهای شخصی دانشجویان است.
مجری: کتاب چه ساختاری دارد؟ آیا روایتها به ترتیب زمانی کنار هم قرار گرفتهاند؟
نوریان فرزام: بعد از جمعآوری نوشتهها، در گروه تحریریه برای کتاب فصلبندی طراحی کردیم. تلاش کردیم ترتیب زمانی رویدادها حفظ شود. از آغاز جنگ و نخستین تجربه دانشجویان شروع میکنیم و سپس به حضور مردم در خیابانها، خبر شهادت رهبر، فعالیتهای جهادی و کمک به آواربرداری میرسیم.
مجری: در فهرست کتاب فصلی با عنوان «مکن ای صبح طلوع» دیده میشود که به لحظه شنیدن خبر شهادت اختصاص دارد. یکی از نویسندگان در آن از بیدار شدن در سحر و مواجهه با آن خبر نوشته است. این روایتها برای بسیاری از مردم آشناست.
نوریان فرزام: بله، ارزش کتاب هم در همین است که حال و هوای آن روزها را از نگاه دانشجویان ثبت میکند. سالهای بعد میتوان دید که دانشجویان در آن شرایط چه احساسی داشتند و چه کارهایی انجام میدادند.
مجری: این تجربه چه تغییری در برنامهها و نگاه خود شما ایجاد کرد؟
نوریان فرزام: یکی از کارهایی که برای ما اهمیت پیدا کرده ادامه روایتگری است. دیروز مراسم رونمایی کتاب برگزار شد و تعدادی از دانشجویان گفتند که آنها هم تجربههایی داشتهاند که هنوز نوشته نشده است. به همین دلیل تصمیم گرفتیم برای گردآوری روایتهای بیشتر و انتشار جلد دوم کار را ادامه دهیم.
مجری: آیا این تصمیم فقط درباره ثبت خاطرات است یا در حوزه تحصیل و کار علمی هم بر شما اثر گذاشته است؟
نوریان فرزام: در کنار روایتگری، معتقدیم باید در رشتههای تخصصی خودمان قویتر شویم؛ به سطحی از دانش و توانایی برسیم که بتوانیم در آینده مسئولیتهای مهمی را بر عهده بگیریم و برای کشور مفید باشیم.
مجری: از شهیدان دانشگاه امیرکبیر هم در کتاب یاد شده است. درباره آن بخش توضیح میدهید؟
نوریان فرزام: یکی از فصلها به شهدای دانشگاه اختصاص دارد. از جمله شهید محمدمهدی شریفی که در رشته مهندسی هوافضا تحصیل میکرد. ما فرصتی داشتیم به خانه ایشان برویم و با خانوادهشان گفتوگو کنیم. شهید دیگر، مهندس علی ناظم، دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی نساجی و همکار ما در جهاد دانشگاهی بود که در ایست بازرسی به شهادت رسید.
مجری: شما با شهید علی ناظم همکاری مستقیم داشتید. او را چگونه به یاد میآورید؟
نوریان فرزام: پیش از آنکه ایشان را از نزدیک ببینم، از دوستان شنیده بودم که همیشه برای کمک آماده است و میشود روی کارش حساب کرد. وقتی با ایشان همکاری کردم، همین ویژگیها را دیدم؛ فردی صمیمی، دقیق و مسئولیتپذیر بود. در برنامههای مناظره به گروه ما کمک میکرد و کارهایی را که به او میسپردیم با دقت انجام میداد.
مجری: آخرین بار چه زمانی او را دیدید؟
نوریان فرزام: در یک دوره آموزشی مرتبط با شرایط جنگ در خانه اندیشه دیدمش. آن آخرین دیدار من با ایشان بود و فردای آن روز خبر شهادتش را شنیدم.
مجری: فکر میکنید دانشجویان امروز چه مسئولیتی در برابر آینده کشور دارند؟
نوریان فرزام: به نظرم باید خوب درس بخوانیم، مهارت پیدا کنیم و در حوزه خودمان آنقدر توانمند شویم که بتوانیم مسئولیتهای مهم کشور را در آینده بر عهده بگیریم. در کنار آن، ثبت و انتقال تجربههای این دوران را هم ادامه دهیم.
مجری: از شما و تمام دانشجویانی که برای گردآوری و انتشار این کتاب تلاش کردهاند سپاسگزارم. امیدواریم جلد دوم هم منتشر شود و روایتهای بیشتری ثبت شود.